وبلاگ جیغ و جار حروف

به بهانه تعطیلیِ موقتِ وبلاگ «جیغ‎ و جار حروف»

وبلاگ جیغ و جار حروف

نام این وبلاگ برگرفته از شعری است که بسیار دوستش می‎دارم از قدیم. از معدود شعرهایی که حتی آن را حفظم (مخصوصا با توجه به فاقدِ حافظه‎ی بلند مدت بودنِ من). شعر «خوشا پرنده» درقالبِ نیمایی، سروده‎ی استاد محمدرضا شفیعی‎کدکنی است و نخستین بار در دفتر «غزل برای گل آفتابگردان» و سپس در مجموعه‎ی «هزاره‎ی دومِ آهوی کوهی» منتشر شده است.

 

خوشا پرنده

خوشا پرنده که بی‎واژه شعر می‎گوید.

گذر به سوی تو کردن ز کوچه‎ی کلمات
به راستی که چه صعب است و مایه‎ی آفات.


چه دیر و دور و دریغ!

خوشا پرنده که بی‎واژه شعر می گوید.


ز کوچه‎ی کلمات،
عبور گاریِ اندیشه است و سَدِّ طریق
تصادفات صداها و جیغ و جارِ حروف
چراغ قرمزِ دستور و راهبندِ حریق.


تمام عمر بکوشم اگر شتابان، من
نمی‎رسم به تو هرگز از این خیابان من.


خوشا پرنده که بی‎واژه شعر می گوید.

 

شعر بی‎شک شعر عمیقی است و ساختاری فوق‎العاده دارد. شاید از بهترین سروده‎های جناب شفیعی باشد. همچنین آشکارا رنگ و عطر غلیظی از متون دینی و عرفانی و مخصوصا کتابِ اصلی یعنی «قرآن کریم» دارد. (کم‎تر شاعر بزرگی را دیده‎ام که از خواندنِ کتاب اصلی غافل باشد.) از جمله:

«الم تر ان الله يسبح له من فى‎السموات و الارض، والطير صافات، كل قد علم صلاته و تسبيحه»

 

سخن بر سرِ وبلاگ جیغ و جار حروف بود. من این وبلاگ را از قدیم می‎خواندم. مخصوصا همان قدیم. بعدا در دو نوبت سرِ دوتا یادداشت گفتم دیگر نمی‎خوانم. مهم‎ترینش یادداشتی بود که آنقدر ازش بدم آمد سریع وبلاگ را بستم. دیگر خیلی روشنفکری شده بود. هی پیشِ خودم می‎گفتم چطور ایشان توانستند چنین چیزی را بنویسند. از آنجایی که احترام ویژه‎ای از قدیم برای نویسنده قائل بودم خواستم انتقادم را بگویم؛ اما انتقادم آنقدر تند و تیز بود که اگر می‎گفتم قطعا ناراحت کننده می‎شد. از طرفی بیزار بودم (و هستم) از اینکه با اسم مستعار برای کسی کامنت بگذارم (شاید در همه عمرم یکی دوبار این کار را کرده باشم). زین‎رو ابتدا بی‎خیال شدم. بعدِ چندساعت دوباره ناراحت شدم و این‎بار از خودم. گفتم آدم حرف حق را باید بزند (مخصوصا اینکه  قبلش از یکی از یادداشت‎های خوبشان تقدیر کرده بودم). لذا رفتم وبلاگشان را باز کردم  ... دیدم آن یادداشت پاک شده!

بسیاری از وبلاگ‎نویس‎ها را بنده اصلا وبلاگ‎نویس نمی‎دانم. چون خودشان هم هویتی برای وبلاگ‎نویسیِ خودشان قائل نیستند. مثلا آن‎هایی که وبلاگ‎بازی می‎کنند، یا آن‎هایی که وبلاگ برایشان یک کالای تزئینی یا تبلیغاتی است. یا صرفا یک اعلامِ هویت. آن‎هایی که وبلاگ برای‎شان به مثابه یک پروفایل است فقط. به نظرم بدترین وبلاگ‎نویسان آن‎هایی هستند که بنده‎ی مخاطب‎اند؛ همچنین ناوبلاگ‎نویس‎ترین وبلاگ‎نویسان آنانند که هیچ ارزشی برای مخاطب قائل نیستند. یک وبلاگ‎نویس خوب و جدی وبلاگ‎نویسی است که برای خوش‎آمدِ مخاطب نمی‎نویسد؛ ولی به نفعِ مخاطب و به احترامِ او می‎نویسد؛ آنهم مخاطبِ خاص «وبلاگ» نه مخاطب بماهو مخاطب. یک وبلاگ نویسِ جدی برای نفسِ «وبلاگ‎نویسی» ارزش قائل است و وبلاگ‎نویسی برایش یک پدیده‎ی ثانوی نیست. عده‎ای فقط نمونه آثار (مثلا شعر یا مقاله یا داستان) در وبلاگ می‎گذارند و مخاطب را به کتابشان ارجاع می‎دهند؛ یعنی مخاطبشان مخاطبِ خریدارِ کتاب است فقط (تازه آن‎هم اگر واقعی باشد) و برای نفسِ مخاطبِ وبلاگ ارزش خاصی قائل نیستند. اینجا برایشان یک محل تبلیغ است و مخاطب بیچاره آن هنگام مخاطب است و ارزشمند که برود کتابشان را بخرد. اینکه وبلاگ‎نویسی نیست؛ تبلیغات است. از طرفِ دیگر، یک وبلاگ‎نویس ِارزشمند هم دنبالِ خودنمایی نیست هم این دنبالِ خودنمایی نبودنش منجر نمی‎شود که دیگر تبدیل شود به یک دروغ‎گوی بزرگ. وبلاگ‎نویسِ سزاوارِ وقت گذاشتن، کسی است که اولا او هم برای مخاطب وقت بگذارد، دوما با مخاطب صادق باشد؛ و البته این صداقت هم به این معنا نیست که هرچه به ذهنش رسید و همه‎چیز را درباره خصوصی‎ترین آناتِ خویش بگوید. گاهی بعضی مطالب را که می‎خوانم سریع می‎پرسم: به من چه؟

زین‎رو، هم با وبلاگ‎های تزئینی تبلیغاتی و صرفا اعلام حضوری مشکل دارم (از این‎ها که تشکیل شده‎اند از  1 عکس حسن صنوبری {در حال تفکر عمیق} + 2 پروفایلِ کاملِ حسن صنوبری {با ذکر رنگ پیژامه مورد علاقه‎اش و آدرس دقیق جاکفشیِ خانه‎شان} + 3 برای خرید آثار حسن صنوبری به اینجا مراجعه کنید + 4 لینکِ حضور حسن صنوبری در همه شبکه‎های اجتماعیِ جهان + 5 زندگینامه حسن صنوبری {خودنوشت ولی به روایت سوم شخص!} +...) هم وبلاگ‎هایی که کاملا شخصی و دردودل‎نویسی‎اند (از این‎ها که: 1 امروز با ساناز رفتیم پاساژ، خوش گذشت + 2 الآن خیلی احساس تنهایی می‎کنم، کاش یکی اینجا بود + 3 کی گفته ازدواج چیز خوبیه؟ 4 کی گفته باید از عادتم خجالت بکشم و اینجا تو وبلاگ دربارش ننویسم؟ 5 امروز حوصله‎تونو ندارم ...) هم با تلفیقِ هولناکِ این دو گزینه! (یعنی تلفیقِ احمقانه‎ترین حالت مرد بودن و احمقانه‎ترین حالت زن بودن با هم!).

