تبليغاتX
به رنگ آسمان



لبيك يا روح الله ...

لبيك


 


تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود

سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود


حلقه ي پير مغان از ازلم در گوش است

بر همانيم كه بوديم و همان خواهد بود

 

(حافظ)

امروز را ايران سرفراز هرگز فراموش نخواهد كرد


امروز خورشيد انقلاب با لهجه ي صراحت ، حجت را بر همه _چه آفتاب گردان ها و چه خفاش ها_ تمام كرد


امروز گفتار ِولي ، ذوالفقار ِعلي بود بر خدعه ي تمامي طلحه ها و زبيرها و عايشه ها و ...


پيام امروز پيام وحدت و دوستي و همدلي بود ، پيام امروز  پيام معنويت و ارتباط با حضرت حق بود ،
 
وقتي "آقا" نام مولايمان حضرت موعود(عج) را برد ، چشمان همه _زمينيان به همراه آسمان_ نم نم  دعايش را آمين گفتند

با تمام نيرنگ ها و خيانت ها ، با تمام دروغ ها و تهمت ها ، با تمام كينه ها و دشمني ها ،

 استوار ايستاده ايم ،



چون بي صاحب نيستيم ، اين آب و خاك صاحب دارد ، پشتمان به خورشيد گرم است .
امروز با تجديد بيعتمان ياد گذشته افتاديم :
 

(( اى سيّد و مولاى ما ! پيش خداى متعال گواهى بده كه  ما در راه خدا تا آخرين
 
 نفس ايستاده‏ايم ))




سلام ما به تو ای اسوه شکیبایی

یقین تو روح خدایی که باز می‏آیی


یلی به عرصه اندیشه چون تو پیدا نیست

درود بر تو که آیینه دار فردایی


علی است نام تو و در مصاف شب صفتان

لهیب شعله خورشید عالم آرایی


یمین جان تو روشن ز نور عالم غیب

خمینی دیگر و جانشین مولایی


اگر که چاه زمان راز تو نماید باز

میان مردم این روزگار تنهایی


نشان زپیر مغان در نگاه تو بینند

همیشه در همه جا مردمان بینایی


امیر کشور عشقی و رهبری هشیار


یگانه فاتح بیدار ملک دلهایی



(مرحوم نصر الله مرداني)


 


 


...سر فراز باشي ميهن من...


ياحق

جمعه 29 خرداد1388  به قلم  من  |

 

غلط می ‌كنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد!!!


گزيده‌اي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروه‌ها به قانون و فصل‌الخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان به شرح ذيل است:

۱- من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمی ‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و از اين مزخرفات، به همه اينها اعلام می ‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياری از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جای خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

۲- نمی ‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط می ‌كنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد. نبايد از مردم پذيرفت، از كسی پذيرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداريم. نمی ‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رأی دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدری بيشتر رأی دادند به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رأی دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هر جا صبح بلند می ‌شود بگويد من شورای نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسی را قبول ندارم،‌ من مجلس را قبول ندارم، من رئيس ‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف رأی شما باشد. بايد بپذيريد، برای اين‌ كه ميزان اكثريت است؛ و تشخيص شورای نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378

۳- اگر يك جايی عمل به قانون شد و يك گروهی در خيابان ‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معنای ديكتاتوری است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش می ‌رود،‌ اين همان ديكتاتوری است كه به هيتلر مبدل می ‌شود انسان؛ ‌اين همان ديكتاتوری است كه به استالين انسان را مبدل می ‌كند. اگر قانون در يك كشوری عمل نشود ، كساني كه می خواهند قانون را بشكنند، اينها ديكتاتورانی هستند كه به صورت اسلامی پيش آمده‌اند يا به صورت آزادی و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعای اين را می ‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روی قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف رأی من هم بود من خاضعم ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعم، ديگر دعوایی پيش نمی ‌آيد؛ هياهو پيش نمی ‌آيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

۴- قانون معنايش اين است كه (همه) چيزها (را) به حسب قانون اسلامی، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است، همه را، ‌وظيفه شان را قانون معين كرده‌. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوری است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهی خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهی كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه ای است كه برای ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است، ‌لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)



زيرنويس ها :


1 من كل مطلب را يكجا از وبلاگ سرور گرامي سپيد مثل برف كپي كردم و او هم با كمي تغيير از فارس نیوز نقل كرد (خلاصش كه من شاه دزدم)


2 اميدوارم اين مرد لجوج مير حسين سر عقل بيايد ... تا به حال هر چه خون ريخته شده گردن اوست كه به خاطر قدرت پرستيش مردم را به جان هم انداخت
... شرح اين هجران و اين خون جگر/اين زمان بگذار تا وقت دگر


3
نقد استدلال‌هاي آقاي موسوي براي تقلب در انتخابات



4 رسانه‌هاي جهان قبل از انتخابات پيروزي احمدي‌نژاد را پيش بيني كرده بودند



5 جشن بزرگ مردم تهران در ميدان ولي عصر (عج)



ياحق

چهارشنبه 27 خرداد1388  به قلم  من  |

 

به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد ...


