رؤیای رنگین

 

خواب تو را دیدم

          علی‎رغم تمام پیش‎بینی‎ها

          علی‎رغم تمام خط قرمزها

          و این بد بود

 

***

ای کاش می‎شد، کاش می‎شد

با قرص یا تلقین

با دکتر و دارو

یا جنبل و جادو

ای کاش می‎شد، کاشکی می‎شد که کاری کرد

با یک دعای ساده و آسان

یا خواندنِ یک سوره از قرآن

ای کاش می‎شد خواب‎ها را دستکاری کرد

 

***

خواب تو را دیدم

سرحال بودی

قبراق بودی و دماغت چاق

خوشحال بودی

تو خوب بودی و کنارت من

                  و این بد بود

 

***

بعد از تو من عاشق شدم _چندین کرَت هم_ عشق ورزیدم

با دوستی، با مهر

با راستی، با شور

با لیلی و شیرین

اما تو را ای دشمنِ دیرین

بار دگر در خواب می‎دیدم

 

***

یک‎چیزهایی هست در دنیا

_ یک قاعده‎هایی _

که موجبِ پیوندِ اضداد است

حالِ مرا سرباز جنگی خوب می‎فهمد

وقتی که مرهم می‎گذارد روی زخم خود

و رادیو را قطعه‎قطعه می‎کند

                                هنگام پخشِ قطع‎نامه

چونکه علی‎رغم تمام خط قرمزها

سرخ است چیزی بی‎اجازه در نگاه او

چونکه علی‎رغم تمام مرزبندی‎ها

یک چشمِ او باز،

آن سوی مرز است.

 

***

آن روزهای آبیِ تیره

در کوچه‎های طوسی و تنبل


آن روزهای قرمزِ روشن

در پارک‎های سبز و سرزنده

حبس‎اند

و حبس می‎مانند

 

***

چیزی در این دنیا

یک گوشه دارد رنگ می‎بازد

 

***

یک‎روز

نامِ مرا از من گرفتی

من هم

نام تو را از یاد بردم

دشوار بود اما

این کار را کردم


دیدارِ شیرینِ تو را از یاد بردم

دشوار باشد هرچه، هرقدر

رؤیای رنگین تو را هم

از یاد خواهم برد

 

***

این رنگ

خواهد باخت

این رنگ

_هرقدر هم پُررنگ_

خواهد باخت.

 

 


همیشه _مخصوصا از لحاظ اخلاقی_ براین باور بوده‎ام که تاریخ شعر باید در ذیلش مندرج باشد. ولی به‎شرطی که آدم تاریخ دقیق شعر را یادش باشد.


برچسب‌های موضوعی: نیمایی, درباره زندگی

93/09/24  به قلم من  |

 

میانگین

نه در دوستی‎شان صداقت

نه در دشمنی‎شان صراحت


برچسب‌های موضوعی: قصیده, در هجو مردم دون, درباره زندگی, میانمایگی
ادامه مطلب

93/09/16  به قلم من  |

 

قصهٔ عاشقان

نوحهٔ واحد با صدای آقای میثم مطیعی و شعر آقای حسن صنوبری | دانلود | متن شعر در ادامه مطلب.


برچسب‌های موضوعی: هیئت, دانلود قطعاتی برای محرم, شعر آیینی, نوحه
ادامه مطلب

93/08/12  به قلم من  |

 

یک یادگاری از پاییز

قدهای کوتاه و صف‎های طولانی

یک یادگاری از «نظمِ رضاخانی»

 

انگار با خطکش کوتاهمان کردند

انگار ناظم‎ها بودند سلمانی...


برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

93/07/02  به قلم من  |

 

شُرّه ی شال و پَرِ کُلات مبارک


برچسب‌های موضوعی: قصیده
ادامه مطلب

93/06/29  به قلم من  |

 

شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی

... یک روز سعید حجاریان، یک روز موسوی‎لاری، یک روز مجید انصاری ...


برچسب‌های موضوعی: غزل, درباره شهید سید اسدالله لاجوردی
ادامه مطلب

93/06/05  به قلم من  |

 

به خانواده های فلسطینی

پنج نیمایی در حال‎و‎هوای خانواده‎های فلسطینی


برچسب‌های موضوعی: فلسطین, نیمایی
ادامه مطلب

93/05/16  به قلم من  |

 

در گفت و گو با مولا علی

ای به خون خفته ولی عازمِ دیدار علی
مستِ هشیار علی، خفته‎ی بیدار علی


برچسب‌های موضوعی: قصیده, شعر برای امام علی, شعر آیینی
ادامه مطلب

93/04/27  به قلم من  |

 

همان خاک

تو درمان باش دردم را، تو پاسخ گو سلامم را

الا یا ایها الساقی، لبالب ریز جامم را

 

مرا مگذار بی باده، که با هر تشنگی صدبار

پر از خونِ محرم می‎کنم ماهِ صیامم را

 

شب است و تیرگی می‎خیزد از هرسو، خدای من

کجا باید ببینم باز ماهِ نقره‎فامم را؟

 

به خطّ خویش، با خونِ من _این بی‎خاصیت جوهر_

به خاکِ کربلا بنویس ای خطاط، نامم را

 

سری پر ماجرا دارم، هوای کربلا دارم

نمی‎خواهم ببینم باز هم تنها، امامم را

 

من آن آوازِ غمگینم که گر بر دار بنشینم

فراز دار می‎خوانم سرودِ ناتمامم را

 

همان خون و همان خاک و همان تیغ و همان طغیان

خداوندا! مدد کن تا بگیرم انتقامم را

 

نخواهد دید زین‎پس دشمنم رنگی از آرامش

نمی‎بیند دگر شمشیرِ من خوابِ نیامم را

 

گلویی تشنه دارم لیک پیش از حمله‎ی دشمن

کنم از خونشان سیراب، تیغِ تشنه‎کامم را

 

 


برچسب‌های موضوعی: غزل, شعر آیینی

93/04/14  به قلم من  |

 

رمضانیه

بهارِ قرآن سر زد ز شاخه‎ی تنزیل

و سالِ تازه‎ی ایمان دوباره شد تحویل

 

دوباره میکده را باز می‎کند ساقی

همیشه مدرسه‎ی ما که می‎شود تعطیل

 

بیار باده از آن خم که روح‎بخشیِ آن

نه در  زبور و نه تورات بود و نه انجیل

 

بیار رطلِ گران، ساقی از مِیِ قرآن

و رَتِّلِ القرآنَ بِأَحسَنِ التَّرتیل

 

