گوشیم را دزد برد

پیش از اینکه کامنت‎ها را تأیید کنم این چند سطر را باید به عرض برسانم:

نمی‎دانم چرا دزدها اصرار دارند همیشه گوشی‎های ساده و غیر اندرویدیِ مرا ببرند. اصلاً آدم باورش نمی‎شود بین اینهمه گوشی‎های گران‎قیمت و قوی‎صولت، گوشی بی هیبت و حشمتِ من دیده شود.

علت اعلانِ این مطلب، جلبِ احساس همدردی شما با مال‎باخته نیست. یکم: ترسم از مزاحمت‎های تلفنی برای افرادیست که شماره‎شان را در دفتر تلفن همراه داشتم. دوم: از دست دادن دفتر تلفن و نداشتن شماره‎هایم در جای دیگر.

لذا؛ اولاً : دوستانی که شماره‎ام را دارند و شماره‎شان را دارم، هم توجه داشته باشند که اگر من بهتان زنگ زدم این من نیستم که دارم بهتان زنگ می‎زنم، دیگر خودتان حواستان باشد. از طرفی شما نیز من‎بعد با شمارۀ تلفن همراهی که از من دارید تماس نگیرید و پیامک نزنید.

ثانیاً: آندسته از دوستانی که اینجا را می‎خوانند لطفاً شماره‎شان را همینجا برایم کامنت خصوصی بگذارند.

خداراشکر این واقعه نزدیک به زمان نمایشگاه کتاب اتفاق افتاد و خوشبختانه من در این نمایشگاه خیلی از دوستان غیرهمشهری را می‎بینم.

و من الله التوفیق. و علیه التکلان.

 

پ ن: اَااااه! چقـــدر پیامک بود که مدت‎های طولانی دلم نمی‎آمد پاکشان کنم _همیشه جعبه دریافت پیامکم پر بود_ حالا همه‎اش به یکباره با هم رفت. اَااااه! دنیا همینه حسن‎جان :-) ... تنها خدا، خداست که می‎ماند!

۹۴/۰۲/۱۶  به قلم من  |

 

معرفی شاعر: غادة السمّان

صدای امروز شعر زنان عرب

غاده السّمّان

نمایشگاه کتاب دارد شروع می‎شود و ما ظاهراً به حکم اهل شعر و فرهنگ بودن و باطناً به حکم تهرانی بودن و مجاور نمایشگاه بودن مثل هر سال خیلی به این اتفاق فکر می‎کنیم. زینرو اینجا هم چندتا معرفی کتاب می‎نویسم برای دوستان. احتمالاً همه‎شان شعر. چون فکر نکنم بیش از این هم از ما توقع برود. آنچنانکه خودم هم توقع دارم دوستان هم در آن موضوعی که علاقۀ اصلیشان است، پیشنهادشان را برای من و من‎ها بنویسند.

شاعری که دلم می‎خواهد امسال حتماً از او چند کتاب بخرم، خانم «غادة السّمّان» چهرۀ برجستۀ ادبیات عرب امروز، و شاعر و رمان‎نویسِ سوریایی است. قبل از معرفی بیشتر یک مقدمه بروم:

 

شعر ترجمه و ترجمۀ شعر

به نظرم مطالعۀ شعر ترجمه در بسیاری از مواقع کار بسیار احمقانه‎ای است. من خودم همواره گفته‎ام که شعر را ایرانی بخوان و داستان را خارجی. گاهی درمورد موسیقی و سینما نیز چنین گفته‎ام. که ترجیحِ سینما با سینمای خارجی و ترجیحِ موسیقی، با موسیقیِ ایرانی است. اما درمورد شعر و داستان با قطعیت و جزمیت می‎گویم. چرا؟ جُدا از آن مبحثِ مناقشه‎برانگیزِ تفضّلِ ذاتیِ شعر بر داستان، جُدا از برتری غیرقابل قیاس شعر ایرانی نسبت به شعر دیگر ملل و جُدا از اول بودن شعر در ایران نسبت به سایر هنرها؛ آنچه مهمتر است این است که برخلافِ داستان که با محوریتِ «روایت» شکل می‎گیرد، شعر در بستر «زبان» اتفاق می‎افتد. لذا ترجمۀ داستان نسبت به ترجمۀ شعر به مراتب امری آسان‎تر است و بی‎شک شعر در ترجمه اگر نگوییم به مسلخ برده می‎شود، باید بگوییم اخته و ناتوان می‎شود. شعر با زبان سروده می‎شود و با زبان شنیده و فهمیده می‎شود. زبان هم فقط مجموعه قوانین و دستورات نحوی نیست. زبان یک حیثیت عمیق فرهنگی و تاریخی دارد. لذا تو برای درک شعر نه تنها باید آن را به زبان اصلیش بشنوی و زبان اصلی را بلد باشی، بلکه باید در جهانِ آن زبان زیسته باشی.

با این وجود، نادانان خیلی شعر ترجمه را بزرگ می‎دارند. مخصوصاً از مشروطه به بعد که جنبش ترجمۀ ادبیات با قدرت در ایران شروع شد. و همانطور که احتمالاً می‎دانید ورودِ شعرِ ترجمه به ایران باعث به وجود آمدن بلیّه‎ای شد به نام شعر سپید. چه اینکه نثر گسسته‎ای را شعر انگاشتن، با مطالعه و جنجالِ شعر ترجمه در مطبوعات آن زمان به ذهن مخاطبان آمد. بی توجه به اینکه این نثرهای گسسته و عموماً ساده و شل، در زبان اصلیِ خود شعرهای شکوهمند و فرازمندی بوده‎اند.... بگذریم.

میلِ شدیدی هم که به خواندنِ شعر ترجمه در بعضی، از جمله "شاعرانِ دوستدارِ روشنفکر شدن" وجود دارد، ناشی از همان حس حقارتِ قدیمی است که «هرچه هست، بیرون از اینجاست» که «مرغ همسایه، غاز است».

 

غادة السّمّان

با همۀ این احوال، من و امثال من هم گاهی شعر ترجمه می‎خوانیم. اما کدام شعر ترجمه؟ ترجمۀ کدام شاعران؟ قطعاً بیش از همه آن شاعرانی که اولاً فکر می‎کنیم نه‎تنها در جغرافیا، بلکه در سرنوشت و جامعه و تاریخ هم شباهت‎ها و نزدیکی‎های بسیاری به ما دارند و همسایۀ ما (چه مکانی چه فکری) هستند. یعنی می‎توانیم بفهمیمشان. ثانیاً چهره‎های برجسته‎شان که واقعاً حرفی برای گفتن دارند. ثالثاً آنانکه اقبالِ یافتن مترجمی خوب را داشته‎اند. زین‎روست که بیشتر شاعران و شعردوستانِ جدی در ایران با چهره‎های برجستۀ شعر معاصر عرب آشنایند. آنچنانکه بیشتر شماها بزرگانی چون «محمود درویش» و «نزار قبّانی» را می‎شناسید. همچنین احتمالاً از متأخرترها «آدونیس» را. بالاخره این‎ها آدم‎های کمی نبوده‎اند و تأثیرشان در نفوسِ مشتاقان به مدد جار و جنجال رسانه‎ای و پرستیژ‎های روشنفکرمآبانه و غرب‎پرستانه نبوده. وزارت فرهنگ آقای مهاجرانی و روزنامه‎های اصلاح طلب و قاب‎های کافه‎های تهران، باعث شهرت و محبوبیّت اینان نبوده‎اند، حتی اگر از سوی ایشان هم ستایش شده باشند.

خانم «غادة السّمّان» هم از همین جنس است. بیشتر از جنس «آدونیس». السمان هم هم مثل هموطنش آدونیس، تحت تأثیرِ «بدر شاکر السیّاب» (شاعر نوگرای عراقی و شاید نیمای شعر عرب) است. او هم مثل آدونیس روشنفکر است، آزادی‎خواه است، درس خواندۀ غرب است و به ادبیات روز غرب مسلط است. منظورم از روشنفکر خردمند و فردی با فکر باز نیست، منظورم همان فرهیختگی همراه با آمیختگی با جهانِ غربی است. و البته تمایزی که چهره‎های برجستۀ روشنفکری در جهان عرب با بسیاری از روشنفکران ایرانی یا افغانستانی دارند این است که بی بخار و بی شرف نشده‎اند و از روشنفکری هم فقط پرستیژش را ندارند. بسیاری از مدعیان روشنفکری در ایران و افغانستان و بعضی کشورهای دیگر، اولاً فاقد صلاحیت‎های هنری و فکری هستند و قلمشان بسیار ضعیف است، ثانیاً خودبابخته و بی‎شرف یا در حالتِ بهتر، سرگشته و خنثی هستند. اما غرب‎زده‎ترین شاعر عرب که همین آدونیس باشد هم بی‎شرف و احمق نیست. این خیلی مهم است. غاده السمان هم همینطور. در پاریس زندگی می‎کند، واقعاً شاعر است، حتی جزو رمان‎نویسان توانای عرب است (بعضی می‎گویند مهمترین رمان‎نویس مدرن عرب)، زن است، راویِ جهان زنانه است، عاشقانه‎سراست، بی‎پرواست، تحصیلات عالیه در ادبیات انگلیسی دارد، کار ژورنالیستی می‎کند، کلّی عاشق در سراسر دنیا دارد، کلی گستاخ و مرزشکن بوده ... ولی باز هم بی شرف نشده. خیلی عجیب است. گاهی او را با «ویرجینیا وولف» مقایسه می‎کنند، گاهی با «دوریس لسینگ»، گاهی با «هانا آرنت». در ایران هم او را با «فروغ فرخزاد» مقایسه می‎کنند ( البته از میان شاعران عرب خانم «نازک الملائکه» را هم با فروغ فرخزاد مقایسه می‎کنند). با این‎حال در امور اجتماعی فعال است و اتفاقاً مواضعی وطنی دارد و با مقاومت همراه است. جالب است که فقط یکی از عشّاقش، شهید «غسّان کنفانی» داستان‎نویس و مبارز مشهور فلسطینی است که ما هم فیلم «بازمانده» را از روی یکی از داستان‎های او ساخته‎ایم. السمّان بیست سال پیش نامه‎های عاشقانۀ غسّان به خودش را در قالب کتابی منتشر کرد: «رسائل غسّان کنفانی الی غاده السّمّان» .