به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد


یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متمّ نوره و لو کره الکافرون
(صف)


چنین که آمده ای دشمن یزید شوی
بعید نیست اگر ناگهان شهید شوی
چهار سال شکستی درون خود از درد
تو مو سپید شدی تا که رو سپید شوی
برای قلب همه کودکان بی قلک
طلوع صبح عدالت ،‌ نوید عید شوی
دعای اینهمه دل خسته با تو همراه است
خدانکرده مبادا که نا امید شوی
شبی به کوری چشمان خیره خواهی رفت
که بین هاله ای از نور ناپدید شوی !
تو پای روضه خون خدا بزرگ شدی
حسین می طلبد دشمن یزید شوی
اگر چه شوق شهادت تو را گرفته ، بمان
که در رکاب امام زمان شهید شوی
 
سید حمید رضا برقعی



پيروزي صداقت حقيقي و اخلاق صادقانه بر صداقت ادعايي و اخلاق رياكارانه

 مبارك


قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تزل من تشا بيدك الخير انك علي كل شيء قدير
(آل عمران)

یکشنبه 24 خرداد1388  به قلم  من  |

 

گريه ها و خنده ها _ شعر من


به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد





در كوچه هاي شهر سراغ بهار نيست

در حرف خاك هم خبر لاله زار نيست

 

باران به غنچه رنگ شكفتن نمي دهد

اين گريه ها براي كسي خنده دار نيست !

 

با شور و شوق ، وعده ي ديدار ما چه شد؟

بر اين قرار ، آينه اي بر قرار نيست؟

 

لبخند خاك بيشتر از گريه هاي ماست

خوش حال باش مرگ! كسي بي مزار نيست !


 

 ***


هر جا كه مي روم به نگاه تو مي رسم 1

چشمت حكومتيست كه از آن فرار نيست ! 2

 

***


يك گل كه هيچ ، تا تو نيايي در اين چمن

با صد هزار باغ ، بهاري بهار نيست



 

فقير


 

1 فاينما تولوا فثم وجه الله

2 لا يمكن الفرار من حكومتك




ديروز در مصلي تهران رقص صدها هزار پرچم ايران(سرخ و سفيد و سبز) ديدني بود
فرياد مليوني تهراني ها براي مردمي ترين رئيس جمهور ، آسمان مصلي را تبديل به آبي ترين آسمان دنيا كرده بود:


سه شنبه 19 خرداد1388  به قلم  من  |

 

السلام علیک یا روح الله

 

زنده‌تر از تو کسی‌ نیست، چرا گریه‌ کنیم؟
مرگ‌مان‌ باد و مباد آن‌ که‌ تو را گریه‌ کنیم


هفت‌ پُشتِ عطش‌ از نام‌ زلالت‌ لرزید
ما که‌ باشیم‌ که‌ در سوگ شما گریه‌ کنیم؟


رفتنت‌ آینهٔ‌ آمدنت‌ بود، ببخش‌
شب‌ میلادِ تو تلخ‌ است‌ که‌ ما گریه‌ کنیم


ما به‌ جسم‌ شهدا گریه‌ نکردیم، مگر
می‌توانیم‌ به‌ جان‌ شهدا گریه‌ کنیم؟


گوش‌ِ جان‌ باز به‌ فتوای‌ تو داریم، بگو
با چنین‌ حال‌ بمیریم‌ و یا گریه‌ کنیم؟


ای‌ تو با لهجهٔ خورشید سرایندهٔ‌ ما
ما تو را با چه‌ زبانی‌ به‌ خدا گریه‌ کنیم؟


آسمانا! همه‌ ابریم ـ‌ گره‌ خورده‌ به‌هم‌
سر به‌ دامانِ‌ کدام‌ عقده‌‌گشا گریه‌ کنیم؟


باغبانا! ز تو و چشم‌ِ تو آموخته‌ایم‌
که‌ به‌ جان‌ تشنگیِ‌ باغچه‌ها گریه‌ کنیم

  

استاد محمد علی بهمنی

 

 

سر بر آر،ای خصم کافر کیش! حیدر مرده است

معنی "انا فتحنا" ، سرّ اکبر مرده است

 

صاحب معراج - یعنی مصطفی - منبر سپرد

آنکه بر منبر "سلونی" گفت و منبر مرده است

 

ای یهود خیبری! بردار دست از آستین

مرتضی - صاحب لوای فتح خیبر - مرده است

 

گر حَسَن را زهر خواهی داد، ای فرزند هِند!