بخوان و نیک بخوان، با نکوترین الحان

بخوان قناریِ خوش‎خوان، به بهترین ترتیل

 

بخوان به نام خدا تا روان شود طوفان

بخوان به نام خدا تا که رد شویم از نیل

 

به جنگِ کعبه رسیده سپاهِ ابرهه باز

بخوان که درس بگیرد ز سیلیِ سجّیل

 

به یادِ گیسوی سبزِ برادرم یحیی

به هم‎صداییِ سرخِ گلوی اسماعیل

 

بخوان به لهجه‎ی داوود، تا سپاه خدا

به سوی قلعه‎ی جالوتیان کند تعجیل

 

رسیده لشگرِ قابیل پشتِ خانه، بخوان

که سر ز خاک برآرد به یاری‎ات هابیل

 

عجیب نیست شود مرده زنده با قرآن

که نیست سوره‎ی حق، کم ز صور اسرافیل

 

به صوتِ قرآن روحِ تو زنده خواهد شد

اگر که زنده شود تن به صور اسرافیل

 

خوشا دمی که سکوت است و غار و تنهایی

خوشا دمی که حرا شد حریمِ جبرائیل

 

ز قیل و قالِ جهان و هیاهوی دوران

پناه می‎برم امشب به کوی «اصدقُ قیل»




برچسب‌های موضوعی: رمضانیه, قصیده, قرآن کریم

93/04/13  به قلم من  |

 

چندصدایی در جشنواره شعر فجر

از بَطَر، شاعرِ نو دولتِ ما
داده از دست مشاعر اینجا


برچسب‌های موضوعی: قطعه, هجو
ادامه مطلب

93/03/01  به قلم من  |

 

برخلاف دیگران

تقدیم: به «حمید حاجی میرزایی» (داستان‎نویسنده/نقاشِ معاصر)



تو
   به جای
           شِکوه از
                     بازیچه‎بودن
                                   در میانِ
                                             بازیِ
                                                   چرخ‎وفلک
 
جای آه و ناله از این چرخه‎ی دوز و کلک

_جای نمک_


سعی کردی

               چسبِ زخمِ کوچکی باشی
                                             روی دستِ کودکی



۱۳۹۱


برچسب‌های موضوعی: نیمایی

93/02/30  به قلم من  |

 

کتاب

«تقدیم به آن کتابِ عزیز»



اگر گوش دادم به آهنگِ غیر

و یا دل سپردم به آواز خویش

قرین شد زبانم
                به پوچ؛

تلف شد زمانم
که هیچ

نه رازی است در صفحه‌ی کهکشان،

نه گنجی در این خاکدان
                            خفته است،

و گر هست،
              تکرارِ آهنگِ اوست؛

 

همه حرف‌ها را خدا گفته است.

 

 

۱۳۹۱


برچسب‌های موضوعی: نیمایی, قرآن کریم

93/01/24  به قلم من  |

 

یا زهرا

بر پرچم عزای تو رنگ از بهار باد

آری، بهار در غم تو سوگوار باد



برچسب‌های موضوعی: غزل, شعر آیینی, فاطمیه
ادامه مطلب

93/01/14  به قلم من  |

 

انقلاب

شیشه را بشکن و بیرون بزن از گوشه‌ی تُنگ
ماهیِ قرمزِ بازیچه‌ی نوروز شده!


برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

93/01/01  به قلم من  |

 

فاطمه



برچسب‌های موضوعی: هیئت, فاطمیه, روضه حضرت زهرا
ادامه مطلب

92/12/26  به قلم من  |

 

تازگی‌ها



برچسب‌های موضوعی: رباعی, معرفی کتاب
ادامه مطلب

92/12/24  به قلم من  |

 

جفا



برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

92/12/01  به قلم من  |

 

پاس بان



برچسب‌های موضوعی: قطعه
ادامه مطلب

92/11/28  به قلم من  |

 

برف آمد



برچسب‌های موضوعی: رباعی, شعر درباره برف
ادامه مطلب

92/11/21  به قلم من  |

 

دوربین



برچسب‌های موضوعی: معرفی سینما و تلویزیون, قصیده
ادامه مطلب

92/11/17  به قلم من  |

 

زندگی با شادی



برچسب‌های موضوعی: قطعه, غم, شادی, درباره زندگی
ادامه مطلب

92/11/02  به قلم من  |

 

متن سه نوحه

 

 


برچسب‌های موضوعی: هیئت, شعر آیینی, نوحه, دانلود قطعاتی برای محرم
ادامه مطلب

92/10/27  به قلم من  |

 

در عشق و تخلص به نام حضرت ابالفضل

یا رب! نگاه کن به دلِ عاشقِ حسن
این عشق را به عشقِ حسینی گره بزن

این طفل را به صحبت پیران پاک بر
غسلش بده به خون شهیدانِ بی کفن

مخلوط کن نشاطِ مرا با غم حسین (ع)
محشور کن حضورِ مرا با غم حسن (ع)

یارب! به خون آینه‌رویانِ کربلا
مگذار خو کنیم به زنگارِ ما و من

این جسم _این جسد_ ز چه بالید در زمین؟
این پوست _این کفن_ ز چه رویید بر بدن؟

رو بر حریمِ حضرتِ عباس می‌زنم
تا او مرا نجات دهد از جدار تن

این عشق تُحفه ای ست مصفّا از آسمان
این عشق نَفحه ای ست مبارک برای من

این عشق را به نام شما بیمه می‌کنم
ای ماهتاب هاشمی! ای آفتاب من!

ای غیرت خدا که به میدانِ کربلا
بودی نشانِ خشمِ اهورا به اهرمن

با پارساییِ تو، چه عمار و بوذر است؟
با پهلوانیِ تو، کجا زال و تهمتن؟

پیشِ رشادت تو کجا سرو؟ کو چنار؟
با عطر غربتِ تو کجا یاس و نسترن؟

خاموش مانده است در این خاک، جشنِ کاج
تا روشن است لاله‌ی عباس در چمن

عشق وطن اگرچه که زیبا و ماندنی ست
اما به قدر و جاه، کجا تو؟ کجا وطن؟

ایمان چو جان ما و وطن مثل تن، ولی
عباس لحظه ای ست فراسوی جان و تن :

وقتی رسید با لب تشنه کنار آب
لختی فرات خواست به نرمی کند سخن ...