غسّان کنفانی و غاده السّمّان
غسّان کنفانی و غاده السّمّان!

من پیش از این، از غاده السّمّان دو مجموعه شعر با عنوان «غمنامه‎ای برای یاسمن‎ها» و «ابدیّت، لحظۀ عشق» را خوانده‎ام. هر دو توسط «نشر چشمه» منتشر شده‎اند و هر دو نیز با ترجمۀ «دکتر عبدالحسین فرزاد». مترجم و نشرهای دیگری هم سراغ ترجمۀ آثار غاده السمان رفته‎اند، اما کار جدی، همین کار نشر چشمه و جناب فرزاد است. در شعر، مترجمِ خوب خیلی مهمتر از داستان است و اصلاً مسئله ریسک‎پذیر نیست. و البته که ترجمۀ آقای فرزاد بسیار عالیست و ایشان مترجم رسمی آثار غاده السمان در ایران است. همچنین مقدمه‎هایی که ایشان بر این کتاب‎ها می‎نویسند بسیار مفید و خواندنی‎اند. کتاب‎های دیگری هم از السّمّان در همین نشر و با همین ترجمه منتشر شده‎اند که امسال می‎خواهم بخرمشان. از جمله «در بند کردن رنگین کمان»، «زنی عاشق در میان دوات» و اخیراً «عاشق آزادی». باری، بدم نمی‎آید کتابی را هم که جناب موسی بیدج از خانم السمان ترجمه کرده را هم ببینم: «با اینهمه عاشقت بوده‎ام».


و مِن کلامها

در ابتدای «غمنامه‎ای برای یاسمن‎ها» عبدالحسین فرزاد مصاحبه‎ای با خانم غاده السّمّان انجام داده است. وقتی سوال به موضوع زن و مرد و آلام و مظلومیت زنان می‎رسد، خانم السمان می‎گوید:

«مرد دشمن من نیست. من شیرین‎ترین غزل‎ها و اشعار تمرّدآمیزم را دربارۀ او سروده‎ام ... عقب‎ماندگی نه تنها به زن عرب بلکه به مرد عرب نیز ستم روا می‎دارد. راه حل با هم‎قسم شدن این دو میسّر است نه اعلان جنگ علیه مردها ... من همواره در برابر وارد کردن آزادی به طریق آمریکایی، که مرد را دشمن می‎یابد ایستاده‎ام. خواستار همانندی بین زن و مرد نیستم بلکه خواهان تکاملم. زیرا مادامی که زن کودکان را به دنیا می‎آورد همانندی غیرواقعی است... پیش‎آهنگانِ آزادی زن در آمریکا اخیراً به صورت مسخره‎ای درآمده‎اند. آنان زنان را به زیاده‎روی کشانده‎اند... قبول نکردن زیاده‎روی زنان غربی برای من به موازات قبول نکردن کوبیدن مردان عربی است...»

مثلا در این بخش «مادامی که زن کودکان را به دنیا می‎آورد همانندی غیرواقعی است»  تأثیرِ منطقیِ «سیمون دوبوآر» را می‎بینیم.

 

و من اشعارها

دوتا شعر اول از «غمنامه‎ای برای یاسمن‎ها»ست و دوتای دوم از «ابدیّت، لحظۀ عشق». شعرهای دیگری هم بود که بیشتر دوستشان داشتم و همینطور شعرهای سیاسی، اما اینجا خواستم از شعرهای کوتاه بیاورم.

 

غمنامه‎ای برای یاسمن‎ها

1. نامه‎ای از عریانی خاطره‎ها

خصلتِ ارّه را دوست نمی‎دارم
که برای اثبات خویش
                            باید
                               دیگری را ببرد.

من اما
دوستانم را از دست فرو نمی‎گذارم
                              چون با من بی‎وفایی کنند
                                                              یکبار.

و نیز معشوقم را
                     اگر که یکبار
                                    بر من خیانتی روا دارد.

من اما
         آیا حتی یکبار
                           بی‎وفا نبوده‎ام؟!

من اما
         آیا بارها
                    خیانت نکرده‎ام؟!

 

 

2. نامه‎ای بر کف دست

باهم در قهوه‎خانه بودیم

و من در فنجانِ قهوه می‎نوشیدم:

                                          نگاه‎ها و لطافت‎هایت را؛

آنگاه که زنِ فالگیر آمد و کف دست مرا گرفت

                                                          تا طالعم را بخواند

                                    و من به او گفتم

                                    تا طالعم را بخواند

                                    اما در کفِ دستِ تو! 


 

ابدیت، لحظه عشق

3. نامۀ وفاداری

هنگامی که با تو روبه‎رو شدم،

سنگ‎پشتی بودم،

که خزیدن در لاکِ خود را خوب می‎داند،


و در هنرِ پنهان‎شدن،

                         بدعت‎گر است.


آنگاه که تو را بدرود گفتم،

پرستویی شده بودم،

                      که بال‎هایش تو را همواره

                               به یادش می‎آورد...

 

 

 

 

4. نه !

نمی‎خواهم تنها ژنی باشم
                         سرگردان
                        در میانِ سلول‎های نیاکانم

که جز خصیصه‎های میراثیِ آنان
             چیزی را با خود نداشته باشم

و هرگز از نخستین بذرِ خویش
                    دست برندارم

و نیاکانم را رها نکنم
             هم بدین حقیقت
                       که آنان در وجود و سلول‎ها و خونم
                                         حضور دارند...

نمی‎خواهم ... اما
بدین شرط که هستی‎ام پیش از هرچیز
                                   بوده باشد...

و زندگانی‎ام،
                تکرارِ آنان نه
                              که آفرینشی از آنِ خویشتنِ خویشم باشد

و دیگر به زیرِ عبای نیایم
                      به در نشوم!

 


مرتبط: سایتِ رسمیِ غادة السّمّان

مرتبط: مصاحبۀ یک ماه پیش روزنامه اعتماد با عبدالحسین فرزاد درباره غادة السّمّان و کتاب جدید ترجمه شده از او


برچسب‌های موضوعی: معرفی کتاب, معرفی کتاب شعر, شعر معاصر عرب, درباره غاده السمان, درباره شعر ترجمه و ترجمه شعر

۹۴/۰۲/۱۵  به قلم من  |

 

آهنگ‌هایی برای امام علی _ علیه السلام

به لطف فرمایش یکی از بزرگ‎واران، گشتی زدم و این آهنگ‎ها را از آرشیوم پیدا کردم.

دوسال پیش در یادداشتی قوّالی‎های نصرت فاتح‎علی‎خان برای حضرت علی (و...) را آورده بودم. اما این‎ها فقط از میان آهنگ‎های ایرانی هستند. ان‎شاالله که گوش بدهید و صفا کنید. و ان‎شاالله این اتفاق‎های خوب  و نادر، در موسیقی ایران (یعنی سرزمین عاشقانِ امیرِ مؤمنان) تکرار شوند و بسیار شوند.

البته آهنگ‎های دیگری را هم پیدا کردم، ولی سعی کردم گزیده‎شان را برای شما بگذارم.

____________________________
از درویشِ شهید، سیدخلیلِ عالی‎نژاد

در پیوندِ «موسیقی» و «مولا علی (ع)» هیچ اسمی مشهورتر و موثرتر از زنده‎یاد «سیدخلیل عالی‎نژاد» نیست. فردی که از مشاهیر موسیقی مقامی تنبور و پیوندهای درخشان بین موسیقی و عرفانِ اهل حق بود. از آلبوم‎های با کلام او می‎توان به دو اثر موفق «ثنای علی» و «آیین مستان» اشاره کرد. آلبوم بی‎کلام «شکرانه» نیز از کارهای مورد توجه اوست.

1. دانلود «ثنای علی» سیدخلیل

گونۀ موسیقی: موسیقیِ خراباتی و قلندری، ملهم از موسیقی مقامی اهل حق در غرب کشور |  آلبوم: «ثنای علی» | ساز: تنبور و دف | آهنگساز و خواننده: سیدخلیل عالی‎نژاد | شاعر: مولوی

تا صورت و پیوندِ جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود...