البته بنده داشتم درمورد وبلاگ جیغ و جار حروف سخن می‎گفتم. خلاصه این وبلاگ یک وبلاگ جدی (مخصوصا در ژانر وبلاگ‎نویسی اجتماعی) بود که من از سال‎ها پیش می‎شناختمشان؛ الآن تعداد زیادی وبلاگ‎نویس خوب و حرفه‎ای (در همین ژانر) می‎شناسم که انگار همه با هم آشنایی‎هایی دارند، اما آن‎وقت‎ها فقط ایشان را از این جمع می‎شناختم. وبلاگی که گاهی خیلی خوب برای مخاطب وقت می‎گذاشت و هوشمندی و اندیشه‎ی دقیقی داشت. با موضوعاتی چون فلسفه هنر، فلسفه و زندگی، کتاب، جامعه، مسائل عمومی زنان، مسائل زن مسلمان، هنر دینی، مردم نگاری و... البته ایشان هم مثل همه‎ی شما و دیگران شخصی‎نویسی داشتند گاهی و قطعا بنده آن بخش‎‎ها را نمی‎خواندم؛ همانطور که شخصی‎نویسیِ هیچکس دیگری را نمی‎خوانم. منظور از شخصی‎نویسی همه‎ی شخصی‎نویسی‎ها نیست. چه بسیار شخصی‎نویسی و جزئی‎نویسی که با یک گریزِ هنرمندانه یا دقتِ فیلسوفانه از جهانِ انضمامی و خصوصیِ ما اتصال پیدا کند با کلیات و حقایقِ ارزشمندِ بشری. اما همه می‎دانیم این اتفاق زیاد نمی‎افتد و حاجسن عموما با خواندن و نوشتنِ شخصیات ارتباطی برقرار نمی‎کند. مخصوصا شخصی‎نویسی و دل‎نوشت‎نویسیِ یک خانم. اصلا اگر چنین کاری کنم در خلوتِ خویش احساس حقارت می‎کنم. درست مثل آن دانشجوی دزدی (آقا) که وقتی همکلاسی‎اش (خانم) از کلاس بیرون می‎رود، به جای برداشتنِ پول‎هایش از کیفش؛ بنشیند به کنجکاوی و فضولی سر کیف و موبایل آن بدبخت. می‎فهمید چه می‎گویم؟ خلافِ شرافت و اخلاق و بزرگ‎منشی و آقایی است. البته من همیشه به دوستان و بستگان گفته‎ام که شما وقتی شخصی‎نویسی می‎کنید آن‎هم نه در دفترچه یادداشتتان بلکه وسط اینترنت، مثل این است که وسط میدانِ شوش برهنه شوید. لکن الآن خیلی به شخصی‎نویس کاری ندارم و وارد این دعوای قدیمی نمی‎شوم؛ الآن به «شخصی‎نویس‎خوان» کار دارم. برفرض که یک‎نفر وسط شوش برهنه شد، من و شما که نباید بایستیم نگاه کنیم. البته شخصی‎نویسی در اینترنت بیشتر شبیهِ برهنه شدنِ یک «نابینا» در شوش است. کسی که حتی اشراف ندارد دقیقا کدام چشم‎های نامحرم در حالِ تماشای او هستند و وقاحت و حماقت خود را مشخصا نمی‎فهمد. یا کسی که در رخت‎کنِ مجهز به دوربین مخفی پیژامه عوض می‎کند. قطعا او خودش باید سرش را یکبار بالا بگیرد و دوربین را ببیند، قطعا او خودش هم خیلی مقصر است؛ ولی آنکس که پشتِ مانیتور نشسته در همه شرایط موجود بی‎ارزشی است.

تذکر: هرجا که لحنم تند و تیز می‎شود منظورم آن معنای افراطیِ شخصی‎نویسی است. هرچند که با معنای معتدلش هم مشکل دارم. خب اگر بخواهم دردل‎ها و تنهایی‎نوشت‎های یک خانم را گوش بدهم شایسته‎تر این است که زنگ بزنم به خواهرم یا بروم پای صحبتِ مادرم حرف و دردودلِ ایشان را بشنوم. (آنچنانکه اگر بخواهم دردودل شخصی‎ و خصوصی‎ام را بگویم بهتر است با یک دوست و یک امین و یک محرم در میان بگذارم نه همه‎ی جهانیان در اینترنت).

آخرین و بی‎ادبانه‎ترین گلوله‎ام به شخصی‎نویسی (البته از نوع افراطی‎اش) :
به نظرم شخصی‎نویسی یعنی همسری جستنِ حقیرانه و ملتمسانه از کیبورد و مانیتور. خب من اگر بخواهم ازدواج کنم می‎روم با یک نفر (می‎گویید نه؟ خب با چهار نفر :) ازدواج می‎کنم؛ نه با هفت میلیاردنفر دوست و دشمن و محرم و نامحرم و مسلم و کافر و خوب و مزخرفِ قَروقاطی. (قبلا در اینجا و اینجا سراغ این عوالم رفته‎ام.)

بحمدلله به برکتِ ظهور و شیوعِ «شبکه‎های اجتماعی» خیلِ عظیمی از شخصی‎نویسان و شخصی‎خوانان و حتی تبلیغاتی و تزئینی‎نویسان برای همیشه جهانِ درخشانِ وبلاگ را ترک کرده و به آنجا کوچیده‎اند. این تنها فایده‎ی قابلِ دفاع شبکه‎های مزخرفِ اجتماعی (چه اینترنتی چه موبایلی) است. (الآن کسی نگوید من گفتم هرکه در شبکه است شخصی‎نویس و تزئینی‎نویس است ها! هر مغزداری که گردو نیست ولی هرگردویی قطعا مغز دارد. درمورد شخصی‎نویسی هم گزینه افراطی را آوردم که سوتفاهم نشود).

امروز محیط وبلاگ خیلی بهتر از قبل است و به نظرم وبلاگ‎نویسانی که از کاهش کمیت مخاطبان گله‎مندند باید به افزایشِ کیفیتِ مخاطبان توجه داشته باشند. حقیقتا هم، اینکه مطلبِ آدم را صدنفر کافرِ جاهل بخوانند ارزشی ندارد درمقابل اینکه یک نفر آدمِ موحّدِ باحال و اهل فکر مخاطب آدم باشد. مهم خواننده و بازدید کننده نیست، مهم فهم‎کننده است. حداقل من که اینگونه  می‎اندیشم.