فریاد زد که: «آب! مرا امتحان مکن!
من پور حیدرم، نه گرفتارِ خویشتن»

بی دست چون به سوی حرم می‌دوید عشق،
شد امتحان خجل ز کراماتِ مُمتَحَن



***
عباس جان! به پای دلم زائرت شدم
روی مرا کنار ضریحت زمین مزن




برچسب‌های موضوعی: قصیده, شعر آیینی

92/10/09  به قلم من  |

 

نوحه اربعین

 

...


برچسب‌های موضوعی: هیئت, شعر آیینی, نوحه, دانلود قطعاتی برای محرم
ادامه مطلب

92/10/05  به قلم من  |

 

در نکوهش دنیا و سرزنش هوی

در من نبود حوصله‌ی فصل دیگرش
از ابتدای قصه پریدم به آخرش ...

برچسب‌های موضوعی: قصیده
ادامه مطلب

92/10/04  به قلم من  |

 

محمد آقای سهرابی بخوانند

آه از آن دم که زند طعنه به شیخی، شابی
وای اگر ضارب «رستم» بشود «سهراب»ی

چنگ بر چهره ی درویش؟ چه ضرب شستی!
هجوِ فرزانه‌ی دوران؟ چه هَجای نابی!

با غضب، در دل شب رو به کجا می‌تازی؟
رهنمای تو مبادا که شود شب تابی

سببی هست تو را _گر غضبی هست تو را_؟
جمع کردی تو برای سفرت اسبابی؟

باز دعواست؟ بگو تا که بیایم من هم
که به بانگ تو زنم ضربه‌ای و مضرابی

این همه تیغ و قمه، این همه لعن و طعنه
این همه واژه‌ی برّان ... تو مگر قصابی؟

«قزوه» چل سال خودش نوحه‌ی زهرا(س) گفته
نیست شایسته‌ی یک شیعه چنین القابی

آن همه نوحه سرود و تو ندیدی جز این؟
عکس، محتاجِ تماشاست، تو محوِ قابی؟

من به فتوای قلندر زده‌ام بر لب مُهر
تو به فتوای که بر حد زدنِ طلّابی؟

هجو هم _ما که شنیدیم_ حسابی دارد
حق هر خانه بود رخصت و دقّ‌البابی

باب اول بُوَد از غیر نهان بودنِ شعر
عجب از توست که بیگانه ی این ابوابی

تا که در منظرِ دشمن بزنی بر سر دوست
پیش چشمانِ بهایی بگشایی بابی

پیر و پروا که نداریم من و تو انگار!
نه امیری نه امامی نه شهی نه بابی

ای زده تکیه به تختِ غزل از نخوت و کبر!
هوش! از خویش برون آی! هلا! هی! خوابی؟

پیش‌تر زان که شما هجو بفرمایید، او
چامه ی خویش دگر کرد برادر! خوابی؟

یا که در دینِ شما کفر به جا می‌ماند
توبه هرچند کند نزدِ خدا توّابی؟

او خودش سینه زن و گریه کنِ ارباب است
تو اگر سینه زن و گریه کنِ اربابی

در طریقِ علوی تهمت و بدگویی نیست
خرقه از میرِ عرب داری اگر اَعرابی!

«خلق یکسر بتر از کژدم و مارستی» هان!
گوشه ای گیر که از کانِ لباب البابی

وسوسه‌یْ جمع مبادا که به جانْت افتاده است؟
من بر اینم که تو اهل حرم و محرابی


من بر آنم که تو از خیلِ جهالت دوری
من بر آنم که تو از زمره ی استحبابی


***

مثلِ من، شاعرِ لاتِ قمه زن بسیار است
تو بیا شاعرِ ارباب بمان، سهرابی!


یک: ...

دو: من دیشب واقعاً از شنیدن هجو آقای سهرابی تعجب کردم. چه اینکه از همان زمانی که با ایشان در کلاس‌های استاد امیری اسفندقه آشنا شدم تاکنون بسیار ایشان را دوست و محترم می‌داشتم و می‌دارم. باری خدا هدایت کند آن‌هایی را که به خاطر هوای نفس و «خود شیعه ی کامل نمایی» اهل ولاء و هیئتی‌ها را مقابل هم قرار می‌دهند. این ابیات هم اخوانیه ای ست که سحری بعد از نماز صبح نوشتم خدمت حاج محمدآقا و بعضی ابیات و واژه‌هایش مستقیماً به ابیات و واژه‌های ایشان اشاره دارند. که اگر نبود هجوشان، ایشان را برای اخوانیه در حد «برادر» خود تنزل نمی‌دادم. بالأخره آقای سهرابی با آن همه سن و سواد و طبع شاعری دست کم جای عموی ما بودند.

سه: درباره اصل فتنه قبلاً یک یادداشت نوشته‌ام. ولی به خود آن هجو پیوند نمیدهم.

و صل الله علی محمد و آل محمد.


برچسب‌های موضوعی: قصیده, اخوانیه

92/09/13  به قلم من  |

 

پیراهن

عزیزِ فاطمه در خون و خاک بی کفن است
تنِ من و تو ولی باز بندِ پیرهن است

بکوب بر دف تن، این زمان، که روز نبرد
حریفِ تیغِ سواران نه پیرهن، که تن است


هزار شعله‌ی شمشیر رُسته از دل خاک
هزار زخم، شکفته اگر بر آن بدن است


به انتقام شهیدی که تشنه‌اش کشتند
شرارِ کینه‌ی ما در کمینِ اهرمن است

نه مستحق عذاب‌اند دشمنان تنها
که تیغِ غیرتِ ما در کمینِ خویشتن است

سزای شاخه‌ی سبزی که سر نداد به دوست
به کوره‌های خزان، زرد و خشک سوختن است


بزن بزن که دگرباره بزمِ دف زدن است
که باز نوبتِ چاووش و بانگِ طبل زن است


بکوب تا جانْ جانْ جانْ تنت کند آواز
نوای جانان است این مگو که تن تنن است


بکوب بر تن خود، خون ببار و زاری کن
به کشته ای که غریبانه دور از وطن است

به کشته ای که بر او جن و انس می گرید
به کشته ای که بر او مهر و ماه سینه زن است


که اشکبار عزایش، در آب‌ها ماهی ست
که داغدارِ فراقش، عقیق در یمن است

سرِ مزارِ گلی که میان غربتِ خاک
نه سایه ایش ز سرو و نه بستر از چمن است

گلی که شبنمِ رویش چنان شقایق سرخ،
اگرچه چهره ی پاکش به رنگِ یاسمن است

گلی که زخمی و بی سر ... نه! کی کنم باور؟
گلی چنین شده پرپر... مگو که یاس من است

بکوب بر تنِ خود تا که گرد برخیزد
که فصل خانه تکانی، که فصل کوفتن است

در این جهان چه زبانی ز اشک گویاتر؟
چه احتیاج به حرف و چه حاجتِ سخن است؟

چه جای واعظ و شاعر؟ خدا عزادار است؛
چه جای حفظِ ظواهر؟ حسین بی کفن است.