گاه شد، چون صاحب تیغ دو پیکر مرده است

 

زینبی کو تا بگرید زار بر نعش حسین؟

یا حسین! آیا کسی جز تو مُکَرَر مرده است؟

 

آفتاب دین احمد، جانشین بوتراب

بر سر حق ، سدر سبز سایه‌گستر مرده است

 

کهف کامل، آخرین فرزند صدق مصطفی

شهپر جبریل، اسماعیل هاجر مرده است

 

لا فتی الاّ علی لا سیف الا ذوالفقار

روز خندق پیش چشم خیل کافر مرده است

 

خاک بر سر کن، الا شرق ِحقیقت ، هم‌عنان!

"باختر پیوند " ! شادی کن که خاور مرده است...

 

 

استاد یوسفعلی میر شکاک

پنجشنبه 14 خرداد1388  به قلم  من  |

 

بادام هندي _ داستان من



حتما براي تو هم پيش آمده كه در تعطيلات نوروز بعد از خوردن يك عالمه تخمه و خسته شدن فكت با ديدن يك بادام خوش آب و رنگ در ظرف بلوري آجيل خوشحال شوي ، اما وقتي بادام را ميخوري نه تنها خستگي دهانت در نمي رود بلكه تمام خاطرات خوب تخمه ها هم در خاطر دهانت خط خطي مي شوند ، چون بادام تلخ بوده!


ادامه ي داستان من در ادامه ي مطلب...



السلام علي السيدة الجليلة الجميلة  ذات الاحزان طويلة في المدة القليلة المجهولة قدرها. و المخفیة قبرها و المظلوم بعلها و المکسور ضلعها





ادامه مطلب

سه شنبه 5 خرداد1388  به قلم  من  |

 

برق خنجر _ يوسف ميرشكاك

زندگي را گرچه از پايان گرفتن هيچ پيغامي فراتر نيست
باز مي‌گويد دلم: لختي تأمل كن ببين پيغام ديگر نيست؟


در مروري تازه مي‌بينم كه جز افسانه‌هايي پوچ و پيچاپيچ
هيچ نقش ديگري در خاطر ِفرسوده ي اين كهنه دفتر نيست


همچنان با من به جز آيينه‌اي كآماج پرواز هزاران سنگ –
مي‌شود هر لحظه از برج هزاران دست پنهان، در برابر نيست


با تو در اين سرزمين با كمترين زنگار، دشمن هرچه خواهي هست
هيچ‌كس يك لحظه كوتاه اگر آيينه هم باشي برادر نيست


سر به روي خشت زانو مي‌گذارد، مي‌پزد رؤياي ناني گرم
هر كه چون ايمان‌به‌مزدان دغل در خون اين مردم شناور نيست


در سراب شوم امروز آنچه مي‌بينيم سرگرداني فرداست
بر فراز كشتگاه خشك ما جز مرگ، ابري سايه‌گستر نيست


آزمون را پايمردي كن به قرباني شدن ايمان مردم را
تا ببيني پاسخت از شش جهت جز برق خنجر نيست



استاد يوسف علي ميرشكاك



جمعه 1 خرداد1388  به قلم  من  |

 

 



به گونه ماه

نامت زبانزد آسمانها بود

و پيمان برادريت با جبل نور

چون آيه‌هاي جهاد

محكم

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و ساعتي بعد

در باران متواتر پولاد

بريده بريده

افشا شدي

و باد

تو را با مشام خيمه‌گاه

در ميان نهاد

و انتظار در بهت كودكانه حرم

طولاني شد

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و كنار درك تو

كوه از كمر شكست


مرحوم سيد حسن حسيني (مسيحا)

از کتاب : گنجشک و جبرییل

وبلاگ شخصي سيد :
masiha83.persianblog.ir


 