از موضوعِ وبلاگِ جیغ و جار حروف خیلی دور نشویم: به تعدادی از موضوعاتی که از نوشته‎های ایشان یادم می‎آمد اشاره کردم و حتما تصدیق می‎فرمایید تنوع و گستره‎شان زیاد بود؛ لکن نثر و قلمِ خوب ایشان + صداقت نوشتاری‎شان + زاویه دیدِ نو و متفاوتشان + روایتِ قواعد کلی وبلاگ‎نویسی (که اندکی درباره‎شان سخن گفتیم=همان باور به هویتِ خاص وبلاگ‎نویسی و مخاطبانِ خاصش) + توجه به موضوعاتی که مخاطبان عمومی دارد (ازدواج و پوشش بانوان و...) + استفاده‎شان از بعضی تکنیک‎های حرفه‎ای وبلاگ‎نویسی (مثل «کوتاه‎نویسی» و در عین حال «مداوم‎نویسی») باعث می‎شد این تنوع و گستره‎ی موضوعی؛ آسیبی به ساختار و تمایز وبلاگ ایشان نزند و در نتیجه وبلاگ ایشان موردِ اقبالِ خوب خوانندگان قرار بگیرد. خود ایشان در یکی از آخرین سطرهایشان (انگار که از دنیا رفته باشند!) به همین موضوعِ تنوعِ مطالب اشاره می‎کنند و تاکید می‎کنند بهترین موضوع از نظر ایشان همان وبلاگ‎نویسی هیئتی (به تعبیرِ ایشان: «دلی») است:

پنج سال است دارم برای این طرف و آن طرف چیز میز می‌نویسم. از مقالۀ فلسفی بگیر تا ترجمۀ متون فلسفی و گزارش نشست فلسفی. از معرفی و نقد رمان فارسی، کتاب انگلیسی و نقد کتاب‌های فلسفی تا معرفی فیلم و تئاتر! یکی از ژانگولربازی‌هایی که خیلی به‌م چسبید گزارشی بود که همین پارسال خیلی خبرنگاری‌طور از یک «محل» نوشتم. خلاصه باید چشم و دلم سیر شده باشد با این همه کار متنوع. ولی نشده! بین همۀ این کارهای نوشتنی، بعضی‌ها هستند که دوست‌ترشان دارم. نوشتنی‌هایی که خیلی دلی نوشته شده‌اند. روایت‌هایی از جنس همین روایت‌های اینجا. چیزهایی که به پولش فکر نکردم. نوشتم برای اینکه دوست داشتم بنویسم‌شان. یکی از این نوشتنی‌ها دو هفته پیش منتشر شد، یکی همین ماه. منم عین این بچه‌های 16 ساله که دفعۀ اول‌شان است چیزی ازشان منتشر می‌شود دویدم تا دکۀ روزنامه فروشی و موقع رد شدن از عرض خیابان، تند تند لای مجله را باز کردم تا مطمئن شوم کارم چاپ شده! بعدش هم کار را برای بعضی‌ها که می‌دانستم دوستش دارند و مجله را نمی‌خرند ایمیل کردم. عین ندید بدیدها!

خلاصه که این‌طور. همۀ بچه‌ها عزیزاند. حتی ناخواسته‌ها. حتی آن بدقلق‌ها. ولی آن‌ها که با جانت ساخته‌ای از همه عزیزتراند. خدا از این بچه‌ها روزی همه کند الهی!


هنوز وقتی به خیلی از مطالب یا حتی رویکردهای ایشان فکر می‎کنم می‎بینم اصلا قبولشان ندارم (طبیعتا اینجانب هم  رویکردها و مطالب خودم را قبول دارم). با اینحال حال که در میان ما نیستند(!) باید این چند سطر را به احترام وبلاگنویسیِ جدی ایشان می‎نوشتم. قصدِ ما از نگارش این مطالب هم بزرگداشتِ یک وبلاگ‎نویس جدی بود که فعلا به مرخصی رفته و هم به همین بهانه بزرگداشتِ نفسِ وبلاگ‎نویسی جدی و حرفه‎ای (بالاخص در ژانر اجتماعی) و بیان تذکرات و دقائقی دراین مورد.

 پ ن: نمونه‎ یکی از یادداشت‎های وبلاگ جیغ و جار حروف---> «ما چادری‎های ترسناک»
(از آنجا که ایشان آرشیو وبلاگ خودشان را فعلا منهدم کرده‎اند مجبور شدم به این سایت لینک بدهم)


برچسب‌های موضوعی: درباره زندگی, درباره وبلاگ نویسی, نیمایی, درباره وبلاگ جیغ و جار حروف, معرفی وبلاگ

93/07/05  به قلم من  |

 

آرایش غلیظ

پوستر آرایش غلیظ حمید نعمت الله

 

آغاز اکرانِ عمومیِ فیلمِ سینماییِ «آرایش غلیظ»

کارگردان: حمید نعمت‎الله

نویسنده: حمید نعمت‎الله و هادی مقدم‎دوست

 

بی‎شک فیلمِ درخشانی است. هرچه سیمرغ و جایزه که نگرفت الهی گیر کند در گلوی گیرندگان و دهندگانِ به ناحقش. انصافا کارگردانی یعنی این. دیالوگ یعنی این. این یعنی دیالوگ‎نویسیِ هنرمندانه. کارگردان یعنی نعمت‎الله. البته قبلا درباره‎شان نوشته‎ام. در این مقام فقط شما را دعوت می‎کنم به دیدنِ فیلم. بدانید آن‎هایی که می‎گویند این بهترین فیلم نعمت‎الله است درست مثل آن‎هایی که می‎گفتند چ بهترین فیلم حاتمی‎کیاست فقط قصد دارند شما را فریب بدهند تا انتظارتان را بیش از حد از این فیلم‎ها بالا ببرند. این‎ها در دوره‎ی خود و زمانه‎ی خود فیلم های بی‎نظیر و واجب‎السّاختی هستند. این سر بودن را با تماشای دیگر فیلم‎های سال‎های اخیر متوجه می‎شوید؛ اما لزومی ندارد بهترین فیلم در کارنامه‎ی سازندگانشان باشند.

واقعا چرا امسال در جشنواره فجر اینگونه با آرایش غلظ برخورد شد؟ چرا نباید آرایش غلیظ نماینده‎ی ما (لااقل در بعضی) جشنواره‎های خارجی باشد؟

آدم وقتی کارهای نعمت‎الله را می‎بیند حس نمی‎کند او یک کارگردان ایرانی است (مثل بقیه کارگردان‎ها) حس می‎کند یک کارگردانِ موفق و شگفت‎انگیزِ خارجی است که در سفر توریستی‎اش به ایران مسلمان شده و تصمیم گرفته بقیه عمر را در این سرزمین و کنار بچه‎هیئتی‎ها بماند و فیلم بسازد. فقط عجیب است که به جای اسم‎هایی مثل «هاشم» پس از مسلمان شدن اسم «حمید» را برای خود برگزیده است.

گفتنی‎ست به نظر من تماشای این فیلم خیلی خانوادگی نیست. خیلی به درد نوجوانان و کودکان نمی‎خورد. خیلی به درد جوانان می‎خورد ولی لازم نیست با پدر و مادر ببینند. از ما گفتن.

تماشای این فیلم را از دست ندهید. از ما گفتن.


برچسب‌های موضوعی: معرفی سینما و تلویزیون, درباره آرایش غلظ حمید نعمت الله

93/07/04  به قلم من  |

 

یک یادگاری از پاییز

بنا بر این بود که به احترامِ پاییزِ آیندگان، اصلا سراغِ پاییز گذشتگان نرویم. لکن جلوی درِ سینما جمعی از پیرمردها باز خاطراتی از پاییزِ گذشته گفتند و و لجم را درآوردند. اینجانب هم بهشان گفتم شعر دیگری نیز برای پاییز (به معنای «فصل مدرسه» البته) دارم و این یکی مختص خودمان (که مدرسه‏‎مان تمام شده) است. خلاصه با پیرمردها قرار گذاشتم این یکی را هم بنویسم اینجا.