تقدیرِ محرم
۹۲



برچسب‌های موضوعی: قصیده, شعر آیینی, هیئت

92/08/23  به قلم من  |

 

سلام بر آمریکا

هرچه شعار دادیم دیگر حرام بر تو
از مرگ، ای حرامی! بادا سلام بر تو

از واژه نه، خودِ مرگ، که همچو تیغ بیرون-
می‌آید از گلومان _از این نیام_ بر تو

***

این خون نه از رَزان است، این خونِ کودکان است
با شهد هم بنوشی، تلخ است کام بر تو

پنهان مکن خودت را پشتِ کلام، رسوا!
می‌آید ای عجوزه، نقشِ جذام بر تو

روراست کافری کن، راحت ستمگری کن
تا سجده می‌گذارند از خاص و عام بر تو

گر انتقام از تو فرض است بر دلیران
حکم است بر حقیران هم احترام بر تو

از حرص، خدمتِ توست، از ترس، حرمت توست
از جنگ، جلوه داری؛ از ننگ، نام بر تو

***

«قلَّ و دلَّ» این نیست که ما غزل بگوییم
مرگ است در فصاحت «خیرالکلام» بر تو

***

پیکی ست نام او «مرگ»، سوی تو می‌فرستیم
این هم به رسمِ اُلفت از ما پیام بر تو


برچسب‌های موضوعی: سیاست خارجی, غزل

92/08/13  به قلم من  |

 

افسانه شب برفی

آنک میانِ معرکه‌ی خنده

در جمعِ گِردِ آتشِ رقصنده

_از بس که بی‌نمک همه شوخی‌ها_

این صوفیِ خموش به حرف آمد

برف ایستاد و محوِ تماشا شد .
..


برچسب‌های موضوعی: نیمایی
ادامه مطلب

92/08/03  به قلم من  |

 

گعده

بنده پیر خراباتم
که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد
گاه هست و گاه نیست

شده با ما بنشینی به تماشا یک روز؟
شد که ما سیر ببینیم شما را یک روز؟

سر صحبت شده یک بار صدایت نکنند؟
از سر سفره شده تا نشوی پا یک روز؟

گعده شد گرم شود؟ غائله شد ختم شود؟
بحث شد بسته شود پیش تو آیا یک روز؟

ما نگفتیم که دربست تو را می‌خواهیم
که خوشیم از تو به دیدار فقط با یک روز

ای دل سوخته! حاشا به شکایت بروی
ای لب دوخته! دردا که شوی وا یک روز

می‌کشد کار من و درد، به فریاد آخر
می‌رساند غم ما سر به ثریا یک روز


نتوان یافت کسی مثل مرا بار دگر
حیف باشد که بفهمی تو هم این را یک روز



تا مگر قدر بدانی و مراعات کنی
می رود این دل دیوانه از اینجا یک روز


ماندنم پیش تو ای دوست فقط یک نفس است
عمر: این یک نفس و گردش دنیا: یک روز

*

روضه خواندم که به یک روز رضایت بدهی
کِی ولی قانعم از دوست، به تنها یک روز؟



یک: سلام علیکم. این شعر را یک بار در دوازدهم مهر، پس از سرایش در وبلاگ گذاشتم، بعد دیدم نامردی ست مطلب قبلی خودم را پس از یک روز ببرم به حاشیه. به همین خاطر شعر را به یک روز نکشیده برداشتم.

دو: یک «سرانجام» به یادداشت «آیا رهبر انقلاب ضدانقلاب شده؟» اضافه شد.

سه: تعدادی «توضیح بیشتر» به یادداشت «تصنیف‌های خاطره‌انگیز سراج» اضافه شد. چه اینکه دیدم چه یادداشت بی روح و باکلاسی شده است. مگر اینجا دانلودستان است که آهنگ ها را بی هیچ توضیحی برای دانلود بگذارم؟


برچسب‌های موضوعی: غزل

92/07/15  به قلم من  |

 

تفاوت

روزهایی که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 92 تازه داشتند ثبت نام می کردند، این را شوخی-جدی نوشتم:


 عشق... با عشق فقط فکر و خیال

تویی و عاشقی و رسوایی

فحش! تحلیل غلط! فکر و خیال!

منم و هاشمی و مشایی!

*

چون تو _ای رفته در آغوش بهار!_

دور از باغ تو، من هم خوبم

تویی و نامزد محبوبت

منم و نامزد محبوبم!



برچسب‌های موضوعی: سیاست داخله, چارپاره, انتخابات ریاست جمهوری 92

92/06/09  به قلم من  |

 

آرام


چشم هایم، به گلِ بی جانِ پرده دوخته
دستهایم بر پر پروانه های سوخته

حال و روزم «مثل گل، در چنگ چنگیز مغول»
چهره ام مثل کتابی سوخته، افروخته

آنهمه لبخند، گل، پیوند، شادی، زندگی
در اجاقِ رنج های قاب عکسم سوخته

چرخ عالم اینهمه ظلم و بلا و جنگ را
لابد از تقدیر وحشتناک من آموخته

دل، نخواهد سود دیگر زین جهانِ سر گران
آه اگر انباشته، اندوه اگر اندوخته

نه به سیبِ بوسه، تنها به خیالِ بوستان...
هیچکس اینگونه نقد عمر را نفروخته

***

دفن شد یک عاشق آرام، بین شعرهام
تا بروید از مزارش یاس های سوخته


برچسب‌های موضوعی: غزل

92/04/21  به قلم من  |

 

انتظار


هر روز در انتظار او من

خسته، دلگیر، تا بیاید


می گردد چشم من به هر سو

او، از چه مسیر تا بیاید


گفتند که «وصل مرگ عشق است»

ای عشق! بمیر! تا بیاید.


