تبليغاتX
به رنگ آسمان



يا مقلب القلوب و الابصار..._ من

امشب به طور اتفاقي رفتم تو پست يه وبلاگ ناشناس پستش مربوط به اول سال 1387 بود من هم همينجوري براش كامنت گذاشتم :


امسال هم چون سال قبل " گذشت مثل همه سالهای دیگه" شما را نميدانم ولي خودم كمي قد كشيدم خيلي چاق نشدم چند تا دوست جديد پيدا كردم چند تا دوست قديميو از دست دادم طبق معمول كمي از خدا دور تر شدم در اين زمينه كه پيشرفت فوق العاده اي داشتم ... چند تا كتاب جديد خوندم كمي مغرور تر شدم و و ديگر همين هيچ چيز ديگري نمانده البته اگر نخواهم لباس هاي آمده و رفته و امثال اين هارا حساب كنم احتمالا همين ها را هم كه برايتان نوشتم در پست وبلاگم مي گذارم غريبه ي آشنا

مي خواستم براي آغاز سال نو يك شعر بهاريه بذارم اما خوب نذاشتم ديگه شايد فردا پس فردا يه شعر بذارم اصلا حالا اين همه شعر نوشتم كه نه به درد شما خورد نه به درد خودم بهتره براي اولين و آخرين بار يه مطلب بذارم كه حد اقل به درد خودم بخوره...

تا الآن ديگه حتما همتون قضيه مصادف شدن 1388/8/8 با تولد اما هشتم رو شنيديد من هم اين رو به فال نيك مي گيرمو اينجا به جاي هفت سين براي خودم هشتا قول ميچينم :

1 اول از همه بايد آدم خوبي بشم ، خوب اين يه كم كليه بهتر بگم بايد رابطمو با خدا بهتر كنم من از اون آدمايي هستم كه زياد توبه مي كنن علتش هم اينه كه زياد توبه ميشكونم، فكر مي كنم صائب گفته : دوشينه به يك توبه دو صد جام شكستيم/امروز به يك جام دوصد توبه شكستيم ، با همين امام رضا خودمون هزار بار قرار و مدار گذاشتما انصافا اون هميشه پاي قرار بود ولي من تا خرم از سر پل پرواز مي كرد قول و قرار ها رو هم فراموش مي كردم  ،قربون كرمت امام رضا ميدونم با اين همه پيمان شكني و بي وفايي و قدر نشناسي من باز هم اگه دوباره بخوام باهات قول و قراري بذارم تو زود تر دستتو مياري جلو قربون كرمت حالا ميفهمم چرا "غريب الغربا" برازندته همه فقط فكر مي كنن ميشناسنت....

2 يه كم كمتر حرف بزنم فكر مي كنم تو اين سالها به اندازه ي كپن همه ي عمرم حرفاي بيهوده زدم بلكه يه خورده گوش شيطون لال ! بيشتر فكر كنم همين امام رضا خودمون ميگه : الصمت باب من ابواب الحكمه

3 يه كم كمتر موسيقي گوش كنم فكر كنم ديگه دارم به سمت اعتياد پيش ميرم ، البته من پيش از اينها  از خير موسيقي داودي تو بهشت گذشتم اما اون به دلايل ديگه اي بوده ولي انصافا با اين همه آهنگ گوش كردن آدم اصلا نميفهمه زندگي چه جوري ميگذره

4 به عدد سلطان هشتا كتاب پرمايه رو بشينم درست و حسابي بخونم : حقيقت و زيبايي ، موسيقي شعر ، سنت و نو آوري در شعر معاصر ، جلد يك كاپلستون ، منطق صوري(كه دوتاي اخير كتاب درسيهايي بودن كه بايد ترم قبل مي خوندم ولي من حتي لاي كتابارو هم وا نكردم نميدونم نمره رو از كدوم خزانه ي غيبي گرفتم) سه تا كتاب ديگه هم هنوز باهاشون آشنا نشدم!