مدرسه قبل از انقلاب

 

قدهای کوتاه و صف‎های طولانی

یک یادگاری از «نظمِ رضاخانی»

 

انگار با خطکش کوتاهمان کردند

انگار ناظم‎ها بودند سلمانی

 

هم ساعتِ تفریح، بودیم سرگردان

هم در کلاسِ درس، بودیم زندانی

 

بغضِ عدالت را خوردیم با تلخی

فریاد را در دل کردیم زندانی

 

هم بی‎طراوت، رنگ: خاکستری، طوسی

هم بی‎صدا، خنده: آرام، پنهانی

 

گاهی رفیقم بود تصویرِ روی جلد

گاهی پناهم بود دیوارِ سیمانی

 

{آموزگار خوب هم بود اما کم

چون شعله‎ای کوچک در شامِ ظلمانی}

 

آموزگاری هم _هرچند با تسبیح_

می‎خواند در گوشم آیاتِ شیطانی

 

این را معلم گفت که: غرب باهوش است

اما عقب‎مانده است انسانِ ایرانی

 

هم ذوق، بی ارزش؛ هم شوق، مصنوعی

هم ظهر، پاییزی؛ هم شب، زمستانی

 

خلاقیت‎های سرخورده و متروک

انسانیت‎های بیمار و حیوانی

 

تنبیهِ ناظم بود آسان و شد دشوار

وقتی خیانت کرد یارِ دبستانی

 

وادار شد شاید... شاید طمع هم داشت...

بخشیدمش اما یک روز بارانی

 

***

با قامتی لرزان بر صفحه‎ی تردید

می‎شد نوشت آیا مشقِ مسلمانی؟

 

 

بر این باورم که ستم پهلوی خیلی بیشتر از آن بوده که فقط به دوره‎ی خودشان محدود شود. بنیانِ بسیاری از ستم‎ها، بدبختی‎ها، عقب‎ماندگی‎ها، تحقیرها و جهالت‎ها در آن دوره گذاشته شد. قطعا مدارسِ دهه هشتاد و نود تفاوت عمده‎ای با مدارس دهه شصت و هفتاد دارند؛ خدا را شکر (و انشاالله!). در بسیاری از مدارس دهه شصت و هفتاد هنوز روحِ پهلوی حاکم بود. هنوز ترساندن و تحقیر جزو اصلی‎ترین متون آموزشی بود. هنوز در بسیاری از مدارس ناظم رضاخان بود و معلم مثل محمدرضا پهلوی مرعوبِ غرب و سروده‎خوانِ انفعال. ناخودآگاه بچه‎ها را با سر و صورتِ مومن ولی دلِ کافر بار می‎آوردند. البته الآن که فکرش را می‎کنم از دهه هشتاد هم من خاطرات اینطوری دارم! (هرچند مدارس ما واقعا مدارس هیئتی و مهربانی بودند)

 منبعِ عکس


برچسب‌های موضوعی: غزل

93/07/02  به قلم من  |

 

استاد محمدرضا آدینه وند


برچسب‌های موضوعی: درباره مرحوم محمدرضا آدینه وند, مرگ, معرفی کتاب, درباره کتاب کلمه الله هی العلیا
ادامه مطلب

93/07/02  به قلم من  |

 

ساختارشناسیِ انسان

پژوهشگران و دیرینه‎شناسانِ زندگی نتیجه‎ی تازه‎ترین پژوهش خود را در تقسیم‎بندی و دسته‎بندیِ گونه‎های گوناگونِ انسانی اعلام کردند.

به گزارش جمعی از خبرنگارانِ اعزامیِ ما، دیرینه‎شناسان و پژوهشگران زندگی اعلام کرده‎اند که آدمی از بدوِ پیدایش تا کُنون به چهار دسته‎ی اصلی تقسیم می‎شود.

وبلاگ به رنگِ آسمان برای نخستین‎بار متنِ کامل این تقسیم‎بندی را، به همراه تحلیل و توصیه‎ی تحلیلگران و معلمانِ اخلاق در ذیلشان منتشر می‎کند.

 

دسته‎ی اول:

آن‎هایی که وقتی خوبند، خیلی خوبند
و وقتی بدند، خیلی بدند.

تحلیل و توصیه‎ی نخست: از این‎ها دوری کنید! این‎ها دیوانه‎اند. دیوانه می‎کنندتان. نه به آن شوریِ شور، نه به این بی‎نمکی، نه به اون شیرینی.

تحلیل و توصیه‎ی دقیق‎تر: اینگونه هم نیست که هیچ رقمه نشود با این‎ها مواجه شد. ولی باید تکلیف مشخص باشد. یعنی آدم باید زود و حسابی توجه کند تا بداند و بفهمد این‎ها چقدر غیرقابل پیشبینی‎اند تا خودش را برای تغییراتِ ناگهانی آماده کند. اتفاقا این گروه برای بسیاری از جمله بهترین گروه‎های انسانی‎اند. هرچند برای آدم‎هایی که خیلی حساس هستند قطعا چنین گروهی خطرناک به حساب می‎آیند و عموماً چینیِ نازُکِ وجودیِ انسان‎های حساس و آسیب‎پذیر در مواجهه با چنین انسان‎هایی خورد و خاک‎ِ شیر می‎شود. از آن طرف، دو گروه بیش از دیگران در مواجهه با چنین انسان‎هایی موفق بوده‎اند. یکی انسان‎های محکم و معتقد (به معنای «اهل باور بودن» و نه صرفا باورمندِ به مذهب) و دیگری: آن‎هایی که چون ایشان، خود چنین پریشان‎اند و در کنارِ پریشانیِ خویش به یک خودآگاهی در این زمینه رسیده‎اند. عموما انسان‎های بلندپرواز در وهله‎ی نخست از مواجهه با انسان‎های دسته‎ی اول لذت می‎برند؛ ولی لزوما انسان‎های بلندپرواز نمی‎توانند تا آخر انسان‎های دسته‎ی اولی را تحمل کنند. کلا همه‎ی انسان‎ها تا حدی می‎توانند این گروه را تحمل کنند یا حتی دوست داشته باشند، ولی محدوده‎ی این حد مربوط به جنسِ شخصیتیِ خودشان است. توصیه‎ی ما به همه مواجه شدگان با این گروه افزایش دقت و کیفیت در موضوعِ «شناخت» ایشان است. بسیاری بوده‎اند که به طور شدید ایشان را دوست داشته‎اند؛ اما این دوست داشتن دیری نپاییده است.

 

 

دسته‎ی دوم:

آن‎هایی که وقتی خوبند، یک‎کم خوبند
و وقتی بدند، یک‎کم بدند.

تحلیل و توصیه‎ی نخست: این‎ها خیلی زیادند و خیلی هم خوبند. رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود؛ رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

تحلیل و توصیه‎ی دقیق‎تر: اینگونه هم نیست که چنین شخصیت‎هایی لزوما به نظر همه عالی و ستودنی باشند. اما درست است که مواجهه و زیست با چنین انسان‎هایی برای همه کم‎خطرتر و مطمئن‎تر است. ممکن است این گروهِ شخصیتی در وهله‎ی نخست برای بعضی زیاد از حد عادی و معمولی به نظر آید. اما توصیه‎ی ما به مواجه‎شوندگان این است که بالاخره ساده، معمولی و عادی بودن خیلی بهتر از وحشتناک، پست و هیولا بودن است. این گروه برخلافِ گروه قبل به مقدار زیادی می‎توانند خودشان را با شرایط گوناگون وفق دهند. و برخلافِ گروهِ قبل انسان‎های زیادی می‎توانند با ایشان کنار بیایند. البته در مواجهه با چنین شخصیت‎هایی توصیه‎ی اکید ما به مواجه‎شوندگان افزایش کیفیت و دقت در همان موضوع «شناخت» است؛ اما نه (مثل گروه قبلی) شناخت ایشان؛ بلکه: شناخت خود. شما باید انتظارات خود از دیگران و میزانِ توانایی‎تان برای تغییر را بدانید. بسیاری بوده‎اند که طی زمانی طولانی ایشان را دوست داشته‎اند اما این دوست داشتن هیچگاه خیلی شدید نشده است.