2. دانلودِ «مولاجانم» سیدخلیل

مو آن رندم که پا از سر ندونم
سروپایی به‎جز دلبر ندونم
دل‎آرامی کز او دل گیرد آرام
به‎غیر از ساقی کوثر ندونم

گونۀ موسیقی: همان | آلبوم: همان، این قطعه در آلبوم «آیین مستان» نیز وجود دارد | ساز: همان | آهنگساز و خواننده: همان | شاعر: باباطاهر و عراقی

 

____________________________
از همایون کاظمی

همایون کاظمی است و همین قطعه. آخرین آلبومی که با صدای او گوش دادم «حلاج‎وشان» بود که الحق اثر مزخرف و شوخی‏‎مسلکی بود، هرچند همین آهنگساز هم آن را کار کرده. آلبوم معروفش «به یاد آن گذشته» است که خیلی بد نیست ولی چیز خاصی هم نیست. من فقط یک قطعه‎اش را پسندیدم. شاید همکاریش با «مامک خادم» در آلبوم «واقعه» (واقعۀ اولی فقط) آلبوم شاخص او باشد. اما این قطعه از بهترین قطعات با موضوع مولا علی است و قطعاً کاظمی و مرآتی را جاودان کرده. گفتنی‎ست این قطعه به هیئت‎ها هم راه پیدا کرده و بعضی مداحان (مثل حسن خلج) آن را در حد تیزر ثابت هیئت می‎خوانند.

3. دانلود «یا علی» همایون کاظمی

گونۀ موسیقی: تصنیف، ردیف‎دستگاهی | آهنگساز: _احتمالاً_ محمدعلی مرآتی | خواننده: همایون کاظمی | شاعر: علی معلم دامغانی

یاعلی، یاعلی
لا فتی الاّ علی
سیّد و مولا علی

سِرّ اکبر علی، ساقی کوثر علی
ای به سر افسر علی، صاحب و سرور علی

جان علی، سَر علی
جان پیغمبر علی، فاتح خیبر علی
صاحب و سرور علی

شهریارم مولا، غم‎گسارم مولا
بی‎قرارم مولا، دل‎فگارم مولا
جز تو ای شیر خدا، کس ندارم مولا

ای قیامت از قامتت رازی
ای سرافراز از تو سرافرازی
چون تو دریایی، غرق امّیدم
رشک خورشیدم، گر تو بنوازی

ای فخر عالم
دل را تو مرهم
ما بیدلانیم
ای نوح غرقاب
ما را تو دریاب

 

____________________________
از علی‎رضا افتخاری

اینجا یک آواز داریم و یک تصنیف. هر دو هم بسیار زیبا. آواز که خیلی خاص است، اما اصل کاری دومی (تصنیف) است و ظاهراً آواز ارتباطی با مولاعلی (ع) ندارد. اما از آنجا که آواز مقدمۀ آن تصنیف است هر دو را آوردم. این دو قطعه، دو قطعۀ پایانیِ آلبوم نسیما هستند. قطعات قبلی را دوست ندارم. پاپ سنتی‎اند و زیبا نیستند. اصلاً این آلبوم در زمان خودش به خاطر قطعات نخستینش وفعالیت‎های پاپِ افتخاری ساخته شده بودند. اما حضور این دو قطعه با ساختار و محتوای متفاوت باعث تعجب مخاطبان عمومی افتخاری و التذاذِ مخاطبانِ مشتیِ افتخاری در ابتدای دهه هشتاد شده بود. به‎جز شباهت ساختاری، نکتۀ دیگری هم که در آواز وجود داشت و باعث شد آن را نقل کنم «یاعلی» گفتنِ افتخاری در پایانِ آواز است. یاعلی‎اش هم حالتِ یکجور امضای صوتی پیدا کرده! ... من مدت‎ها از این امضا حیران بودم تا یک‎روز خوانندۀ اثر را دیدم و او نیز اتفاقاً این خاطره بامزه را تعریف کرد: "یک‎روز در خانه را زدند، خانمم گفت ببین کیه، رفتم دیدم یک درویشِ آشفتۀ عجیب و غریب است. گفتم: سلام، بفرمایید؟ . با لحن خاصی گفت: «یاعلی». بی که من دعوتش کنم آمد داخل یک گوشۀ ساختمان دراز کشید. هیچی دیگه، الکی الکی یک‎هفته‎ای پیشِ ما بود. هیچی هم نمی‎گفت. هر کاری داشت فقط یک‎بار با همان لحن می‎گفت: «یاعلی» و من می‎فهمیدم که مثلاً این‎بار منظورش ناهار است. بعد از یک هفته، پا شد یک «یاعلی» دیگر گفت و رفت. همان ایام من آن آواز را ضبط کردم و پایانش با لحن همان درویش گفتم «یاعلی»" یادم هست که این خاطره را جناب افتخاری همراه با کلّی شوخی و خنده و حیرت و فانتزی تعریف کرد. خدا خیرش دهاد. ولی چقدر این آلبوم آخرش (پادشاه فصل‎ها) مزخرف بود.

4. دانلود آواز آلبوم نسیما

گونۀ موسیقی: آواز، ردیف‎دستگاهی |  آلبوم: «نسیما» | ساز: سه‎تار | خواننده: علیرضا افتخاری | نوازندۀ همراه: تهمورس پورناظری | شاعر: سعدی

هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم...

5. دانلود آهنگ «مولا» افتخاری

گونۀ موسیقی: تصنیف، ردیف‎دستگاهی |  همان | خواننده: همان | آهنگساز: فضل‎الله توکل | تنظیم: تهمورس پورناظری | شاعر: حسین منزوی

علی مولا، علی یار و علی یاور
علی والا، علی سرّ و علی سرور
در خیبر ز تو چون کنده شد مولا
ز تو لات و هبل افکنده شد مولا
زهر سویی صدای یا علی آمد
ندای لا فتی الّا علی آمد

که هستی تو؟ همان جان‎آگهِ لشگر-شکاری تو
که هستی تو؟ همان شاهنشه طوفان‎سواری تو
که هستی تو؟ همان سردار روز خندق و خیبر
که هستی تو؟ همان سالار تیغ ذوالفقاری تو

شب است و خفته‎ای با جان خود در جای پیغمبر
شب است  و گفته‎ای با چاه خود راز غمی دیگر
تو که هم دشمن بت‎هایی و هم دشمن بت‎گر
تو که هم جام دریاهایی و هم ساقی کوثر

 

____________________________
از درویش امیر حیاتی

درویش امیر حیاتی، از پیرمردهای موسیقی مقامی و تنبور کرمانشاه و از اساتید سید خلیل بود. همان پیرمردی که در تشییع جنازۀ سیدخلیل سخنرانی می‎کند، هر دو هم در همایش «موسیقی حماسی ایران» حوزه هنری در ابتدای انقلاب اجرا دارند (وقتی هم که درویش حیاتی روی سن می‎آید، سید خلیل سازش را برایش می‎آورد و دستش را گرفته). می‎گویند درویش حیاتی اولین کسی است که در قطعه‎ای با زبان فارسی موسیقی عرفانی (و همراه با ستایش حضرت علیِ) فرهنگ خود را از طریق رادیو به گوش مردم سراسر ایران می‎رساند و آن قطعه، همین قطعۀ معروف است. از این قطعه دو اجرا با فاصلۀ چهل سال وجود دارد. من همان اجرای قدیمیش را می‎گذارم. دیگری را خواستید از بیپ تونز بخرید. یکی از مقام‎های نواخته شده در آلبوم را هم اینجا نقل می‎کنم، چون درویش حیاتی در ابتدایش با خواندن بیت‎واره‎ای، فلسفۀ این مقام موسیقایِ تنبور را با حضرت علی (ع) مرتبط نشان می‎دهد.

6. دانلودِ علی گویم علی جویم (1339)

گونۀ موسیقی: موسیقیِ خراباتی و قلندری، ملهم از موسیقی مقامی اهل حق در غرب کشور |  آلبوم: «علی گویم علی جویم» | ساز: تنبور | آهنگساز: _احتمالاً_ امیر حیاتی | خواننده: امیر حیاتی

علی جان است و جانانم، علی درد است و درمانم
علی دین است و ایمانم، علی اوراد قرآنم...

7. دانلود مقام جلوشاهی، به روایتِ درویش امیر حیاتی

گونۀ موسیقی: موسیقیِ مقامی تنبور |  آلبوم: «علی گویم علی جویم» | ساز: تنبور | نوازنده و راوی: امیر حیاتی

این هم از رسمِ رهنوردان است
ذکر استقبالِ شاهِ مردان است

____________________________
از هژیر مهرافروز

من به‎طور اتفاقی آهنگی از هژیر مهرافروز گوش کرده بودم و پسندیده بودم. اما بقیه کارهایش را نمی‎شناختم. یک‎بار در مجلس ذکری نزد شاعر و عرفان‎شناس و غزل‎سرای عرفانی معاصر دکتر قربان ولیئی بودیم، ایشان فرمودند: «حسن جان تا حالا از هژیر مهرافروز چیزی شنیدی؟» عرض کردم: «بله قربان. یک قطعۀ قشنگ با شعر "آمده‎ام که سر نهم" مولوی. لکن شما را چه به موسیقی پاپ حضرت استاد؟ شما که باید فقط موسیقی اصیل عرفانی و تنبور را گوش بدهید». حضرت ولیئی فرمودند: «بقیه کارهایش را نشنیدی؟» عرض کردم «خیر قربان». فرمودند: «پس برو گوش کن، ایشان خواهرزادۀ سید خلیل است». گفتم عجب! و رفتم آلبوم "دل قلندر"ش را گوش کردم. دیدم طبق قاعدۀ «هو الاول و الآخر» قطعۀ اول و آخرِ آلبوم در حال و هوای مولا علی (ع) است. بهترین قطعه‎اش همان «آمده‎ام» بود که خودم گوش داده بودم. اما چند قطعۀ قشنگ دیگر هم داشت. این آلبوم اولش بود که به یاد دایی‎اش هم بود. واقعاً آلبوم خوبی بود. حتی انتخاب شعرها هم عالی بود. حداقل چهار قطعۀ آلبوم عالی‎ست. بعد رفتم آلبوم‎های بعدیش را هم گوش کردم که دیدم عجیب سانتال و ضعیف شده. از شهرت به بعدش، نه تنها در آثار و ساختار و محتوایشان، حتی دیدم در پوشش هم سانتال شده است و به درد نمی‎خورد. اما دل قلندر هنوز خوب است. (البته در همین قطعۀ زیبای دل قلندر، دوبیتیِ شاهکارِ باباطاهر را در یکی از سطرها با اشتباه وزنی می‎خواند: "اگر دوران به نا اهلان بماند")