5 تو تابستون دوتا كار ناتمومو تموم كنم يكي گواهي نامه رانندگي (كه تا آخرين جلسشو رفتم فقط بايد برم امتحان بدم) يكي هم كلاس خط و نقاشي كه تابستون قبل شروع كردم(و كلا دو يا سه جلسه رفتم استاد منو ببينه خفم مي كنه)

6  تا جايي كه مي تونم به دنبال "بيدل" برم(ديگه از ميرشكاك گرفته تا پيدا كردن فيلماي سيد حسن تا...)

7 براي يك بار هم كه شده نظمو تو زندگيم امتحان كنم ببينم چه جوريه ... هم در روابطم با ديگران هم در وسائل اتاقم هم در افكار ذهنم هم در مسائل مالي و عبادي(اين دوتا رو با هم گفتم چون فعلا هيچ كدومشو ندارم) و هم ...

8 هزار جهد بكردم كه سرّ عشق بپوشم
   نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم
   به هوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم
   شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم    
(سعدي)


در اين روزهاي آسماني مرا هم دعا كنيد

ياحق

____________________________________________________________________

بعضي ها كه بر خلاف من براي بهار يه كار خاصي كردنو من هم الآن كارشونو يادمه :

سلام

نوروز از زبان دکتر شریعتی

بهارتان فرخنده

نوروز:روزی که خدا جهان را آغاز کرد ...

بهار از منظری دیگر

قصه‌ای‌ به‌ زیبایی‌ نان‌|عرفان‌ نظرآهاری

بهارکجاست؟؟!!!....

جمعه 30 اسفند1387  به قلم  من  |

 

ترانه ی آبی اسفند _ قیصر امین پور

شعرهای "اسفندی" قیصر بسیار است و هر کدامشان دریاییست ، ولي اين يكي اين روزها با من خيلي همزبان شده ... امروز که این شعر را می خواندم دیدم باز هم یکی از ایده های شعریم را که فکر می کردم خودم خلق کرده ام ، قیصر سالها پیش از من خلق کرده بود ...شعر من : "به تقاطع مي رسم/(فقط يك چراغ دارد/ آن هم آبي!/...)1/1 چراغ آبي:يعني پرواز كنيد" ــــــ شعر قیصر : "نامه ای با پاکت آبی/- پاکت پست هوایی-"


- آسمان را... !قيصر


ناگهان آبی است!


( از قضا یک روز صبح می بینی)


دوست داری زود برخیزی


پیش از آنکه دیگران


چشم خواب آلود خود را وا کنند


پیش از آنکه در صف طولانی نان


                                باز هم غوغا کنند ...


ادامه مطلب

سه شنبه 27 اسفند1387  به قلم  من  |

 

حرف هاي ساده (آسماني 1)_ من

مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد

هد هد خوش خبر از طرف سبا باز آمد                                           (( تفالي به آستان حافظ))


ببار اي بارون ببار...

صميمي و ساده با خدا :

آن خاطرات خوب خنديدن تو بودي
آن لحظه هاي خيس باريدن تو بودي

يك ميوه بهتر بود يا عمري بهشتي؟
در چشم آدم "سيب را چيدن" تو بودي

باران كه مي بوسيد از چشمم رخت را
آن بوسه ها دل بود و بوسيدن تو بودي

در باغ هاي شاعران شرق اندوه
بي ما ترين گلهاي بوييدن تو بودي 1

آيينه هاي حيرت و چشم تماشا،
هم ديدني ، هم ديده ، هم ديدن تو بودي

اين حرف هاي ساده در حد شما نيست
مقصود نيلوفر ز پيچيدن تو بودي !

من هر چه ديدم خوب از چشم تو ديدم
شايد در اين آيينه حتي من ، تو بودي


۱ "...مي بوييد. گل وا بود؟ بوييدن بي ما بود: زيبا بود..." كتاب شرق اندوه سهراب سپهري



فقير


زير نويس ۱ : در همين موضوع :حرف هاي پيچيده (آسماني 2)

زير نويس ۲ : دوست داشتيد سايه ي ميرشكاك را هم بخوانيد خيلي زيباست.