برچسب‌های موضوعی: قطعه

92/04/03  به قلم من  |

 

بازی باخت باخت یعنی این


هاشمی رفسنجانی VS رحیم مشایی


از لج اولی دهم رای به دومی؟ و یا
از لج دومی شوم پیروی رای اولی؟

حاصلم از کشاکش بازی روزگار چیست؟
چیست به جز تلف شدن؟ چیست به جز معطلی؟

اول ماجراست این، آخر ابتلاست این
چوب دو سر طلاست این، چوب دو سر طلا! بلی!


برچسب‌های موضوعی: قطعه, سیاست داخله, انتخابات ریاست جمهوری 92

92/02/22  به قلم من  |

 

یازده

تاریخ این غزل (اصل و کلیتش نه صورت کامل فعلیش) مشخصا باز می گردد به مدتی پس از همان یازده روز معروف رئیس جمهور محترم آقای احمدی نژاد. ولی آن موقع، دیگر آنقدر احمدی نژاد زنان و مشایی کشان مد شده بود که زدنشان برای بچه هیئتی ها سختی و افتخاری نداشت. اما حالا، مخصوصا پس از آن تصریح رهبر بر «خلاف شرع، قانون و اخلاق» بودن آن دیگر عمل خاص متاخر، معتقدم هرکه هر چه در عصر صبر در پستو سروده باید رو کند. آنقدر شاعران در این مدت شعرهای درخشان گفته اند که می شود برای خودش ادبیاتی باشد. غنی تر و قوی تر از بسیاری شعرهای سیاسی دیگر و دیگران. چون همه می سرودند اما اکثرا (مخصوصا بزرگان) به حکم وظیفه، و تک و توکی (مثل ما) به حکم لج منتشر نمی کردند. این خودش روزی برای خودش موضوع یک پایان نامه خواهد شد. خواهید دید.


یازده روز چو شد غیبت صغرای شما
برسد کاش به ما غیبت کبرای شما

رای دادیم به اخلاص، به ایمان، به خدا
دین ما رفت ولی از پی دنیای شما

رای دادیم که آبادیِ ایران باشی
که نبودیم گدای رخِ زیبای شما

تو خودت اصل بهاری، چه بهاری دیگر
بهتر و سبز تر از فصل شکوفای شما؟

خم شد از فقر، سر سرو، از این بابت که
نکند بر بخورد بر قد و بالای شما

تبر تو نه فقط بت، به خدا هم بر خورد
کشت آخر همه را تیغ تبرای شما

هی سخن رفت از اندیشه و آزادی و داد
هی سخن رفت از ایمان و تولای شما

هی سخن گفتی از ایران، که چنین بود و چنان
هی فقط گوش سپردیم به هی های شما

وعده دادی که مفاسد شود افشا فردا
نرسیدیم ولی حیف به فردای شما

آتش فتنه اگرچه وطنم را می سوخت
یخ زد آخر دهن از فرط سخنهای شما


***

عذر می خواست از این ملت و می رفت کنار
کورش امروز اگر بود خودش جای شما


برچسب‌های موضوعی: غزل, سیاست داخله

92/02/16  به قلم من  |

 

بهاریه


به به بهار! سِحر و سَحَرخیزان
آمد به جنگِ دولتِ پاییزان
 

با خفته و خرفت ندارد کار
اینک بهار، فصل سحرخیزان


برچسب‌های موضوعی: غزل قصیده
ادامه مطلب

92/02/13  به قلم من  |

 

بهار فاطمه آمد


به حال ما، در و دیوار خانه می گرید
برای غربت ما آشیانه می گرید

بهار آمده آری ... بهار فاطمه، آه...
نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید


برچسب‌های موضوعی: غزل, شعر آیینی, فاطمیه
ادامه مطلب

92/01/26  به قلم من  |

 

غزل در پردۀ دیر سال

دیدی ستاره ای را، گفتی به من : «من آنم»
خالی مباد از تو ای عشق! آسمانم

آیینه ی بهاران، آواز زیر باران
با بودنت چنینم، بی بودنت چنانم

با تو چقدر زیباست : خاکم پر از شکوفه است
بی تو چقدر تنهاست : ابری است آسمانم

*

تعلیق عشق ما را دیوانه ای نوشته است
سر در نیاورد عقل، از طرح داستانم

سودی دگر ندارد، در من اثر ندارد
تحقیر دشمنانم، تدبیر دوستانم

مادر! مرا مترسان از پیری و فسردن
بی ماجرا و بی عشق، من زن نمی ستانم

من پیر رنج خویشم نه پیروی زمانه
پیرم ولی نه آنقدر کز عشق بازمانم




دی یا بهمن 91



پینوشت: «غزل در پرده ی دیرسال» نام یکی از نیمایی های زیبای زنده یاد قیصر امین پور است. دیدم این اسم به حال و هوای بعضی بیتهایم می خورد گفتم آن بالا بنویسمش.

 


برچسب‌های موضوعی: غزل

91/12/19  به قلم من  |

 

گآه


غم مخور! حتی اگر دنیا تو را آزرده است
غم مخور دنیا همین یک ساعتِ افسرده است

همکلاسی! زندگی مثل غروب کودکی است
گاه مشقت را نوشتی، گاه خوابت برده است

گاه یک دسته کبوتر از دلت پر می کشد
گاه یک دسته شقایق روی دستت مرده است

عشق را دریاب، ای دریا دل! ای جان بی کران!
جای این بارِ گران تا جاودان بر گرده است

عشق ما را از کجای بی کسی آورده بود
عشق ما را تا کجاها تا کجاها برده است

عشق مانند گلی غمگین کنار پنجره است
درنیابی، فرصت زیباییت پژمرده است

او، که می گریاند ابرِ آه را بر خاکِ دل
او، که ما را تا ملاقات بهاران برده است


آدمی وقتی که می گرید چه عطری می شود؟
آدمی گاهی شبیه خاک باران خورده است



در روزهای بهمن نوشته شد.


برچسب‌های موضوعی: غزل

91/11/30  به قلم من  |

 

این عالم‌ اندوه‌ است؟


در راه که می آمدم خانه برای خودم زمزمه می کردم :

نمی شاید گل شادی بچینم
«ربیع» آمد ولی من «اربعین»م

نمی دانم آیا کس دیگری هم امسال مثل من چنین حسی را دارد یا نه؟ حس می کنم محرم امسال خیلی زودتر از موعد مقرر زمانیش شروع شد، و صفر اینبار می خواهد دیرتر از زمان قید شده در قراردادش از این دیار سفر کند.

شاید هم من بیماری هستم سرشار از «ترس و حسرت». «ترس نیامده ها» و «حسرت رفته ها».