8. دانلود آهنگ «دل قلندر» مهرافروز

گونۀ موسیقی: پاپ | آهنگساز و خواننده: هژیر مهرافروز | آلبوم: «دل قلندر» | شاعر: باباطاهر و عراقی

دل قلندر است مولا جان
مستِ حیدر است مولا جان

9. دانلود آهنگ «یا من هو»

گونۀ موسیقی: پاپ، مبتنی بر موسیقی خراباتی و قلندری | آهنگساز و خواننده: همان | آلبوم: همان | شاعر: ابوسعید ابوالخیر، میرزا حبیب خراسانی

ما کشتۀ عشقیم و جهان مسلخ ماست
ما بی‎خور و خوابیم و جهان مطبخ ماست
ما را نبود هوای فردوس از آنک
صدمرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست

 

____________________________
از فرمان فتحعلیان

اگر بحث از موسیقی پاپ و حضرت علی (ع) شود و اسمی از فرمان فتحعلیان نیاید شاید کار درستی نباشد. ایشان کارهای متعددی برای مولا علی (ع) خوانده‎اند. اما من بیشترشان را نمی‎پسندم. مگر همان معروف‎ترین و قدیمی‎ترینش که به‎نظرم زیباست.

10. دانلود «بابا حیدر مدد» فتحعلیان

گونۀ موسیقی: پاپ | آهنگساز و خواننده: فرمان فتحعلیان | آلبوم: «راه عشق» | شاعر: _احتمالاً_ سیدعلی عمرانی

من مست مستم بابا حیدر مدد
من حق پرستم بابا حیدر مدد

مطربا چنگ بزن و دف بزن و تار بزن
بر جهان تار از آن یار وفادار بزن
دمی از مدح علی حیدر کرار بزن

یعنی آن روز که حق بود و دگر هیچ نبود
در پس پرده ی معبود علی بود به سجود

مطربا چنگ و می و ضربت و نی ساز کنید
دمی از مدح علی را همه آغاز کنید
مدح شه را به لب لعل گوهر باز کنید

 

____________________________
از سیدعلیرضا عصّار

این بخش مکمل است. چون هیچ‎کدام از دو آهنگ آقا سیدعلیرضا عصّار برای حضرت علی (ع) نیستند. ولی حال و هوای قلندری و عرفانِ علوی دارند. اولی بین همۀ مردم معروف است که برای حضرت علی است، شعرش هم معروف است که برای مولوی است، اما هیچکدام نیست. شعر برای جناب سید شاه فضل‌الله حروفی نعیمی استرآبادی است و در آهنگ هم هیچ تصریحی نسبت به مولاعلی (ع) وجود ندارد. اما لحن حماسی و قلندری، آن دف‎های همراه با عصار، آن گیس و ریش و سبیل و چشم و ابروی ایرانی و قلندری و آن سیادت و آن چندسال پیاپی در شب عید غدیر میهمان تلویزیون بودن و دیگر زمینه‎ها باعث شده این آهنگ غیرمستقیم انحصاری مولا باشد. ارتباط آهنگ دوم با مولاعلی (ع) از این هم بعیدتر است. چه‎بسا به آقا صاحب‎العصر بیشتر بیاید! و بیشتر از همه به‎نظر می‎آید مخاطب «انسان» باشد. حالا چه انسان کامل، چه انسان سالک... البته وقتی برداریم سه تا غزل مولوی را با هم قاطی کنیم همین ابهامات پیش می‎آید! ...  اما خب بالاخره کار فضای قلندری دارد و یکجا هم تصریح به نام مولا. هرچه هست اینقدر هست که این‎ها موسیقیِ قلندریِ امروزِ شیعه است.

11. دانلود «ای کاروان» عصار واصفهانی

گونۀ موسیقی: پاپ | تنظیم: فؤاد حجازی | خواننده: سیدعلیرضا عصار و محمد اصفهانی | آلبوم: «کوچ عاشقانه» | شاعر: نعیمی استرآبادی

بر قدسیان آسمان ، من هر شبی «یاهو» زنم
گر صوفی از «لا» دم  زند، من دم ز «الّا هو» زنم...

12. دانلود «هله عاشقان» عصار

گونۀ موسیقی: پاپ | آهنگساز و خواننده: سیدعلیرضا عصار | تنظیم: فؤاد حجازی | آلبوم: «حال من بی تو» | شاعر: مولوی

 

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی
در خیبر است برکن که علی مرتضایی...


____________________________
از شهید، ناصر عبداللّهی

این آهنگ را بلد نبودم. در کامنت‎ها از «نسیم بهشت» و «احمدرضا رضایی» یاد گرفتم. و چه آهنگِ خوب و مهمی است. آهنگ عروسی امام علی و حضرت زهرا (مهر علی و زهرا _ علیهما السلام) را قبلاً از او گوش داده بودم و خیلی دوستش نداشتم. اما این خیلی زیبا و خاص است. ترانه‎اش هم به نظرم بسیار زیباست و البته تا حدی نیز به‎نظرم تحت تأثیر «ماه غریبستان» اصفهانی و شعر «دیده بگشا»ی علی معلم که سه سال قبل از این آلبوم منتشر شده بود.

11. دانلود «احمد ثانی» ناصر عبداللهی

گونۀ موسیقی: پاپ | آلبوم: بوی شرجی | خواننده، آهنگساز، تنظیم و شاعر: ناصر عبداللهی

علی ای احمد ثانی! به رجعت بال‎ها واکن
علی ای مرد دین! باز آی و فتح کل دنیا کن

تمنّای وصال تو ، همیشه در زمان جاری
بیا ای ذوالفقار حق که خود تنها جهان‎داری

امینِ حکمت احمد، ودیعه‎دارِ علم جان
بیا ای زادۀ کعبه، بیا ای حرمت ایمان

بیا ای آیۀ وحدت، پیام عشق و وصل آور
در این تاریکی تردید، بیا آیینِ اصل آور

ز جا بر خیز، ای سلطان که اخترخانه ویران شد
قمر در هاله خاموش است و جنگ دیو و انسان شد

زمین از کفر می‎سوزد سپهر از درد می‎بالد
بگو دست خداوندی ز رویت پرده‎بردارد

لا اله الا الله
علیٌ ولی الله

سپاه آسمان برگیر، سلاح عشق را بردار
بُراق خسته را زین کن، ز جان‎ها کینه را بردار

علی! بنگر شب ما را شب تاریک ویرانی
بیا خورشید عدل‎افروز ما، ای جان نورانی

لا اله الا الله
علیٌ ولی الله


برچسب‌های موضوعی: معرفی آلبوم موسیقی, دانلود آهنگ برای امام علی

۹۴/۰۲/۱۰  به قلم من  |

 

ده کتابی که همه باید بخوانند


برچسب‌های موضوعی: فرهنگ کتابخوانی, فلسفه, فلسفه کتابخوانی
ادامه مطلب

۹۴/۰۲/۰۳  به قلم من  |

 

زندگی کجاست؟

درخت آرزوها باغ نگارستان

 

عمر گذشت و همچنان داغِ وفاست زندگی

اولین‎بار که این غزل بیدل را خواندم خیلی سنم کم بود، اما لطف خدا شامل حالم شد و در حد خودم مرا گرفت. حالا که بعد از سال‎ها دوباره می‎خوانمش می‎بینم «عمر گذشت و "همچنان هم" داغ وفاست زندگی». ردیف شعر ردیفِ بسیار خاصی‎است و خوشحالیم به جای یک شاعر مضمون‎بازِ درجه دوی سبک هندی، مورد توجه یک شاعر اندیشمند و خردمند واقع شده. بعضی بیت‎هایش خیلی غمگین است و بعضی بیت‎هایش پلی دارد از غم به شادی، بعضی بیت‎هایش حتی شاد و معطوف به قدرت. اما بیت‎های غمگینش بیشتر است و اندوهش هم اندوهی عمیق و اندیشمندانه است. در یکی از همین بیت‎های اندوهگین پرسش از زندگی مطرح می‎شود که پرسشی فیلسوفانه و جانکاه است. مخصوصاً در میانِ شاعرانِ معاصر خیلی‎ها به زندگی اندیشیدند و سعی کرده‎اند پیدایش کنند. خودش را و معنایش را. حتی شعر بعضی‎هایشان شبیه هم شده. مخصوصاً منظورم شعرهایی‎ست که مثل همین غزلِ بیدل، لفظ و معنای «زندگی» هردو در شعر حضور دارند. آن‎هم حکیمانه.