دوشنبه 26 اسفند1387  به قلم  من  |

 

بیداد _ من

بر دشمنان شمردم  ، عیب نهانی خویش
خود را خلاص کردم  ، از پاسبانی خویش

از فیض خامشی هاست  ، رنگینی کلامم
چون غنچه صد زبانم  ، از بی زبانی خویش                                     
(( مولانا صائب تبريزي))

 

 

براي تو :

 


اين شعر به دلايل خيلي شخصي پاك شد / 19 آبان 1388



اگر خواستي آسمانه را هم نگاه كن

یکشنبه 25 اسفند1387  به قلم  من  |

 

بفرمایید فروردین شود... _ قیصر امین پور

بفرماييد فروردين شود اسفندهاي مامرحوم قيصرامين پور

نه بر لب ، بلکه در دل گل کند لبخندهاي ما

 

 بفرماييد هرچيزي همان باشد که مي‌خواهد

همان ، يعني نه مانند من و مانندهاي ما

 

 بفرماييد تا اين بي‌چراتر کار عالم ؛ عشق

رها باشد از اين چون و چرا و چندهاي ما

 

 سرِ مويي اگر با عاشقان داري سرِ ياري

بيفشان زلف و مشکن حلقه‌ي پيوندهاي ما

 

به بالايت قسم، سرو و صنوبر با تو مي‌بالند

بيا تا راست باشد عاقبت سوگندهاي ما

 

 شب و روز از تو مي‌گوييم و مي‌گويند، کاري کن

که «مي‌بينم» بگيرد جاي «مي‌گويند»هاي ما

 

 نمي‌دانم کجايي يا که‌اي، آنقدر مي‌دانم

که مي‌آيي که بگشايي گره از بندهاي ما

 

 بفرماييد فردا زودتر فردا شود ، امروز

همين حالا بيايد وعده‌ي آينده هاي ما

 


اگر کسی مایل بود شعر را با صدای خود شاعربشنود من آدرسش را تازگیها پیدا کرده ام ... فکر می کنم برای همان جلسه ی نقد کتاب " دستور زبان عشق" باشد البته جناب قیصر قبلش نکاتی هم می گویند و البته ی دوم اینکه من یکی دوتا آدرس دیگر هم پیدا کرده ام و درصدد هستم سیدیش را هم تهیه کنم و من الله التوفیق...

مرحوم قيصر امين پور

از كتاب "دستور زبان عشق"

در ضمن میلاد مهر و ماه را بهتان تبریگ می گویم ...یاحق...

شنبه 24 اسفند1387  به قلم  من  |

 

احساس بنفش اين روزهايم _ من

جانا به غریبستان چندین به چه میمانی ؟
بازآ تو از این غربت ، تا چند پريشانی ؟


صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا نامه نمیخوانی یا راه نمیدانی
...                                 ((مولانا جلال الدین محمد بلخی))

 

بنفشه ها

 

براي تو كه خودت هم نميداني "او" هستي:

 



اين شعر به دلايل خيلي شخصي پاك شد / 19 آبان 1388


پنجشنبه 22 اسفند1387  به قلم  من  |

 

یک بیت زیبا _ بیدل

 

 

بس كه ياران در همين ويرانه ها گم گشته اند


مي چكد اشكم زچشم و خاك را بو مي كند !

 


 

ابوالمعاني بيدل دهلوي

دوشنبه 19 اسفند1387  به قلم  من  |

 

مهربوني _ باباطاهر

چه خوش بي مهربوني هر دو سر بي


كه يكسر مهربوني ، دردسر بي


اگر مجنون دل شوريده اي داشت


دل ليلي از او شوريده تر بي !



آره والله !