نگارنده یک ماه زود تر از محرم، ده روزی را سیاه پوشید ( حالا خود محرم-صفر شاید نپوشیده باشم ها) بعد استاد روشنفکرمان که همیشه صدایش هم می کردم رویش را می کرد آنور و از هفتاد متری تفکر و تردد من فراری ست (البته به ظاهر!) یک هو آمد طرفم گفت «چی شده؟ کسی از دنیا رفته؟» گفتم «نه استاد، پیشواز محرم است! تازه محرم اصلی هم به تاریخ خورشیدی در پاییز بوده ...» که رنگ از رخش پرید و دست خط خطور ذهنیش بر پیشانیش منقش گشت که: «بابا تو نمیری اینها چه دیوانه هایی هستند ... با این اوصاف تا هزارسال دیگر هم نمی توانیم در این مملکت هیئتی یک روشنفکربازی اساسی از خودمان در بیاوریم »

و قطعا من بیماری هستم سرشار از ترس و حسرت: «ترس» نیامده ها و «حسرت» رفته ها.

البته نه اینکه خیلی غمگین و عزادار و این حرف ها باشم ها. اصلا مال این حرف ها نیستم. همه اش به هر و کر. همه اش بگو و بخند. منظورم این است که حسش با آدم هست. با من. علی ایحال این وضع را تا شهادت امام حسن عسگری(علیه السلام) ادامه می دهم. چون تا آن موقع به خاطر چند واقعه ی تاریخی دینی و مخصوصا همین شهادت، هنوز شادی ربیع الاول شروع نشده است. اما بعدا دیگر می زنم کاسه کوزه خودم را بهم می زنم.

زیرنویس---> نام یادداشت از این بیت زیبا و اندوهگین بیدل است:

این عالم‌ِ اندوه‌ است، یاران‌! طرب اینجا نیست
جمعیت اگر خواهی : پیشانی و زانوها


برچسب‌های موضوعی: هیئت, ترس, حسرت

91/10/26  به قلم من  |

 

مرثیه ی بیست و هشتم صفر

دوبیتی هایی برای نوحه

سرگذشت: مداحی به نام حاج حمید، گاهی که می خواهد در مجلسی بخواند به من می گوید در آن حال و هوایی که مد نظر دارد دو بیتی بگویم، تا در نوحه ای با سبکی خاص از آنها استفاده کند. من هم همیشه به بهانه ی کمبود وقت و نوحه بودن کار، می توانم از زیر بار جدی بودن و نقد آنها شانه خالی کنم. این بار چون دیدم واقعا شاعران فحل تاریخ هم در باب وفات (یا شهادت) حضرت رسول(صل الله علیه و آله و سلم) و همینطور شهادت حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) کم گذاشته اند، گفتم مشق هایم را در وبلاگ بگذارم...


برچسب‌های موضوعی: دوبیتی, شعر آیینی, هیئت
ادامه مطلب

91/10/21  به قلم من  |

 

روایت رنج


آهای عشق! بیا و مرا به خود مگذار
که روزهای جوانی نمی شود تکرار

بیا بیا و رهایم کن از روایت رنج
بیا بیا که نمانم به زیر این آوار

شکسته ام به خدا مثل قلب آینه ای
که مانده است در او آرزوی یک دیدار

به یک نگاه غم انگیز، می روم از خویش
چه حاجت است به سوز نی و صدای سه تار؟

فقط حریف دلم شعر حافظ است امشب
که زار زار بگریم به یاد یار و دیار

دلم مزار هزاران سرود غمگین است
به یک اشاره مرا می کشی به قعر مزار

کجاست عشق، که پیوند این جدایی هاست؟
کجاست عشق، که پایان دهد به این شب تار؟

کجاست عشق که با دستهاش پنجره ای
برای مان بکشد روی خالی دیوار

از آنچه بین من و تو گذشت تنها این
گذشته است که هر روز می شود تکرار

چقدر شعر شدم در کنار تو هرروز
چقدر حرف زدم هم مسیر تو هربار


همیشه لحظه ی آخر سکوت می کردی
چه رفت با دلم از این سکوت معنادار


تقدیر نخستین روزهای زمستان


برچسب‌های موضوعی: غزل

91/10/05  به قلم من  |

 

حماسه ی حسین

غزلی برای روضه


سرچشمه: شاعر شگرف سرزمینمان، آقای میلاد عرفان پور لطف کردند دستور دادند غزلی بنویسم تا مداح گرامی آقای میثم مطیعی بتوانند روضه شان را با آن آغاز کنند. یعنی یک غزل-روضه. فقیر هم با اینکه هیچ تخصص و تجربه ی موفق یا حتی مشابه پیشینی نداشتم اطاعت امر کردم. سرانجام آقای مطیعی هم لطف کردند شب تاسوعا پنج بیت از این غزل را در ابتدای روضه شان در دانشگاه امام صادق خواندند. (تازه: دوتا از قافیه ها را هم خود آقای عرفان پور پیشنهاد کردند و خلاصه ما همه جوره شرمنده شانیم.). و هزار مرتبه خدا را شکر

 

اگرچه این حرف ها قدیمی، اگر چه این روضه ها مکرّر
نشسته ام در عزایت ای دوست، دلم شکسته است بار دیگر

چه پوچ معنای زندگی بود اگر عزایت نبود مولا
اگر که داغت نبود بر دل، اگر خیالت نبود در سر

بگو مرا راوی روایت! بخوان هَلا نوحه خوان غربت!
که نیست این حرف ها قدیمی، که نیست این روضه ها مکرّر

بگو از آن لحظه ای که ماهی به خاک افتاد و لب تکان داد
بگو از آن لحظه ی تلظّی: علی اصغر... علی اصغر...

بگو از آن دم که در بیابان، به زیر باران سمّ اسبان
شکست آئینه ی پیمبر: علی اکبر... علی اکبر...

 

از آن زمانی بگو که زینب مقابل قتلگاه می خواند:
«چه آمده بر سرت حسینم؟ چه رفته بر تو غریب مادر؟»

بگو از آن پرچمی که افتاد، بگو از آن ناله ای که برخاست:
«برس به داد برادر خود! بیا برادر
... بیا برادر...