مثلا اخوان در آن شعر زیبایش در گفت‎وگوهایش با «شاتقی» در آن کتابِ عزیز و دوست‎داشتنیِ «سه کتاب» ( «در حیاط کوچک پاییز در زندان» + «زندگی می‎گوید اما باز باید زیست» + «دوزخ اما سرد») داستان را اینطور شروع می‎کند:

زندگی با ماجراهای فراوانش،
ظاهری دارد به سان بیشه‎ای بغرنج و درهم‎باف
                        ماجراها گونه‎گون و رنگ وارنگ‎ست؛
چیست اما ساده‎تر از این، که در باطن
                تار و پودِ هیچی و پوچی هم‎آهنگ است؟!

چه طنز غم‎انگیزی دارد این نتیجه‎گیری!

... تا آنجا که ناگهان وسط حرف‎های یک‎طرفه و حکیمانه اخوان در شعر دیالوگی آغاز می‎شود:

« _ هی فلانی!
زندگی شاید همین باشد»

که تبدیل می‎شود به یکی از سطرهای معروف اخوان. البته ابهامِ زیبای این سطر آغازین در سطرهای بعد باز می‎شود:

«_هی فلانی! زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی‎خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد»

خیلی زیباست. «خیلی» کم است. زیباست. فقط ساختارش را می‎گویم. محتوایش که آدم را از بین می‎برد.

(... ای خدا بیامرزدت. چطور ما بعد از تو ادعای شاعری کردیم؟ آن‎هم ادعای نیمایی؟ وه، که چه گستاخ ما!)

به بحث برگردیم: پس در شعر اخوان دیدیم محتوای صحبت درباب زندگی را، و ساختار «زندگی شاید فلان چیز باشد» را. این یک ساختار است. اما آیا فقط اخوان چنین سخن گفته؟ خیر، شعرهای دیگری از شاعران دیگری هم هستند، همگی هم معروف و موفق.

فروغ فرخزاد در یکی از مهمترین کتاب‎ها و یکی از مهمترین شعرهایش، یعنی شعر «تولدی دیگر» در کتاب «تولدی دیگر» کلّی در این‎باب حرف می‎زند:

زندگی شاید
یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می‎گذرد

این سطر عالی‎ست. چندتا سطر عالی دیگر هم دارد اینجا. بقیه‎شان هم خوب است. اما عالی‎هایشان متمایزند. تناسبِ دراز بودن و طولانی بودن با اندازۀ سطر و طولِ وزن، نیز با تصویرِ ارائه شده و امتدادش، نیز با خودِ معنای زندگی، فقط یکی از شگفتی‎های این سطر است.

در این شعر، ابتدا چند تصویر و تعبیرِ پیاپی از زندگی را برمی‎شمارد که اگر دقت کنید همه منتظرِ «معنا» هستند. یعنی در نهانِ خود پرسش از گم شدن معنا دارند. پس از این تصاویر و تعابیر بین سطرها فاصله می‎گذارد و تصویر و تعبیری عاشقانه ارائه می‎کند. گویا این آخری پاسخی برای پرسش معناست. تمایز محتوایی تصاویر و تعابیرِ اولیه با آخری، با فاصله و چینش منطبق است. بنگرید:

زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می‎گذرد

زندگی شاید
ریسمانی‎ست که مردی با آن خود را از شاخه می‎آویزد

زندگی شاید طفلی‎ست که از مدرسه بر می‎گردد

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصلهء رخوتناکِ
                                                                          دو هم‎آغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر می‎دارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی‎معنی می‎گوید «صبح به‎خیر»


زندگی شاید آن لحظه مسدودی‎ست
که نگاه من، در نی‎نیِ چشمان تو خود را ویران می‎سازد

و البته این تصویر و تعبیرِ عاشقانه در شعر ادامه پیدا می‎کند و شاعر آن را بسط می‎دهد (که خودتان می‎توانید بروید بخوانید!)

این بود «زندگی شاید فلان چیز باشد»ِ فروغ. و البته دیدیم تفاوتِ تعبیرِ اخوان با تعبیرِ فرخزاد از زندگی را. اخوان هم در بخش نخستِ شعرش از بی‎معناییِ زندگی حرف می‎زند. و در بخش دوم شعر به معنایی می‎رسد. این شباهتِ این دو شاعر است. هر دو یأس و دهشتناکیِ بی‎معنا بودنِ زندگی را درک می‎کنند و هر دو از این مرحله می‎گذرند و به معنایی متوجه می‎شوند. اتفاقاً معنای موردِ نظرِ هردو هم مرتبط با «عشق» است. این شد شباهتِ این دو شاعرِ بزرگ و دو شاگردِ بی‎نظیرِ نیما. و اما تفاوتشان: معنایی که اخوان پیدا می‎کند معنای سیاهی‎است، رنجِ محتوم است. اما معنایی که فروغ از آن سخن می‎گوید زیباتر و روشن‎تر است. امید دارد. هرچند امیدواریِ فروغ فرخزاد یک امیدواری با چشم‎های گریان و دست‎های لرزان است. امیدی با نهایتِ رنج. ایمانی جانگداز. چونان مؤمنی که آتش به دست دارد (به تعبیر آن حدیثِ معروفِ آخرالزمانی). این است تفاوتِ یک مردِ مرگ‎نژادِ میرندۀ دیرینۀ ایرانی با یک زنِ زندگی‎تبارِ زایندۀ امروزی. ولو هردو اندوهگین، ولو هردو متوجه و آگاه بر تاریکی‎ها و بی‎معنایی‎ها.

و اما شاعر دیگری که باز به زندگی فکر کرده و خیلی بیشتر از همکلاسی‎هایش از زندگی حرف زده بی‎شک سهراب سپهری است. در یکی از شعرهای «حجم سبز» خیلی ساده و شاید هوشمندانه می‎گوید:

زندگی یعنی: یک سار پرید

اما اصل حرف‎هایش در همان منظومۀ معروفِ «صدای پای آب» است. خیلی هم حرف زده. شاید نقل همه‎اش کمی خارج از حوصله باشد. هم کلی درباب «مرگ» حرف زده هم درباره «زندگی». مخصوصاً از آن‎جهت که این بخشِ صحبت‎های صریحش دربارۀ زندگی، مقدمۀ بخش مهمتری است و در ساختار کلی معنا پیدا می‎کند، شاید با نقلِ همه‎شان شعر را بد و پرحرف جلوه بدهم. از طرفی برخلاف شعر اخوان و فروغ و خود اخوان و فروغ، زندگی برای سهراب مسئله نیست، یعنی در شعرش هم سیر خاصی طی نمی‎شود. بلکه زندگی برای سهراب یک پاسخ ساده و آماده است. او یک پاسخ دارد و همان را با تعابیر و تصاویر مختلف بیان می‎کند که بعضاً بسیار هم زیبا هستند و بعضاً نیز خنک و شل. یعنی فروغ و اخوان از یک مرحله‎ای که پرسشی هم دارد، آغاز می‎کنند و به سوی پاسخ می‎روند، حداقل دو مرحله. اما شعر سهراب فقط یک مرحله است و سیر ندارد. با همان پاسخ هم آغاز می‎شود. شاد و خوشحال و سرحال. بعضی از تصاویرش مثل بعضی از تصاویر فروغ می‎خورد که راویِ بی‎معنایی باشد. اما به‎نظرم اینجا منظور سهراب (برخلاف فروغ) این است که همین بی‎معنایی و معنای کم هم به نوعی بسیار با معنا و زیباست.

علی‎ای‎حال بخش مربوط به «زندگی» شعر "صدای پای آب" را کامل نقل می‎کنم!

زندگی رسم خوشایندی است.
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازۀ عشق.
زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچۀ عادت از یاد من و تو برود.
زندگی جذبۀ دستی است که می‎چیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه، در دهان گس تابستان است.
زندگی ، بُعد درخت است به چشم حشره.
زندگی تجربه شب‎پره در تاریکی‎است.
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می‎پیچد.
زندگی دیدن یک باغچه از شیشۀ مسدود هواپیماست.
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی "ماه"،
فکر بوییدن گل در کره‎ای دیگر.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکۀ ده‎شاهی در جوی خیابان است.
زندگی "مجذور" آینه است.
زندگی گل به "توان" ابدیت،
زندگی "ضرب" زمین در ضربان دل ما،
زندگی "هندسۀ" ساده و یکسان نفس‎هاست.

حالا فکر نکنید همۀ سطرهای ساده‎اش، شل است! این اشتباه خیلی از سهراب‎بازها، مقلدانِ ضعیفِ سهراب و حتی منتقدانِ سطحی‎نگر او است. حال آنکه همین سهرابِ به‎نظر صاف و ساده و حتی الکی‎خوش، گاهی حواسش خیلی جمعِ ظرافت‎ها و ظرفیت‎های واژه‎ها و تعابیر و تصاویر است. برای مثال: «بشقاب» همچین الکی هم در شعر نیامده.

این هم تعبیرِ سهراب سپهری از زندگی که هم در ساختار هم در محتوا تفاوت‎هایی با شعر دو شاعر قبل دارد و البته شباهت‎هایی. یعنی می‎توان که احتمال داد که دو نفر از این سه نفر اول شعر یکیشان را خوانده‎اند و بعد به نظر خودشان درمورد «زندگی» اندیشیده‎اند. موضوعی که با نگاه به تاریخِ شعرها قابل بررسی است. هرچند فقط در حد احتمال. ولی همین فکر کردن به معنای زندگی و ارائۀ تعبیری و تصویری از آن به‎طور توأمان در شعر این شاعرانِ همزمان و تا حدی هم‎سبک (شاعران نیمایی) جالب و مقایسه‎کردنی‎ست.