باباطاهر

دوشنبه 19 اسفند1387  به قلم  من  |

 

دوباره بي تو / با ستاره ها _ فقير

ياحق

از بس این روزها بعضی ها به ما رباعی خوراندند ها، این شبها چندین رباعی و هم چنین غزل با وزن رباعی ساختيم...براي ذكر نمونه به يك غزل ناتمام و يك رباعي نا مبهم  اكتفا مي كنيم...ياحق

 

براي او : 

 



اين شعر به دلايل خيلي شخصي پاك شد / 19 آبان 1388


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

برای بچه هایی که نمی شناسمشان :

 

در خنده ی کودکان خدا را دیدیم
از گريه ي شان ستاره ها را چيديم

در لحظه ي دلتنگيشان بر دل ما
نفرين خدا اگر كه مي خنديديم


راستي: سالگرد آغاز فرمانروايي آسماني ترين انسان زمين و پدر مهربان همه ي آسمانيان و زمينيان را به همه ي شان(يعني آسمانيان و زمينيان) تبريك مي گويم


فقیر

جمعه 16 اسفند1387  به قلم  من  |

 

پادمه _ سهراب سپهري

سهراب

مي روييد. در جنگل، خاموشي رؤيا بود. 

 

شبنم ها بر جا بود.

 

درها باز، چشم تماشا باز، چشم تماشا تر، و خدا در

 

                                                هر... آيا بود؟

 

خورشيدي در هر مشت: بام نگه بالا بود.

 

مي بوييد. گل وا بود؟ بوييدن بي ما بود: زيبا بود.

 

تنهايي، تنها بود.

 

نا پيدا، پيدا بود.

 

(( او )) آنجا ، آنجا بود.

 

 

 

 

مرحوم سهراب سپهري

از كتاب "هشت كتاب ـ كتاب شرق اندوه"

شنبه 10 اسفند1387  به قلم  من  |

 

دخیل _ سید حسن حسینی

یا امام رضا

 

مهمون از راه اومده شهر شده آماده
بازم امشب تو حرم غلغله و فریاده

 

دل گنبد داره از غصه و غم می ترکه
چُن هزارتا دل غمگین تو خودش جا داده ...

 


ادامه مطلب

چهارشنبه 7 اسفند1387  به قلم  من  |

 

باغ انار _ فقير

هرکه دیدیم از تعلق در طلسم سنگ بود
یک شرر آزاده ای ، از خود جدایی بر نخاست  !
                                                                        مولانا عبدالقادر "بيدل" دهلوي

وفصل چيدن باغ انار...

 


اين شعر به دلايل خيلي شخصي پاك شد / 19 آبان 1388


شنبه 3 اسفند1387  به قلم  من  |

 

 



من آن معني رو به ويراني‎ام
كه در خانه لفظ زنداني‎ام

دلم غنچه‎وار از غريبي گرفت
نسيمي نيامد به مهماني‎ام

ندارم سر سجده بر بادها
بلند است اقبال پيشاني‎ام

بگو صورت سنگي روزگار
فريبد به لبخند سيماني‎ام

از اين پس عبور از دلم ساده نيست
كه معمار پل‎هاي ويراني‎ام

خدا را به طبل خدا كم زنيد
فزون مي‎شود شور شيطاني‎ام

غرور شما ساقه‎ام را شكست
بترسيد از گرده افشاني‎ام
*
ببينيد درياي خشم مرا
در آرامش روح طوفاني‎ام

شبم تار و مارم چو گيسوي تو
تمامي ندارد پريشاني‎ام


مرحوم سيد حسن حسيني (مسيحا)

از كتاب "سفرنامه گردباد"

وبلاگ شخصي سيد :
http://masiha83.persianblog.ir


 