بیا تماشا کن ای برادر مرا و دستی که نیست دیگر
مخوان مرا بعد از این علمدار مخوان مرا میر آب آور»
 

***

حماسه آنجا شروع شد که سپاه دشمن به چشم خود دید
حسین با آن همه مصیبت نمی شود خاطرش مکدّر
 

حماسه یعنی حسین وقتی که رفت تنها به سوی میدان
حماسه یعنی حسین، آری، حسین در جنگ نابرابر


 

 دانلود بخش مربوطه! از روضه ی میثم مطیعی


برچسب‌های موضوعی: غزل, هیئت, شعر آیینی

91/09/16  به قلم من  |

 

حماسه

کی شود غم حریف شادی من؟

غم کجا و دل بزرگ حسن؟

 

گفتی: «امشب دوباره غمگینی»

غم؟ و آن هم دوباره؟ آن هم من؟

 

تا تو را دوست دارم ای شادی

چیره بر من نمی شود دشمن

 

رنج کی می برد مرا از رو؟

با اهورا چه باک از اهریمن؟

 

گفتی «ای مرد! مرگ در راه است»

گفتم «این زندگانی است ای زن!»

 

تا به تو فکر می کنم ای خوب

هستم از رنج نیستی ایمن

 

با من از ترس و اضطراب مگو

با حسن حرف های شاد بزن

 

***

 

بشکند سنگ را حماسه ی گل

بشکفم وقتی از شکاف کفن



تاریخ: تابستان 1391

برچسب‌های موضوعی: غزل

91/07/17  به قلم من  |

 

طبق

 بالای همین اتاقِ سیمانی
یک عالمه آمدند مهمانی

یک عالمه آدمند آنجا جمع
به صرف کلوچه و چراغانی

آنجا همه جای خانه نارنجی ست
آنجاست تمام خانه نورانی

پس گوشم را به سقف چسباندم
و ماندم زیر فرش زندانی:

خندیدن . استکان . سخن . سینی
موسیقی ِ باشکوه ِ مهمانی

یک کودک، بالای سرم آمد
یک کودکِ کوچک دبستانی

_من اینجایم! مرا نمی بینی؟
من این زیرم! تو هیچ می دانی؟

شوخی . شادی . خروش ِ دست و دف
موسیقی . مطربی . غزلخوانی

گم شد کودک در ازدحام صدا
من ماندم و یک سکوت طولانی

 

***

 

بالای همین اتاق ِ تنهایی
انگار عروسی است؛
می آیی؟



تاریخ: همین ایام جشن مهرگان 1391



خودم هم شک داشتم! اما با نقد شاعر گرامی خانم سمیه مردانی مطمئن شدم بیت سوم و بیت یکی مانده به آخر، به فضا و زبان کلی شعر نمی خوردند و به نفع یکپارچگی _ولو فعلا_ حذف شدند. با تشکر بسیار از این شاعر خوب کازرونی


برچسب‌های موضوعی: غزل

91/07/14  به قلم من  |

 

Mercy Morsi

محمد مرسی در ایران - جنبش غیر متعهدها

با این باکِ دوگانه سازت مُرسی
تو جمع ِ ناصری و انور سادات


برچسب‌های موضوعی: قطعه, جنبش عدم تعهد, شعری برای محمد مرسی, سیاست خارجی
ادامه مطلب

91/06/15  به قلم من  |

 

بعد از تو خاک بر سر دنیا

قصیده‏ ی مشترک امید مهدی نژاد و حسن صنوبری در شان امیرالمومنین و یعسوب الدین علی بن ابی طالب (ع)


برچسب‌های موضوعی: قصیده, شعر مشترک
ادامه مطلب

91/05/25  به قلم من  |

 

آذربایجان شرقی نام استانی ست در شمال غرب ایران

زلزله آذربایجان شرقی
عکاس: خلیل غلامی

آرزوهای شب قدر مرا باطل کن
زنده کن در عوضش یک تن از این سیصد را


برچسب‌های موضوعی: زلزله در اهر هریس و ورزقان, قطعه
ادامه مطلب

91/05/22  به قلم من  |

 

و سیگار بود

پاکت سیگار بهمن

برچسب‌های موضوعی: نیمایی
ادامه مطلب

91/05/11  به قلم من  |

 

ای نسیم سحر

شکسته باد دل ما به یاد غربت تو

به یاد روزی که شکست حرمت تو

 

هنوز سرو و صنوبر به شانه می لرزند

نسیم تا که بخواند حدیث غربت تو


نسیم می داند قبر مخفی تو کجاست

نسیم می وزد از سمت سبز تربت تو


کم است اگرچه همه غنچه ها دهان بشوند

برای گفتن از رنج بی نهایت تو

 

مدار دنیا دائر مدار درد شده است

شنیده تا ای مادر! یک از مرارت تو

 

نسیم تا که برای تو روضه می خواند

چه ابرها که بگریند در مصیبت تو

 

نسیم، مرثیه خوان غریب و کولی توست

همیشه هست در آنجا که هست صحبت تو

 

شکسته شد هرجا دلی، نسیم آنجاست

برای زنده دلان بس همین کرامت تو

 

شکسته است دل من، دلم شکستنی است

ندارد این دل طاقت چنانکه طاقت تو

 

شکسته است دل من که راه یافته ام

به آستان سخن گفتن از قداست تو

 

دل شکسته حریم خداست، او اینجاست

زبان گشوده ام امشب اگر به مدحت تو :

 

تویی که جان و جهان هست در ولایت تو

تویی که عالم و آدم گواه عصمت تو

 

نه روز حشر که در روزهای دنیا هم

همیشه چشم جهانی ست بر شفاعت تو

 

دل شکسته ام از غیر چشم پوشیده است

که بسته دیده ی امید بر عنایت تو

 

علی که کهف زمان بود خود زمانِ حزن

پناه برد به آیینه ی محبت تو

 

دریغ از آن آیینه که شد شکسته دریغ

از آن جسارت هایی که شد به ساحت تو

 

برای اثبات حق مرتضی، دردا

نیاز بود در آن محکمه شهادت تو

 
***

عجیب نیست، مصیبت ز بس که سنگین است

خدا در آید امشب اگر به هیئت تو


 ***

نسیم می وزد و من شکسته می گریم

به یاد روزی که شکست حرمت تو


برچسب‌های موضوعی: قصیده, شعر آیینی, فاطمیه

91/02/06  به قلم من  |

 

ای آسمان مگر

خارزار است جای گلزارم

چه بهار مزخرفی دارم

 

زنده ام ظاهرا هنوز ولی

زندگی نیست این که من دارم

 

من که می مرگم و نمی میرم

من که هر سال بدتر از پارم

 