به‎نظر می‎رسد اینگونه نگاه و تأمل درباب «زندگی»، امری مدرن و معاصر باشد. شاعران گذشته هم به زندگی اندیشیده‎اند اما به نحوی دیگر. آنان زندگی را داستان و روش زیستن در دنیا می‎دیدند. به تعبیری گستاخانه: خیلی کاری به وجود نداشتند، بلکه متعرض موجودی بودند به نامِ «دنیا» که هم «تاریخ» دارد هم «قواعد» هم «آفریننده». لذا پرسششان بیش از اینکه مایۀ فلسفی داشته باشد مایۀ عرفانی دارد (هرچند نه فلسفه است نه عرفان). البته منظور بنده از «وجود» بیش از اینکه وجود بماهو وجودِ فلسفه اسلامی باشد، وجودِ فلسفه غرب است. همان اگزیستانس یا وجودِ انسانی. لذا شاعرِ معاصر بیشتر متوجه وجودِ انسانی زندگی است اما شاعر کهن خود را یکی از هزاران ذرۀ سرگردان در دنیا (به مثابۀ یک موجود تاریخ‎مند و قاعده‎مند) می‎بیند. این است که به جای «زندگی» از «بازیِ چرخ» و «ارادۀ فلک» و «کارِ جهان»  و «چنین است رسم سرای سپنج» حرف می‎زند.

همۀ این حرف‎ها را زدم که بگویم انگاری بیدل دهلوی در آن غزل لطیفش تعبیری معاصر از زندگی دارد. حداقل در بعضی از بیت‎هایش. یعنی او هم واقعاً از خودِ خودِ زندگی پرسش می‎کند.

حالا جدا از همۀ این حرف‎ها بیایید چندتا از بیت‎های زیبا و غمگین و زهرآگینِ دیگر آن غزل را بخوانیم و صفا کنیم:


آخر کار زندگی نیست به غیر انفعال
رفت شباب و این زمان قدِّ دوتاست زندگی

دل به زبان نمی‌رسد لب به فغان نمی‌رسد
کس به نشان نمی‌رسد تیر خطاست زندگی

...

شورِ جنون ما و من، جوش و فسونِ وهم و ظن
وقفِ بهار زندگی‎ست
                                 لیک کجاست زندگی؟

 


پ ن : نه! اینطوری جواب نمی‎دهد! باید متنِ کامل غزل را بنویسم! (در نسخۀ ادامه مطلب)


برچسب‌های موضوعی: درباره زندگی, فلسفه
ادامه مطلب

۹۴/۰۲/۰۱  به قلم من  |

 

تضامنا مع اليمن المظلوم

الامين العام لحزب الله سيد حسن نصرالله

الامین العام لحزب‎الله ، السید حسن نصرالله


برچسب‌های موضوعی: سیاست خارجی, درباره حمله عربستان به یمن
ادامه مطلب

۹۴/۰۱/۲۸  به قلم من  |

 

خوابِ خوشِ حرمسرا

حرمسرا

دربارۀ مسئلۀ چندهمسری و تعدد زوجات، در اسلام و جامعۀ امروز


برچسب‌های موضوعی: بررسی مسئله تعدد زوجات در اسلام و جامعه, ازدواج, چندهمسری, قرآن کریم
ادامه مطلب

۹۴/۰۱/۲۳  به قلم من  |

 

تفسیر سال گوسفند


برچسب‌های موضوعی: سیاست خارجی, دولت یازدهم
ادامه مطلب

۹۴/۰۱/۲۲  به قلم من  |

 

ما سالِ گوسفندیم

در حاشیه مذاکرات ایران و یمن با آمریکا و ترکیه

 

هرچند شیخ ما گفت "این دست، برد برد است"

ما سالِ گوسفندیم، او گرگِ سالخورد است

 

باور مرا نیاید این ناگهان رفاقت

همواره شیخ، شیخ است؛ همواره لرد، لرد است

 

نه سبز می‎شود سرخ، نه سرخ می‎شود سبز

همواره ترک، ترک است؛ همواره کرد، کرد است

 

همواره اینهمانی‎ست، «او» هیچ‎وقت «ما» نیست

یا ما فریب خوردیم، یا او فریب خورده است

 

منظور شیخ تنها یک جرعه بود اما

معلوم شد از این بزم مقصودِ لرد، دُرد است

 

*

فرمود "دشمنی هم یک امر اعتباری است"

پس  هیچ‎کس نکشته است، پس هیچ‎کس نمرده است

 

این طفلِ سربریده، قدری فقط مریض است

وآن پیرِ داغ‎دیده، تنها کمی فسرده است

 

حلق برادرم را دیروز پاره می‎کرد

این پنجه‎ای که امروز دست تو را فشرده است

 

این دزد _دزدِ دانا_ برده کلاه از ما

ای شیخ! از تو بنگر دستار را نبرده است؟

 
*

یا ما فریب‎خوردیم یا او... ولی برادر

ما سالِ گوسفندیم او گرگِ سالخورد است

 


برچسب‌های موضوعی: غزل, سیاست خارجی, دولت یازدهم

۹۴/۰۱/۱۸  به قلم من  |

 

 

 

تا ابد زینب کبری تنهاست | حسین فخری {در نشانی بعد از .blog باید یک ir اضافه شود}
______________________________
مهریه {در نشانی بعد از .blog باید یک ir اضافه شود}
______________________________
نامه انصارالله به بان کی‌مون: سوخت بیمارستان‌ها در حال پایان است
______________________________
آخر اردیبهشت: جیپسی کینگز در ایران
______________________________
«مینا» | آهنگ جدید محسن چاوشی و سینا سرلک | با دو گویش کردی و بختیاری | (آهنگ قشنگیه ولی از کاور اصلیِ آهنگ تعجب کردم!)
______________________________
«حضور آب در آئینه‎های ایرانی» | مقاله‎ای از دکتر مرتضی فرهادی
______________________________
«بچه‎ها باز هم می‎میرند، نمی‎آیی؟» {در نشانی بعد از .blog باید یک ir اضافه شود}
______________________________
بالیوود کجاست؟
______________________________
تبیین روان‌شناسی اسلامی با یک مثال خوشمزه
______________________________
«توضیح‎المسائل آیت‎الله جوادی آملی» در نمایشگاه کتاب امسال
______________________________
__________________

 