 

دسته‎ی سوم:

آن‎هایی که وقتی خوبند، خیلی خوبند
و وقتی بدند، یک‎کم بدند.

تحلیل و توصیه‎ی نخست: خُب این‎ها مسلماً آنقدر خوب‎اند که امکانِ تصورشان در عالم خارج فقط وقت تلف کردن است. این‎ها برای قصه‎هاست. قصه همش بادِ هواست.

تحلیل و توصیه‎ی دقیق‎تر: اینگونه هم نیست که این‎ها هرگز وجود خارجی نداشته باشند. هستند. ولی کم‎اند. دیریاب و نادراند. خیلی به چشم نمی‎آیند. فرمود: «اولیائی تحت قبائی، لایعرفهم غیری» (به‎به از این عبارتِ زیبا! مفهومش به‎کنار، چه ساختاری دارد). توصیه‎ی ما این است که وقتی ایشان را دیدید و یقین کردید از دسته‎ی سوم هستند (چون «خیلی خوب بودنشان» شبیه گروه نخست است و «یکم بد بودنشان» شبیه گروه دوم) اولا سلامِ ما را به ایشان برسانید، دوم کلاهتان را به هوا بیاندازید، سوم قدردانشان باشید و غنیمت بشماریدشان. اینان همان هیئتیانِ راستین‎اند. می‎خواهد همکارِ شما باشد، دوستِ شما باشد، همسرِ شما باشد، مادرِ شما باشد، پدرِ شما باشد، داییِ شما باشد، رقیبِ شما باشد، عاشق یا معشوقِ شما باشد، زیردستِ شما باشد یا هرچیز دیگر؛ خدا را شاکر باشید. خدا ایشان را آفریده است تا جهان از معنا تهی نشود. تا آدمی از مقایسه‎ی خویش با ایشان هیچ و هرگز به خویش غرّه نشود.

 

دسته‎ی چهارم:

آن‎هایی که وقتی خوبند، یک‎کم خوبند
و وقتی بدند خیلی بدند.

تحلیل و توصیه‎ی نخست: این‎ها را باید کُشت. ترحّم بر پلنگِ تیزدندان، ستمکاری بود بر گوسفندان.

تحلیل و توصیه‎ی دقیق‎تر: بله. اینگونه است. این‎ها را باید کُشت. از این‎ها باید دور شد. نباید گذاشت این‎ها کوچکترین ارتباطی با ما داشته باشند. از بودنِ با چنین موجودات از خودراضی، همیشه متوقع و بی‎اخلاقی چیزی عاید شما نخواهد شد. توصیه‎ی ما به مواجه‎شوندگان این است که به این‎ها رو ندهند.

 

اینجا تقسیمِ بندیِ اصلی پژوهشگران دانشِ زندگی و دیرینه‎شناسانِ معنای زندگی؛ همچنین تحلیل و توصیه‎ی تحلیلگران و معلمان اخلاق برای «مواجه‎شوندگان» با این چهار گروه به اتمام رسید.

گفتنی‎ست تقسیم‎بندیِ بالا و توصیه‎هایش مختص به هیچ شرایط خاصی نمی‎شود. چه در همکار بودن، چه در انتخاب همسر، چه در فامیل بودن، چه در هم‎نشین بودن، چه در شاگرد بودن، چه در برخوردِ کوتاه، چه در مخاطب بودن و چه در هر موضع و موقعیت دیگری این تقسیم‎بندی به درد مواجه‎شونده می‎خورد. مهم اصلِ تحقق ارتباطات انسانی است.

در تکلمه‎ی بحث گروهی از معلمانِ اخلاق که پیرمردان و پیرزنانی اسطوره‎ای، سپیدمو، پارسا، پاک‎اندیش و خواهانِ سعادتِ ابدی برای همه‎ ابنای بشری‎اند، توصیه‎هایی را برای خودِ اعضای این چهار گروه عنوان کرده‎اند. گفتنی‎ست بالاخره همه‎ی ما عضو یکی از این چهار گروه هستیم یا لااقل مابین دو گروهشان تقسیم‎بندی می‎شویم.

 

توصیه‎ی معلمانِ اخلاق به اعضای دسته اول:

خود را بشناسید. و خُب سعی کنید «گاوِ نُه من شیر» نباشید. سعی کنید خوبی‎ها، فداکاری‎ها، مهربانی‎ها و پرهیزگاری‎های بزرگ و شگرفِ خویش را با یک گندِ بزرگ تحت‎تأثیر قرار ندهید.

 

توصیه‎ی معلمانِ اخلاق به اعضای دسته دوم:

خود را بشناسید و سعی کنید از پیله‎ی محتاطانه‎ی خودخواهی بیرون آیید.

 

توصیه‎ی معلمانِ اخلاق به اعضای دسته سوم:

خود را نشناسید. آنگاه که خود را بشناسید شما هم ممکن است به یکی از سه گروهِ دیگر تبعید شوید. همیشه فکر کنید (و حتی مطمئن باشید) جزو یکی از سه گروهِ دیگرید. و اِلّا خطرِ عُجب و کِبر و غُرور به طور مرموز و آرامی فرشته‎ی درونِ شما را تبدیل به شیطانی رجیم و هیولایی عصیانگر و تحمل‎ناپذیر می‎کند؛ بسیاری از شیاطین ابتدا اولیای الهی بوده‎اند؛ از جمله خود شیطانِ رجیم. گفت: چو گِل بسیار شد پیلان بلغزند.

 

توصیه‎ی معلمانِ اخلاق به اعضای دسته چهارم

خود را بشناسید و باور کنید چقدر بی‎شعور و نفهمید. اینقدر از خودتان فرار نکنید. اینقدر آدم بدهای فیلم‎ها را به دیگران تعمیم ندهید تا خیالتان آسوده شود. شما همان آدم بده‎اید. شما همان موجود مزخرفید که در عالم لنگه ندارید؛ مخصوصا اینکه حتی مزخرف بودنِ خود را باور ندارید. آغاز رهاییِ شما از این وضع با شناخت خود حاصل می‎شود و البته با وجود امید و ایمان به تغییر. یک‎بار در زندگی به تابلوی «ایست» توجه کنید؛ کنار بزنید، کاپوت را بالا بزنید و سعی کنید بفهمید درونتان چه‎خبر است.