شعر_من(37)
سيد حسن حسيني(17)
قيصر امين پور(9)
يوسفعلي مير شكاك(6)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (1)
دکتر مدد پور (1)
درد و دلهاي من(10)
بيدل دهلوي(4)
مجيد مجيدي (1)
سيد حسن نصر الله (2)
فريدون مشيري (1)
پرويز مشكاتيان (1)
عليرضا قزوه (2)
مجيد انتظامي (1)
حاج آقا محمدي دوست (1)
مولوي (1)
امام صادق (1)
بيژن ارژن (2)
شهيد شوشتري (1)
اريك امانوئل اشميت (1)
حسین منزوی (1)
حافظ (1)
امام علی (1)
مرتضی امیری اسفندقه (1)
داستان_من(4)
سلمان هراتي(2)
سهراب سپهري(1)
نصر الله مرداني(2)
مهرداد اوستا(1)
هوشنگ ابتهاج(1)
زكريا اخلاقي(3)
كيوان خسروي(2)
مهدي دسترنج(1)
باباطاهر(1)
مهدي اخوان ثالث(1)
سعدي(2)
شهيد آويني(1)
منوچهر آتشي(1)
شهيد چمران(2)
آيت الله بهجت(2)
محمد علی بهمنی(1)
سيد حميد رضا برقعي(1)
انتخابات(2)
صائب تبريزي(1)
آیت الله جوادی آملی(1)
سید امیر حسین مهدوی(2)
امام خمینی(3)
مهدي آذر يزدي(1)
عرفان نظر آهاري (1)
جبران خليل جبران (1)
مستي(2)
ريا(1)
رضا اميرخاني(3)
اهل بيت()
فاضل نظري(1)

 

از شوكران و شكر
خدا مي بيند ، مردم مي بينند
اسكار و بانوي صورتي پوش _ اشميت
۸۸/۸/۸
بي خدا حافظي
ما قلم هاييم در دست ولي _ كز لب ما مي چكد ذكر علي
كبوترانه
از زبان يك ياغي
رييس مذهب عشق
دو غزل از من

 

88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30

 

 

رهبري
براده هاي روح(سيد)
قيصر امين پور
كاظم كاظمي
سهراب سپهری
راديو مانيا(احمد نادمي)
مصطفی محدثی خراسانی
فصل فاصله(محمد رضا تركي)
قانون عشق(نصر الله مرداني)
يوسفعلي ميرشكاك(ميرشكار)
پرسه در خیال(حميد رضا برقعي)
پل خواب(محمد رضا عبدالملكيان)
عشق عليه السلام(عليرضا قزوه)
سيب ها(سيد ضياالدين شفيعي)
اسب خسته(حميدرضا شكارسري)
مرد اردي بهشت(شهاب الدين رهنما)
نادر ابراهيمي
ارمیا(رضا امیرخانی)
کافه پیانو(فرهاد جعفری)
بيدل
حافظ
مولوي
شهيد آويني
شهید چمران
استاد احمد فرديد
استاد حسين كچوييان
استاد شهریار زرشناس
استاد حسن رحیم پور ازغدی

 

کافه شب
ســوســه
خیال رنگی
بنده عشق
هلال_پ 66
وفاي به عهد
كالبدم روياست
مسـأله ایـن اسـت
کاغذ سپید..مداد سیاه
دست نوشته های یک دانشجو
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
الو ؟
حامر
تقاطع
روايــت
نرگسي
تب سگی
روح موروثي
هميشه بهار
متولد ماه مهر
خدا/قاصدک/حاجی...
طلبه ای که خیلی وقته ننوشته
فقير
ترمه
تكوير
ققنوس
آسمانه
زیرتیغ
Daniel
بوستان
قافله عمر
كمي پنجره
باید رفت...
سپهر سهیل
تبسم تنهایی
كلاس ستاره
موج الحسين
كبوترها سلام
نشئه ي تنهايي
هیاهوی سکوت
ابر،قطره،باران...
تنهايي پر هياهو
پسر اردي بهشت
سپید مثل برف ...
راهي بزن كه آهي...
متصل به طناب احساس
تنها صداست که می ماند
آری، ایمان ترانه ی آدمیست
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس

 

RSS 2.0
__________________________ قالب وبلاگ توسط senobari.blogfa.com بر پايه ي يكي از قالبهاي بلاگ اسكين طراحي شده است