شعر_من(38)
سيد حسن حسيني(18)
قيصر امين پور(9)
يوسفعلي مير شكاك(6)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (1)
دکتر مدد پور (1)
درد و دلهاي من(11)
بيدل دهلوي(5)
سيد حميد رضا برقعي(2)
آیت الله جوادی آملی(2)
جبران خليل جبران (1)
رضا اميرخاني(3)
فاضل نظري(1)
مرتضی امیری اسفندقه (2)
مجيد مجيدي (1)
سيد حسن نصر الله (2)
فريدون مشيري (1)
پرويز مشكاتيان (1)
عليرضا قزوه (2)
مجيد انتظامي (1)
حاج آقا محمدي دوست (1)
مولوي (1)
امام صادق (1)
بيژن ارژن (2)
شهيد شوشتري (1)
اريك امانوئل اشميت (1)
حسین منزوی (1)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
محمد رضا شفیعی کدکنی (1)
خواجوی کرمانی (1)
آیت الله مجتبی تهرانی (1)
حاج ماشا الله عابدی (1)
حجت الاسلام جاودان (1)
علیرضا بدیع (1)
علی انسانی (1)
زهیر توکلی (1)
حافظ (1)
امام علی (1)
داستان_من(4)
سلمان هراتي(2)
سهراب سپهري(1)
نصر الله مرداني(2)
مهرداد اوستا(1)
هوشنگ ابتهاج(1)
زكريا اخلاقي(3)
كيوان خسروي(2)
مهدي دسترنج(1)
باباطاهر(1)
مهدي اخوان ثالث(1)
سعدي(2)
شهيد آويني(1)
منوچهر آتشي(1)
شهيد چمران(2)
آيت الله بهجت(2)
محمد علی بهمنی(1)
انتخابات(2)
صائب تبريزي(1)
سید امیر حسین مهدوی(2)
امام خمینی(3)
مهدي آذر يزدي(1)
عرفان نظر آهاري (1)
مستي(2)
ريا(1)

 

تاسوعا
بار بگشایید
خیز و جامه نیلی کن
تجمع در دانشگاه شهید بهشتی
بر همانیم که بودیم
رُواة حديثـنا
هو العلی الاعلی
از شوكران و شكر
خدا مي بيند ، مردم مي بينند
اسكار و بانوي صورتي پوش _ اشميت

 

88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30

 

 

کافه شب
تنهايي پر هياهو
ابر،قطره،باران...
فقير
تنها صداست که می ماند
ترمه
كبوترها سلام
سپهر سهیل
خیال رنگی
سپید مثل برف
کاغذ سپید..مداد سیاه
پسر اردي بهشت
كالبدم روياست
روح موروثي
دست نوشته های یک دانشجو
گاه نوشت یک خانم معلم
مسـأله ایـن اسـت
بنده عشق
متصل به طناب احساس
من تو
راهي بزن كه آهي...
ســوســه
آری، ایمان ترانه ی آدمیست
تبسم تنهایی
نشئه ي تنهايي
كمي پنجره
نرگسي
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
وفاي به عهد
حامر
تقاطع
تب سگی
روايــت
طلبه ای که خیلی وقته ننوشته
خدا/قاصدک/حاجی...
قافله عمر
تكوير
زیرتیغ
كلاس ستاره
اخوانیه
هیاهوی سکوت
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
Daniel

 

رهبري
براده هاي روح(سيد)
قيصر امين پور
كاظم كاظمي
سهراب سپهری
راديو مانيا(احمد نادمي)
مصطفی محدثی خراسانی
فصل فاصله(محمد رضا تركي)
قانون عشق(نصر الله مرداني)
يوسفعلي ميرشكاک(ميرشكار)
پرسه در خیال(حميد رضا برقعي)
پل خواب(محمد رضا عبدالملكيان)
عشق عليه السلام(عليرضا قزوه)
سيب ها(سيد ضياالدين شفيعي)
اسب خسته(حميدرضا شكارسري)
مرد اردي بهشت(شهاب الدين رهنما)
نادر ابراهيمي
ارمیا(رضا امیرخانی)
کافه پیانو(فرهاد جعفری)
بيدل
حافظ
مولوي
شهيد آويني
شهید چمران
استاد احمد فرديد
استاد حسين كچوييان
استاد شهریار زرشناس
استاد حسن رحیم پور ازغدی

 

RSS 2.0
آلبوم نینوا _ حسین علیزاده __________________________ __________________________ قالب وبلاگ توسط senobari.blogfa.com بر پايه ي يكي از قالبهاي بلاگ اسكين طراحي شده است