 

حتی یکی از این پیرانِ پارسا و سپیدمو و پاک‎اندیش که ریش، مو و ابروی بلندتری نسبت به دیگرِ پارسایان داشت، هنگامی که انگشتانِ کشیده و مغمومِ خود را در امتدادِ مسیرِ برفیِ ریشِ خویش می‎کشید به آهستگی و با صدایی بم گفت: «من خودم فکر می‎کنم تنها علاجم این است که حتی اگر عضوِ دسته‎ی چهارم نیستم، چند وقت یک‎بار خودم را جای دسته‎ی چهارم بگذارم و به احترامِ دیگران هم که شده چندلحظه سکوت کنم. و اعاذناالله من شرور انفسنا و سیئاتِ اعمالنا»


برچسب‌های موضوعی: درباره زندگی, ساختار شناسی انسان, اخلاق

93/07/01  به قلم من  |

 

سه روایت معتبر درباره محمدحسن شهسواری

 تیتر دو: در روشن شدنِ راه‎گشاییِ دستورِ اخلاقیِ «بگزین رهِ سلامت»


برچسب‌های موضوعی: معرفی کتاب, قصه داستان رمان, درباره محمد حسن شهسواری, درباره رمان وقتی دلی
ادامه مطلب

93/06/31  به قلم من  |

 

شُرّه ی شال و پَرِ کُلات مبارک


برچسب‌های موضوعی: قصیده
ادامه مطلب

93/06/29  به قلم من  |

 

سلامی به فرناندو میرلس

یک استکان چای، برای ساکنِ سرزمینِ قهوه


برچسب‌های موضوعی: معرفی سینما و تلویزیون, سیاست خارجی, معرفی آلبوم موسیقی, درباره فرناندو میرلس Fernando Meirelles, درباره جمال دبوزه
ادامه مطلب

93/06/26  به قلم من  |

 

که گفته باشم


ادامه مطلب

93/06/25  به قلم من  |

 

نشانِ مرد خدا، عاشقی است


برچسب‌های موضوعی: درباره آقای حسینی قمی, معرفی سینما و تلویزیون, درباره روحانی بودن, فلسفه روحانیت
ادامه مطلب

93/06/19  به قلم من  |

 

 

 

کریستینا الیزابت فرناندز دکرشنر
______________________________
دیدار با همسایه‎ها
______________________________
روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل
______________________________
Scraper (اسکریپر) : سایت دزد محتوا
______________________________
فقط: امیر دریادار حبیب‌الله سیاری
______________________________
فاضل نظری مدیر مركز موسیقی حوزه هنری شد!!!
______________________________
کجا آشنا شدید؟
______________________________
ذکر | دهه نخست ذی الحجّه
______________________________
مسئله خیلی ساده است
______________________________
نامه قاسم سلیمانی به حاتمی‎کیا
______________________________
3 واکنش خود حاتمی‎کیا
______________________________
2 واکنش محمود رضوی
______________________________
1 سخنان عباس کیارستمی
______________________________
این عکس، عکس عروسیِ یک شهید است که می‎دانم در 24 سالگی شهید شده ولی نمی‎دانم در چندسالگی داماد شده. خیلی عکس خاصی است
______________________________
جشن پیروزیِ انقلاب مردم مظلوم یمن | قال الحواريون: نحن «انصار الله»
______________________________
خوب بود ؟
______________________________
«رندی» بیاموز
______________________________
مبتذلِ صبح و شام تازگی آرنده نیست
______________________________
دانشگاه ایرانی
______________________________
علیه کپی رایت غیرمجاز
______________________________
«خانه‎ی آبادِ غم» | داستان کوتاهی از «حمید حاجی‎میرزایی» | قطعا اثر زیبایی‎ست
______________________________
در خیابان‌های صنعا
______________________________
دل آدم از این می‎­سوزد که این مشکل با صرفه­‎جویی 15 تا 20 درصدی قابل حل است
______________________________
بحران آب
______________________________
در شأن رئیس جمهور نیست
______________________________

 