شعر من (116)
یادداشت من (235)
سید حسن حسینی (30)
قیصر امین پور (12)
یوسفعلی میرشکاک (20)
مرتضی امیری اسفندقه (19)
شهید حسن صنوبری (1)
یادداشت دیوانه (12)
سلمان هراتی (4)
سهراب سپهری (6)
نصر الله مردانی (2)
مهرداد اوستا (2)
هوشنگ ابتهاج (1)
زکریا اخلاقی (3)
کیوان خسروی (2)
مهدی دسترنج (1)
بیدل دهلوی (17)
باباطاهر (1)
مهدی اخوان ثالث (15)
سعدی (7)
منوچهر آتشی (1)
سید حمید رضا برقعی (2)
صائب تبریزی (5)
عرفان نظر آهاری (1)
جبران خليل جبران (1)
فاضل نظری (3)
حافظ (10)
فريدون مشيري (1)
عليرضا قزوه (10)
مولوی (15)
بيژن ارژن (2)
حسین منزوی (7)
محمد رضا شفیعی کدکنی (10)
خواجوی کرمانی (1)
علیرضا بدیع (2)
علی انسانی (1)
زهیر توکلی (4)
سید محمد عباسیه کهن (1)
علی محمد مودب (6)
علی معلم دامغانی (10)
ملک الشعرای بهار (1)
فردوسی (3)
امید مهدی نژاد (4)
عبدالجبار کاکایی (1)
عطار نیشابوری (2)
مشفق کاشانی (2)
محمد رضا ترکی (1)
اهورا ایمان (1)
محمد کاظم کاظمی (2)
فروغ فرخزاد (10)
سعید طائی (1)
ضیا موحد (1)
افشین علا (1)
زرتشت اخوان ثالث (1)
فرامرز عرب عامری (1)
محمود حبیبی کسبی (1)
یانیس ریتسوس (1)
احمد شاملو (3)
فیاض کاشانی (1)
محمود شاهرخی (1)
آیات حسن یوسف القرمزی (1)
محمد سعید میرزایی (1)
مصطفی علیپور (1)
غلامرضا بروسان (1)
محمد علی بهمنی (2)
محمد رضا عبدالملکیان (1)
سیاوش کسرایی (1)
فریبا یوسفی (1)
محمد مهدی سیار (1)
انوری (1)
امیر خسرو دهلوی (1)
شیخ بهایی (2)
نیما یوشیج (2)
نصرت رحمانی (1)
فرزدق اسدی (1)
محمد قهرمان (2)
مرتضی کاخی (1)
سید علی موسوی گرمارودی (2)
محمد رمضانی فرخانی (1)
قربان ولیئی (2)
خیام (1)
محتشم کاشانی (1)
میلاد عرفان پور (1)
عبدالرحمان جامی (1)
مجتبی فائق (1)
نظامی گنجوی (3)
غلامرضا سازگار (1)
ناصر خسرو (2)
میرزاده عشقی (1)
ژولیده نیشابوری (1)
زیب النساء (2)
کلیم کاشانی (1)
معین الدین چشتی (1)
منصور اوجی (1)
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی (1)
محمد سهرابی (1)
سهیل محمودی (2)
ابوالفضل زرویی نصرآباد (1)
حمید سبزواری (1)
طاهره صفارزاده (1)
سیمین بهبهانی (1)
مهدی طباطبایی یاسین (1)
سید احمد نادمی (1)
فاطمه راکعی (1)
عبدالرضا موسوی (1)
ابوسعید ابولخیر (2)
احمدرضا احمدی (1)
غاده السّمّان (1)
غسّان کنفانی (1)
آدونیس (1)
عبدالحسین فرزاد (1)
شهید آوینی (3)
شهيد چمران (4)
آيت الله بهجت (3)
آیت الله جوادی آملی (3)
امام خمینی (13)
حضرت امام علی بن ابی طالب (7)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (26)
حاج آقا محمدي دوست (1)
حضرت امام جعفر صادق (6)
شهید نورعلی شوشتری (3)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
آیت الله مجتبی تهرانی (4)
حاج ماشا الله عابدی (3)
حجت الاسلام جاودان (1)
حضرت امام حسین بن علی (1)
حضرت امام زین العابدین سجاد (1)
فطرس (1)
یوحنا (1)
ماموستا برهان علی (2)
مالکم ایکس (1)
بابی ساندز (1)
خالد اسلامبولی (1)
احمد احمد (1)
آیت الله وحید خراسانی (1)
حاج منصور ارضی (2)
نریمان پناهی (5)
عبدالرضا هلالی (1)
شهید مصطفی احمدی روشن (1)
مانی (1)
آقای حاج علی اکبری (1)
شهید مایا ناصر (1)
حضرت امام هادی (1)
ملاله یوسف زئی (1)
میرزا کوچک خان جنگلی (1)
میثم مطیعی (5)
محمود کریمی (1)
سید محمد کوثری زاده (1)
عباس سلیمی (1)
حجه الاسلام محسن قرائتی (2)
آیت الله مرتضی تهرانی (2)
حضرت امام صاحب الزمان (1)
مرتضی طاهری (1)
آیت الله صادق شیرازی (1)
آیت الله مصباح یزدی (2)
سردار قاسم سلیمانی (1)
شهید احمدی کاظمی (1)
سید قاسم موسوی قهار (1)
شیخ حسن شحاته (1)
حضرت امام حسن مجتبی (1)
پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (4)
شیخ مفید (1)
حضرت امام رضا (1)
امام محمد شافعی (1)
مهدی دانشمند (1)
میرزا علی اکبر معلم دامغانی (3)
آیت الله محمدعلی شاه آبادی (1)
آیت الله سید موسی زرآبادی (1)
کریم منصوری (1)
شهریار پرهیزگار (1)
بهزاد هژبری (1)
مصطفی اسماعیل (2)
سید محمد نقشبندی (2)
لارن بوث (1)
شهید سید اسدالله لاجوردی (1)
حجه‎الاسلام سیدحسین حسینی قمی (1)
آیت‎الله محمدرضا آدینه‎وند (1)
حسین فخری (1)
محمد دشتی (1)
حجه الاسلام راشد یزدی (1)
آیت الله ناصری (1)
پرویز مشکاتیان (3)
مجید انتظامی (2)
حاج قربان سلیمانی (1)
محمد رضا لطفی (7)
کیهان کلهر (1)
محمد معتمدی (3)
علیرضا افتخاری (5)
سید جلال ذوالفنون (4)
غلام حسین سمندری (3)
محمد اصفهانی (5)
محمد رضا شجریان (2)
امیر اثنی عشری (1)
شهریار فریوسفی (1)
آریا عظیمی نژاد (4)
داریوش طلایی (1)
رضا یزدانی (1)
حسین علیزاده (5)
سید خلیل عالی نژاد (2)
ملیحه سعیدی (1)
حوروش خلیلی (1)
کریستف رضاعی (1)
کیا طبسیان (1)
اسفندیار منفرد زاده (1)
حسین عمومی (1)
محمدعلی کریمخانی (2)
محسن چاوشی (3)
موریس ژار (1)
محمد بیگلری پور (2)
سید حسام الدین سراج (4)
حسن ریاحی (1)
همایون خرم (1)
کامبیز روشن روان (1)
شهرام ناظری (1)
عبدالله آقا زاده (1)
فرهاد مهراد (1)
سید علیرضا عصار (2)
محمدرضا اسحاقی (1)
نصرت فاتح علی خان (1)
پیتر گابریل (1)
مایکل بروک (1)
رامین کاکاوند (2)
محسن نفر (2)
ایرج بسطامی (1)
علی رستمیان (1)
کارن همایونفر (1)
محمدسعید شریفیان (1)
عبدالحسین مختاباد (1)
فریدون شهبازیان (1)
سید محمد موسوی شوشتری (1)
ژولیا پطرس (2)
ایوب اوگادا (1)
ذوالفقار عسگری‎پور (1)
غلامعلی کویتی پور (1)
مجید درخشانی (1)
هژیر مهرافروز (1)
ناصر عبداللهی (1)
مهدی آذر یزدی (2)
رضا امیرخانی (3)
اریک امانوئل اشمیت (2)
جی دی سالینجر (1)
ژوزه ساراماگو (2)
ویرجینیا وولف (2)
اریش اُزر (1)
مایک جکسون (1)
ایتالو کالوینو (1)
لیلی گلستان (2)
کورمک مک کارتی (1)
حسین نوش آذر (1)
امیل زولا (1)
علی اصغر عزتی پاک (1)
محمدرضا سرشار (1)
نادر ابراهیمی (3)
فرزانه منصوری (1)
مجید اسطیری (1)
حمید حاجی میرزایی (2)
محمدحسن شهسواری (1)
ابوالفضل بیهقی (1)
رومن گاری (1)
محمد مدد پور (3)
رضا داوری اردکانی (3)
سید احمد فردید (4)
زیگموند فروید (1)
غلامحسین ابراهیمی دینانی (1)
فردریش ویلهم نیچه (3)
محمد ایلخانی (1)
فردریک چارلز کاپلستون (1)
محمدسعید حنایی کاشانی (1)
حسن رحیم پور ازغدی (3)
حسین کچوییان (1)
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (1)
خانم فاطمی (1)
کارل پاپر (1)
علی شریعتی (1)
مارتین هایدگر (1)
شهریار زرشناس (1)
محمدمنصور هاشمی (1)
عبدالله صلواتی (1)
مجید مجیدی (4)
ابراهیم حاتمی کیا (7)
کیومرث پور احمد (1)
سیروس مقدم (2)
امیر جعفری (1)
دانلد کلگ (1)
رضا کیانیان (1)
سید داوود میرباقری (4)
ونسان ونگوگ (1)
لوک بسون (1)
ژان رنو (1)
ژان مارک بار (1)
حمید نعمت الله (2)
هادی مقدم دوست (3)
معصومه بیات (1)
سید یوسف مناجاتی (1)
حمید مجتهدی (1)
صدرالدین حجازی (1)
ایرج طهماسب (2)
مصطفی کیایی (2)
مازیار بیژنی (1)
هادی حیدری (1)
محمود فرشچیان (1)
همایون اسعدیان (1)
محمدحسین فرح بخش (1)
آیدین آغداشلو (1)
نادر طالب زاده (1)
بهروز شعیبی (1)
ایتان کوئن (1)
جوئل کوئن (1)
جان هیوستون (1)
بیلی وایلدلر (1)
علیرضا نادری (1)
اصغر فرهادی (4)
هاوارد گوردون (1)
رخشان بنی اعتماد (1)
مسعود دهنمکی (2)
امیر قادری (1)
کیانوش عیاری (1)
ژولیتا ماسینا (1)
مریلا زارعی (1)
نرگس آبیار (1)
سیدنی لومت (1)
فرناندو میرلس (1)
لارس فون تریه (1)
هومن سیدی (2)
هاتف علیمردانی (1)
نیکی کریمی (1)
علیرضا رئیسیان (1)
رضا کریمی (1)
فرزاد مؤتمن (1)
میشائیل هانکه (1)
روبرت برسون (1)
سید روح الله حجازی (1)
کیارش اسدی زاده (1)
مسعود جعفری جوزانی (1)
احمد رمضان زاده (1)
بهرام توکلی (2)
مارتین اسکورسیزی (1)
دیوید فینیچر (1)
کریستوفر نولان (1)
علی غفاری (1)
صادق صادقی دقیقی (1)
امید بنکدار (1)
کیوان علی محمدی (1)
مسعود جعفری جوزانی (1)
مصطفی عقاد (1)
مل گیبسون (1)
فرج الله سلحشور (1)
سید امیر حسین مهدوی (3)
سيد حسن نصر الله (4)
علی مطهری (3)
حسین قدیانی (2)
محسن رضایی (4)
محمد باقر قالیباف (7)
محمد قوچانی (3)
مهدی طالقانی (1)
محمد علی ابطحی (1)
مهدی کروبی (2)
باراک اوباما (5)
احمد توکلی (3)
امید حسینی (1)
عبدالجواد موسوی (2)
علی اردشیر لاریجانی (1)
اکبر جباری (1)
محمد مرسی (3)
علیرضا جهانشاهی (1)
بینظیر بوتو (1)
رسول جعفریان (3)
محمود احمدی نژاد (6)
میرحسین موسوی (4)
عطاالله مهاجرانی (1)
حسن حبیبی (1)
اکبر هاشمی رفسنجانی (5)
رحیم مشایی (2)
سعید جلیلی (5)
محسن غرویان (1)
کامران باقری لنکرانی (1)
حسن روحانی (13)
محمد رضا عارف (1)
غلامعلی حدادعادل (5)
علی اکبر ولایتی (1)
حسین مظفر (1)
علیرضا پناهیان (1)
وحید یامین پور (1)
محمدرضا باهنر (1)
محمدباقر نوبخت (1)
رجب طیب اردوغان (1)
عزت الله سحابی (1)
الیاس نادران (1)
محمد نهاوندیان (1)
اسحاق جهانگیری (1)
حسین جلالی (1)
محسن هاشمی (2)
الهه راستگو (3)
احمد مسجدجامعی (1)
فاطمه دانشور (1)
فرج کمیجانی (1)
محمد خاتمی (1)
صادق زیبا کلام (1)
زهرا اشراقی (1)
نعیمه اشراقی (2)
حمید رسایی (1)
جک استراو (1)
محمدجواد ظریف (4)
علی جنتی (1)
بان کی مون (1)
اسماعیل هنیه (2)
علی ربیعی (1)
عبدالملک الحوثی (2)
سید حسین الحوثی (1)
زهرا مصطفوی (1)
ژوزه مورینیو (1)
کریستین رونالدو (1)
محمد علی کلی (2)
غزل (76)
معرفی سینما و تلویزیون (54)
سیاست داخله (53)
معرفی کتاب (50)
سیاست خارجی (41)
رسانه (36)
معرفی آلبوم موسیقی (29)
شعر آیینی (28)
نیمایی (26)
انتخابات ریاست جمهوری 92 (24)
هیئت (23)
درباره زندگی (22)