شعر من (109)
سید حسن حسینی (30)
قیصر امین پور (12)
یوسفعلی میرشکاک (19)
مرتضی امیری اسفندقه (18)
شهید حسن صنوبری (1)
یادداشت دیوانه (12)
یادداشت من (202)
سلمان هراتی (4)
سهراب سپهری (5)
نصر الله مردانی (2)
مهرداد اوستا (2)
هوشنگ ابتهاج (1)
زکریا اخلاقی (3)
کیوان خسروی (2)
مهدی دسترنج (1)
بیدل دهلوی (16)
باباطاهر (1)
مهدی اخوان ثالث (13)
سعدی (7)
منوچهر آتشی (1)
سید حمید رضا برقعی (2)
صائب تبریزی (5)
عرفان نظر آهاری (1)
جبران خليل جبران (1)
فاضل نظری (2)
حافظ (9)
فريدون مشيري (1)
عليرضا قزوه (10)
مولوی (14)
بيژن ارژن (2)
حسین منزوی (7)
محمد رضا شفیعی کدکنی (10)
خواجوی کرمانی (1)
علیرضا بدیع (2)
علی انسانی (1)
زهیر توکلی (4)
سید محمد عباسیه کهن (1)
علی محمد مودب (6)
علی معلم (8)
ملک الشعرای بهار (1)
فردوسی (3)
امید مهدی نژاد (4)
عبدالجبار کاکایی (1)
عطار نیشابوری (2)
مشفق کاشانی (2)
محمد رضا ترکی (1)
اهورا ایمان (1)
محمد کاظم کاظمی (2)
فروغ فرخزاد (9)
سعید طائی (1)
ضیا موحد (1)
افشین علا (1)
زرتشت اخوان ثالث (1)
فرامرز عرب عامری (1)
محمود حبیبی کسبی (1)
یانیس ریتسوس (1)
احمد شاملو (3)
فیاض کاشانی (1)
محمود شاهرخی (1)
آیات حسن یوسف القرمزی (1)
محمد سعید میرزایی (1)
مصطفی علیپور (1)
غلامرضا بروسان (1)
محمد علی بهمنی (2)
محمد رضا عبدالملکیان (1)
سیاوش کسرایی (1)
فریبا یوسفی (1)
محمد مهدی سیار (1)
انوری (1)
امیر خسرو دهلوی (1)
شیخ بهایی (2)
نیما یوشیج (2)
نصرت رحمانی (1)
فرزدق اسدی (1)
محمد قهرمان (2)
مرتضی کاخی (1)
سید علی موسوی گرمارودی (2)
محمد رمضانی فرخانی (1)
قربان ولیئی (2)
خیام (1)
محتشم کاشانی (1)
میلاد عرفان پور (1)
عبدالرحمان جامی (1)
مجتبی فائق (1)
نظامی گنجوی (3)
غلامرضا سازگار (1)
ناصر خسرو (2)
میرزاده عشقی (1)
ژولیده نیشابوری (1)
زیب النساء (2)
کلیم کاشانی (1)
معین الدین چشتی (1)
منصور اوجی (1)
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی (1)
محمد سهرابی (1)
سهیل محمودی (2)
ابوالفضل زرویی نصرآباد (1)
حمید سبزواری (1)
طاهره صفارزاده (1)
سیمین بهبهانی (1)
مهدی طباطبایی یاسین (1)
سید احمد نادمی (1)
فاطمه راکعی (1)
عبدالرضا موسوی (1)
شهید آوینی (3)
شهيد چمران (4)
آيت الله بهجت (3)
آیت الله جوادی آملی (3)
امام خمینی (12)
حضرت امام علی بن ابی طالب (2)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (25)
حاج آقا محمدي دوست (1)
حضرت امام جعفر صادق (6)
شهید نورعلی شوشتری (3)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
آیت الله مجتبی تهرانی (4)
حاج ماشا الله عابدی (3)
حجت الاسلام جاودان (1)
حضرت امام حسین بن علی (1)
حضرت امام زین العابدین سجاد (1)
فطرس (1)
یوحنا (1)
ماموستا برهان علی (2)
مالکم ایکس (1)
بابی ساندز (1)
خالد اسلامبولی (1)
احمد احمد (1)
آیت الله وحید خراسانی (1)
حاج منصور ارضی (2)
نریمان پناهی (5)
عبدالرضا هلالی (1)
شهید مصطفی احمدی روشن (1)
مانی (1)
آقای حاج علی اکبری (1)
شهید مایا ناصر (1)
حضرت امام هادی (1)
ملاله یوسف زئی (1)
میرزا کوچک خان جنگلی (1)
میثم مطیعی (4)
محمود کریمی (1)
سید محمد کوثری زاده (1)
عباس سلیمی (1)
حجه الاسلام محسن قرائتی (1)
آیت الله مرتضی تهرانی (1)
حضرت امام صاحب الزمان (1)
مرتضی طاهری (1)
آیت الله صادق شیرازی (1)
آیت الله مصباح یزدی (2)
سردار قاسم سلیمانی (1)
شهید احمدی کاظمی (1)
سید قاسم موسوی قهار (1)
شیخ حسن شحاته (1)
حضرت امام حسن مجتبی (1)
پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (3)
شیخ مفید (1)
حضرت امام رضا (1)
امام محمد شافعی (1)
حجه الاسلام مهدی دانشمند (1)
میرزا علی اکبر معلم دامغانی (3)
آیت الله محمدعلی شاه آبادی (1)
آیت الله سید موسی زرآبادی (1)
کریم منصوری (1)
شهریار پرهیزگار (1)
بهزاد هژبری (1)
مصطفی اسماعیل (2)
سید محمد نقشبندی (1)
لارن بوث (1)
شهید سید اسدالله لاجوردی (1)
حجه‎الاسلام سیدحسین حسینی قمی (1)
آیت‎الله محمدرضا آدینه‎وند (1)
پرویز مشکاتیان (3)
مجید انتظامی (2)
حاج قربان سلیمانی (1)
محمد رضا لطفی (7)
کیهان کلهر (1)
محمد معتمدی (3)
علیرضا افتخاری (4)
سید جلال ذوالفنون (4)
غلام حسین سمندری (3)
محمد اصفهانی (5)
محمد رضا شجریان (2)
امیر اثنی عشری (1)
شهریار فریوسفی (1)
آریا عظیمی نژاد (4)
داریوش طلایی (1)
رضا یزدانی (1)
حسین علیزاده (3)
سید خلیل عالی نژاد (1)
ملیحه سعیدی (1)
حوروش خلیلی (1)
کریستف رضاعی (1)
کیا طبسیان (1)
اسفندیار منفرد زاده (1)
حسین عمومی (1)
محمدعلی کریمخانی (2)
محسن چاوشی (3)
موریس ژار (1)
محمد بیگلری پور (2)
سید حسام الدین سراج (4)
حسن ریاحی (1)
همایون خرم (1)
کامبیز روشن روان (1)
شهرام ناظری (1)
عبدالله آقا زاده (1)
فرهاد مهراد (1)
سید علیرضا عصار (1)
محمدرضا اسحاقی (1)
نصرت فاتح علی خان (1)
پیتر گابریل (1)
مایکل بروک (1)
رامین کاکاوند (2)
محسن نفر (2)
ایرج بسطامی (1)
علی رستمیان (1)
کارن همایونفر (1)
محمدسعید شریفیان (1)
عبدالحسین مختاباد (1)
فریدون شهبازیان (1)
سید محمد موسوی شوشتری (1)
ژولیا پطرس (2)
ایوب اوگادا (1)
مهدی آذر یزدی (2)
رضا امیرخانی (3)
اریک امانوئل اشمیت (2)
جی دی سالینجر (1)
ژوزه ساراماگو (2)
ویرجینیا وولف (2)
اریش اُزر (1)
مایک جکسون (1)
ایتالو کالوینو (1)
لیلی گلستان (2)
کورمک مک کارتی (1)
حسین نوش آذر (1)
امیل زولا (1)
علی اصغر عزتی پاک (1)
محمدرضا سرشار (1)
نادر ابرهیمی (3)
فرزانه منصوری (1)
مجید اسطیری (1)
حمید حاجی میرزایی (1)
محمدحسن شهسواری (1)
محمد مدد پور (3)
رضا داوری اردکانی (3)
سید احمد فردید (4)
زیگموند فروید (1)
غلامحسین ابراهیمی دینانی (1)
فردریش ویلهم نیچه (1)
محمد ایلخانی (1)
فردریک چارلز کاپلستون (1)
محمدسعید حنایی کاشانی (1)
حسن رحیم پور ازغدی (2)
حسین کچوییان (1)
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (1)
خانم فاطمی (1)
کارل پاپر (1)
علی شریعتی (1)
مارتین هایدگر (1)
شهریار زرشناس (1)
محمدمنصور هاشمی (1)
عبدالله صلواتی (1)
مجید مجیدی (3)
ابراهیم حاتمی کیا (7)
کیومرث پور احمد (1)
سیروس مقدم (2)
امیر جعفری (1)
دانلد کلگ (1)
رضا کیانیان (1)
سید داوود میرباقری (4)
ونسان ونگوگ (1)
لوک بسون (1)
ژان رنو (1)
ژان مارک بار (1)
حمید نعمت الله (2)
هادی مقدم دوست (3)
معصومه بیات (1)
سید یوسف مناجاتی (1)
حمید مجتهدی (1)
صدرالدین حجازی (1)
ایرج طهماسب (2)
مصطفی کیایی (1)
مازیار بیژنی (1)
هادی حیدری (1)
محمود فرشچیان (1)
همایون اسعدیان (1)
محمدحسین فرح بخش (1)
آیدین آغداشلو (1)
نادر طالب زاده (1)
بهروز شعیبی (1)
ایتان کوئن (1)
جوئل کوئن (1)
جان هیوستون (1)
بیلی وایلدلر (1)
علیرضا نادری (1)
اصغر فرهادی (4)
هاوارد گوردون (1)
رخشان بنی اعتماد (1)
مسعود دهنمکی (2)
امیر قادری (1)
کیانوش عیاری (1)
ژولیتا ماسینا (1)
مریلا زارعی (1)
نرگس آبیار (1)
سیدنی لومت (1)
فرناندو میرلس (1)
سید امیر حسین مهدوی (3)
سيد حسن نصر الله (3)
علی مطهری (3)
حسین قدیانی (2)
محسن رضایی (4)
محمد باقر قالیباف (7)
محمد قوچانی (3)
مهدی طالقانی (1)
محمد علی ابطحی (1)
مهدی کروبی (2)
باراک اوباما (5)
احمد توکلی (3)
امید حسینی (1)
عبدالجواد موسوی (2)
علی اردشیر لاریجانی (1)
اکبر جباری (1)
محمد مرسی (3)
علیرضا جهانشاهی (1)
بینظیر بوتو (1)
حجه الاسلام رسول جعفریان (2)
محمود احمدی نژاد (6)
میرحسین موسوی (4)
عطاالله مهاجرانی (1)
حسن حبیبی (1)
حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی (4)
رحیم مشایی (2)
سعید جلیلی (5)
حجه الاسلام محسن غرویان (1)
کامران باقری لنکرانی (1)
حجه الاسلام حسن روحانی (9)
محمد رضا عارف (1)
غلامعلی حدادعادل (5)
علی اکبر ولایتی (1)
حسین مظفر (1)
علیرضا پناهیان (1)
وحید یامین پور (1)
محمدرضا باهنر (1)
محمدباقر نوبخت (1)
رجب طیب اردوغان (1)
عزت الله سحابی (1)
الیاس نادران (1)
محمد نهاوندیان (1)
اسحاق جهانگیری (1)
حسین جلالی (1)
محسن هاشمی (2)
الهه راستگو (3)
احمد مسجدجامعی (1)
فاطمه دانشور (1)
فرج کمیجانی (1)
محمد خاتمی (1)
صادق زیبا کلام (1)
زهرا اشراقی (1)
نعیمه اشراقی (2)
حجه الاسلام حمید رسایی (1)
جک استراو (1)
محمدجواد ظریف (2)
علی جنتی (1)
بان کی مون (1)
اسماعیل هنیه (2)
علی ربیعی (1)
ژوزه مورینیو (1)
کریستین رونالدو (1)
محمد علی کلی (2)
غزل (74)
سیاست داخله (52)
معرفی کتاب (46)
معرفی سینما و تلویزیون (34)
سیاست خارجی (33)
رسانه (33)
معرفی آلبوم موسیقی (26)
شعر آیینی (26)
نیمایی (24)
انتخابات ریاست جمهوری 92 (24)
هیئت (20)
عکس (17)
رباعی (17)
قصه داستان رمان (17)
قرآن کریم (15)
اخلاق (15)
مرگ (15)
دولت یازدهم (15)
قصیده (14)
درباره زندگی (13)