 

(لیست کامل همسایه های وبلاگی)
قرآن
واژه یاب
Shia Multimedia
Shia Voice
شهرستان ادب
بهترین عاشقانه های معاصر
______________________________
_________ روحانی باحال __________
امام خمینی
آقای خامنه‎ای
آیت الله آقا محمد تقی بهجت
حاج آقا مرتضی تهرانی
حاج آقا مجتبی تهرانی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله حائری شیرازی
میرزا علی اکبر معلم
آیت الله مظاهری
آیت الله ناصری
آقای قرائتی
آقای جاودان
______________________________
______قاریان باحالِ قرآن کریم______
استاد محمد صدیق منشاوی
عبدالباسط محمد عبدالصمد
استاد مصطفی اسماعیل
سید محمد نقشبندی
کریم منصوری
______________________________
__خواننده ها و آهنگسازهای باحال__
ژولیا پطرس
Eleni Karaindrou
سید جلال ذوالفنون
سید علیرضا عصار
سیدخلیل عالی‎نژاد
محمد رضا لطفی
حسین سمندری
ناصر عبداللهی
حسین علیزاده
آریا عظیمی نژاد
محسن چاوشی
محسن نفر
علیرضا افتخاری
ایرج بسطامی
عبدالله سرور احمدی
شهرام ناظری
سید حسام الدین سراج
صدیق تعریف
علی رضا قربانی
محمد معتمدی
Nusrat Fateh Ali Khan
Sami Yusuf
Allah Rakha Rahman
Zbigniew Preisner
Goran Bergovich
Secret Garden
Yann Tiersen
Peter Gabriel
Clint Mansell
Gipsy Kings
Vangelis
نزار القطری
______________________________
_______کارگردان های باحال_______
Lars von Trier
Alejandro González Iñárritu
Jean-Pierre Jeunet
luc Besson
Coen Brothers
Emir Kusturica
Federico Fellini
Fernando Meirelles
Michael Haneke
Stanley Kubrick
Darren Aronofsky
Milos Forman
مصطفی عقاد
علی حاتمی
ابراهیم حاتمی کیا
حمید نعمت الله
هادی مقدم دوست
ایرج طهماسب
حمید جبلی
مجید مجیدی
سید داوود میرباقری
سید رضا میرکریمی
محمد علی طالبی
بهروز شعیبی
محمدعلی نجفی
______________________________
_________فلسفیان باحال_________
جوینده یابنده است
جیغ و جار حروف
عقل و زندگی
تجربه ی تفکر
______________________________
______داستان نویسان باحال______
Romain Gary
Gabriel García Márquez
Günter Grass
José Mauro de Vasconcelos
J.D. Salinger
Virginia Woolf
Bohumil Hrabal
Eleanor Coerr
نادر ابراهیمی
جلال آل احمد
مهدی آذر یزدی
مجید اسطیری
علی اصغر عزتی پاک
حسن حبیب زاده
رضا امیرخانی
هوشنگ مرادی کرمانی
______________________________
_________شاعران باحال_________
مهدی اخوان ثالث
آیات القرمزی
فروغ فرخزاد
پروین اعتصامی
شهریار
نیمایوشیج
سهراب سپهری
محمدرضا شفیعی کدکنی
حسین منزوی
مرتضی امیری اسفندقه
نصرت رحمانی
قیصر امین پور
علی معلم
یوسفعلی میرشکاک
سید حسن حسینی
محمدرضا آقاسی
محمد قهرمان
نصرالله مردانی
محمد جواد محبت
قادر طهماسبی (فرید اصفهانی)
علیرضا قزوه
ابوالفضل زرویی نصر آباد
محمد کاظم کاظمی
ناصر فیض
محمد رضا ترکی
محمد علی بهمنی
علی محمد مودب
محمد رمضانی فرخانی
محمد حسین نعمتی
محمد مهدی سیار
زهیر توکلی
امید مهدی نژاد
عباس چشامی
حامد محقق
سید حسن مبارز
فریبا یوسفی
عصمت زارعی
سمیه مردانی
راضیه رجایی
مهری جهانگیر
صفیه کوهی
الهام عظیمی
پرستو علی عسگرنجاد
بهار ایمانی راد
نسرین حیایی تهرانی
سمیه فضل علی
سید احمد نادمی
محمد سهرابی
مصطفی محدثی خراسانی
محمد سعید میرزایی
سعید بیابانکی
علی داوودی
سید علی میرافضلی
سید حبیب نظاری
سید محسن خاتمی
سید حمیدرضا برقعی
محمدرضا وحیدزاده
میلاد عرفان پور
محسن رضوانی
محمد رضا طهماسبی
مهدی جهاندار
رضا فلاح فر
رضا شیبانی
سید محمد مهدی شفیعی
مرتضی حیدری آل کثیر

 

گوشیم را دزد برد
معرفی شاعر: غادة السمّان
آهنگ‌هایی برای امام علی _ علیه السلام
ده کتابی که همه باید بخوانند
زندگی کجاست؟
تضامنا مع اليمن المظلوم
خوابِ خوشِ حرمسرا
تفسیر سال گوسفند
ما سالِ گوسفندیم
بهار، از طرفِ لا اله الا الله

 

۹۴/۰۲/۰۱ - ۹۴/۰۲/۳۱
۹۴/۰۱/۰۱ - ۹۴/۰۱/۳۱
۹۳/۱۲/۰۱ - ۹۳/۱۲/۲۹
۹۳/۱۱/۰۱ - ۹۳/۱۱/۳۰
۹۳/۱۰/۰۱ - ۹۳/۱۰/۳۰
۹۳/۰۹/۰۱ - ۹۳/۰۹/۳۰
۹۳/۰۸/۰۱ - ۹۳/۰۸/۳۰
۹۳/۰۷/۰۱ - ۹۳/۰۷/۳۰
۹۳/۰۶/۰۱ - ۹۳/۰۶/۳۱
۹۳/۰۵/۰۱ - ۹۳/۰۵/۳۱
۹۳/۰۴/۰۱ - ۹۳/۰۴/۳۱
۹۳/۰۳/۰۱ - ۹۳/۰۳/۳۱
۹۳/۰۲/۰۱ - ۹۳/۰۲/۳۱
۹۳/۰۱/۰۱ - ۹۳/۰۱/۳۱
۹۲/۱۲/۰۱ - ۹۲/۱۲/۲۹
۹۲/۱۱/۰۱ - ۹۲/۱۱/۳۰
۹۲/۱۰/۰۱ - ۹۲/۱۰/۳۰
۹۲/۰۹/۰۱ - ۹۲/۰۹/۳۰
۹۲/۰۸/۰۱ - ۹۲/۰۸/۳۰
۹۲/۰۷/۰۱ - ۹۲/۰۷/۳۰
۹۲/۰۶/۰۱ - ۹۲/۰۶/۳۱
۹۲/۰۵/۰۱ - ۹۲/۰۵/۳۱
۹۲/۰۴/۰۱ - ۹۲/۰۴/۳۱
۹۲/۰۳/۰۱ - ۹۲/۰۳/۳۱
۹۲/۰۲/۰۱ - ۹۲/۰۲/۳۱
۹۲/۰۱/۰۱ - ۹۲/۰۱/۳۱
۹۱/۱۲/۰۱ - ۹۱/۱۲/۳۰
۹۱/۱۱/۰۱ - ۹۱/۱۱/۳۰
۹۱/۱۰/۰۱ - ۹۱/۱۰/۳۰
۹۱/۰۹/۰۱ - ۹۱/۰۹/۳۰
۹۱/۰۷/۰۱ - ۹۱/۰۷/۳۰
۹۱/۰۶/۰۱ - ۹۱/۰۶/۳۱
۹۱/۰۵/۰۱ - ۹۱/۰۵/۳۱
۹۱/۰۴/۰۱ - ۹۱/۰۴/۳۱
۹۱/۰۳/۰۱ - ۹۱/۰۳/۳۱
۹۱/۰۲/۰۱ - ۹۱/۰۲/۳۱
آرشيو

 

من
دیوانه

 

RSS 2.0
____________________________________ ____________________________________


.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

اسلایدر