 

(لیست کامل همسایه های وبلاگی)
قرآن
واژه یاب
محبان العباس
جانبازان شیمیایی
آزادگان اردوگاه یازده تکریت
Shia Multimedia
شهرستان ادب
شاعران پارسی زبان
چهار فصل
حرفهایی که می کشم
بهترین عاشقانه های معاصر
لینک دین
______________________________
_________ روحانی باحال __________
امام خمینی
آیت الله آقا محمد تقی بهجت
حاج آقا مرتضی تهرانی
حاج آقا مجتبی تهرانی
آیت الله جوادی آملی
میرزا علی اکبر معلم
آیت الله مظاهری
آیت الله ناصری
آقای قرائتی
آقای جاودان
______________________________
______قاریان باحالِ قرآن کریم______
استاد محمد صدیق منشاوی
عبدالباسط محمد عبدالصمد
استاد مصطفی اسماعیل
سید محمد نقشبندی
کریم منصوری
______________________________
__خواننده ها و آهنگسازهای باحال__
ژولیا پطرس
Eleni Karaindrou
سید جلال ذوالفنون
حسین سمندری
محسن چاوشی
حامد زمانی
سید علیرضا عصار
محمد رضا لطفی
محسن نفر
علیرضا افتخاری
ایرج بسطامی
عبدالله سرور احمدی
حسین علیزاده
آریا عظیمی نژاد
شهرام ناظری
سید حسام الدین سراج
صدیق تعریف
علی رضا قربانی
محمد معتمدی
سالار عقیلی
شهرام شکوهی
رضا صادقی
Nusrat Fateh Ali Khan
Allah Rakha Rahman
Zbigniew Preisner
Goran Bergovich
Secret Garden
Yann Tiersen
Peter Gabriel
Clint Mansell
Vangelis
نزار القطری
______________________________
_______کارگردان های باحال_______
luc Besson
Coen Brothers
Emir Kusturica
Fernando Meirelles
Lars von Trier
Federico Fellini
Stanley Kubrick
Michael Haneke
Jean-Pierre Jeunet
Darren Aronofsky
Milos Forman
مصطفی عقاد
ابراهیم حاتمی کیا
حمید نعمت الله
هادی مقدم دوست
ایرج طهماسب
حمید جبلی
مجید مجیدی
سید داوود میرباقری
سید رضا میرکریمی
محمد علی طالبی
بهروز شعیبی
______________________________
_________فلسفیان باحال_________
جوینده یابنده است
جیغ و جار حروف
عقل و زندگی
تجربه ی تفکر
______________________________
______داستان نویسان باحال______
نادر ابراهیمی
جلال آل احمد
مهدی آذر یزدی
مجید اسطیری
علی اصغر عزتی پاک
حسن حبیب زاده
رضا امیرخانی
Romain Gary
Gabriel García Márquez
J.D. Salinger
Virginia Woolf
Günter Grass
Bohumil Hrabal
José Mauro de Vasconcelos
Eleanor Coerr
______________________________
_________شاعران باحال_________
مهدی اخوان ثالث
آیات القرمزی
فروغ فرخزاد
پروین اعتصامی
شهریار
نیمایوشیج
سهراب سپهری
محمدرضا شفیعی کدکنی
حسین منزوی
مرتضی امیری اسفندقه
نصرت رحمانی
قیصر امین پور
علی معلم
یوسفعلی میرشکاک
سید حسن حسینی
محمدرضا آقاسی
محمد قهرمان
نصرالله مردانی
محمد جواد محبت
قادر طهماسبی (فرید اصفهانی)
علیرضا قزوه
ابوالفضل زرویی نصر آباد
محمد کاظم کاظمی
ناصر فیض
محمد رضا ترکی
محمد علی بهمنی
علی محمد مودب
محمد رمضانی فرخانی
محمد حسین نعمتی
محمد مهدی سیار
زهیر توکلی
امید مهدی نژاد
عباس چشامی
حامد محقق
سید حسن مبارز
فریبا یوسفی
عصمت زارعی
زهرا امیری
سمیه مردانی
راضیه رجایی
مهری جهانگیر
صفیه کوهی
سمانه تیموری
الهام عظیمی
پرستو علی عسگرنجاد
بهار ایمانی راد
پروانه بهزادی آزاد
نسرین حیایی تهرانی
سمیه فضل علی
فاطمه اسکندری
سید احمد نادمی
محمد سهرابی
مصطفی محدثی خراسانی
محمد سعید میرزایی
سعید بیابانکی
علی داوودی
سید علی میرافضلی
سید حبیب نظاری
سید محسن خاتمی
سید حمیدرضا برقعی
محمدرضا وحیدزاده
میلاد عرفان پور
محسن رضوانی
مرحوم مجتبی فائق
محمد رضا طهماسبی
جواد اسلامی
مهدی جهاندار
رضا فلاح فر
رضا شیبانی
سید محمد مهدی شفیعی
مرتضی حیدری آل کثیر

 

وبلاگ جیغ و جار حروف
آرایش غلیظ
یک یادگاری از پاییز
استاد محمدرضا آدینه وند
ساختارشناسیِ انسان
سه روایت معتبر درباره محمدحسن شهسواری
شُرّه ی شال و پَرِ کُلات مبارک
سلامی به فرناندو میرلس
که گفته باشم
نشانِ مرد خدا، عاشقی است

 

93/07/01 - 93/07/30
93/06/01 - 93/06/31
93/05/01 - 93/05/31
93/04/01 - 93/04/31
93/03/01 - 93/03/31
93/02/01 - 93/02/31
93/01/01 - 93/01/31
92/12/01 - 92/12/29
92/11/01 - 92/11/30
92/10/01 - 92/10/30
92/09/01 - 92/09/30
92/08/01 - 92/08/30
92/07/01 - 92/07/30
92/06/01 - 92/06/31
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/03/01 - 92/03/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/11/01 - 91/11/30
91/10/01 - 91/10/30
91/09/01 - 91/09/30
91/07/01 - 91/07/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/04/01 - 91/04/31
91/03/01 - 91/03/31
91/02/01 - 91/02/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/08/01 - 90/08/30
90/07/01 - 90/07/30
آرشيو

 

من
دیوانه

 

RSS 2.0
____________________________________ ____________________________________


.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

اسلایدر