زنده ام _بعد زلزله_ اما

زیر آوار زیر آوارم

 

«بذرهای امید» نامش نیست

من «جنین های مرده» میکارم

 

با همه شعر گفتنم، بی شوق

با تمام شکفتنم، خارم

 

مثل فصل بهار، گل در دست

مثل ابر بهار، می بارم

 


شور بختی ست بس که تقدیرم

تلخ کامی ست بس که گفتارم _

روی می پوشم از همه که مباد

غم سرایت کند ز دیدارم

 

چشم می پوشم از جهان که مباد

دل به یاری دوباره بسپارم

 

بعد از این عشقِ مرده بایستی

دل خود را به خاک بسپارم

 

 

من و شکوه؟! بگو چه می شنوم؟

هم ز خود هم ز شکوه بیزارم

 

شکوه های دگر چه کاری کرد

تا کزآن بهره آید این بارم؟


شکوه ی دیگران چه سودی داشت

که من از خود غمی به یاد آرم؟

 

بعد از این هم نمی کنم شکوه

گرچه از دست می شود کارم


نه! تصّرف نبود نقشه ی من

نه! تملّک نبود پندارم

 

مِلک من نیست عشق، مُلک خداست

من یک از بندگان دادارم

 

مرده باد این دلی که از من خواست

تا دلِ دیگری بیازارم

 

مرده باد این دل این دل عاشق

مرده باد عشق در دل زارم

 

بعد از این هم ز یاد خواهم برد

دختری را که دوستش دارم


19 / 1 / 91



برچسب‌های موضوعی: قصیده

91/01/28  به قلم من  |

 

کهن اسطوره ای از نو

یک روایت نیمایی وار



برچسب‌های موضوعی: نیمایی
ادامه مطلب

91/01/16  به قلم من  |

 

بهار و مرگ قناری؟

یا دقیق تر : دفینه ی موسیقی عرفانی

مراسم خاکسپاری جلال ذوالفنون


برچسب‌های موضوعی: درباره جلال ذوالفنون, معرفی آلبوم موسیقی, دانلود قطعاتی از استاد ذوالفنون, غزل, مرگ
ادامه مطلب

91/01/01  به قلم من  |

 

فاعلاتن مفاعلن فعلن


دو قطعه

برچسب‌های موضوعی: قطعه
ادامه مطلب

90/11/20  به قلم من  |

 

آدرس : خیابان شهید گل نبی، خود شهید مصطفی احمدی روشن


همان ساعت که سر می زد سپیده

به خاک افتاد آن سیب رسیده

همه تن خون و پیراهن، تر از خون


میان اینهمه تکذیب و تایید

برای ادعاهایش نمی دید

دلیلی واضح و روشنتر از خون


***

رهبر و فرزند شهید رضایی نژاد : عکس اول + عکس دوم
رهبر و فرزند شهید احمدی روشن :
عکس اول + عکس دوم

مادر شهید مصطفی احمدی روشن
پدر شهید مصطفی احمدی روشن



برچسب‌های موضوعی: شعری برای شهید مصطفی احمدی روشن, نیمایی

90/10/22  به قلم من  |

 

غیرتم کشت


یک قطعه + یک غزل-قصیده

برچسب‌های موضوعی: قطعه, غزل قصیده
ادامه مطلب

90/09/19  به قلم من  |

 

قطعه ای هم به جای مجلسیان

صندلی مجلس

من اگر جای دوستان باشم

دل به این صندلی نمی بندم


برچسب‌های موضوعی: مجلس شورای اسلامی, قطعه
ادامه مطلب

90/08/12  به قلم من  |

 

فاعلاتن مفاعلن فعلن فعلاتن مفاعلن فع لن

تو که می گریی آسمان ابری‏‏ ست  تو که می خندی آسمان شاد است
من چه می گریم و  چه می خندم آسمان با تو همچنان شاد است

+


آنقدر بر سرش زدی آخر دادِ سنتور را درآوردی
بس کن این نغمه ها که تکراری ست، شورِ ماهور را درآوردی


برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

90/07/08  به قلم من  |

 

تو نیستی، و غریو رودها گویا نیست

فاطمه زهرا

چند سطر در مقام حضرت زهرا (س) به مناسبت شهادت ایشان + یک نیمایی برای آیات القرمزی


امروز بعد از مدت ها به سایت خبری تابناک سر زدم. خواندن یکی از خبرها باعث شد تا این کاردستی ِ سیاسی اجتماعی اخلاقی را درست کنم. خدایا! شر این سایت های چاق و چله و تازه تاسیس اصولگرا (از خبر آن لاین گرفته تا همین تابناک) را به خودشان و به رسانه های کهنه کار اصلاح طلب منحصر بفرما. آمین


برچسب‌های موضوعی: نیمایی

90/02/17  به قلم من  |

 

ما دو

ما : دو نقطه ، دو نقطه ی آزاد
ما : دو نقطه ، دو نقطه ی تنها
به نظر می رسد که تو چشمیم
خارج از خط دو نقطه ی رسوا

...



وبلاگ رسمی استاد یوسفعلی میرشکاک به راه افتاد


ادامه مطلب

89/08/05  به قلم من  |

 

قلندرانه حدیث قلندرانه بگو

مرتضی امیری اسفندقه فاضل نظری

هم عاشق بارانی و هم عاشق اسفند
اسفندقه اسفندقه اسفندقه ی ما

(استاد محمد رضا شفیعی کدکنی)


برچسب‌های موضوعی: قصیده
ادامه مطلب

89/06/28  به قلم من  |

 

غزل + رباعی

غزل امید + غزلی برای استاد داریوش طلایی + غزلی در وصف ضیا موحد + رباعی های تقاطع + سیر + تا پنجره

برچسب‌های موضوعی: غزل, رباعی, در هجو ضیا موحد
ادامه مطلب

89/05/31  به قلم من  |

 

چند غزل و نیمایی + یک رباعی

تاس

اتفاق


من تو را

 و تو مرا

           کی ؟

                 چگونه دیده ایم ؟

در کدام کودکی

              ما به هم رسیده ایم ؟



ادامه مطلب

89/04/03  به قلم من  |

 

باز آمدم چون عید نو

دم به دم سلطه ی تقدیر مبارک بادا
وصل دیوانه و زنجیر مبارک بادا
...

معنی سال نو یعنی به تو نزدیک شدن
عید بر گور کن پیر مبارک بادا


فقیر

ادامه مطلب

89/01/04  به قلم من  |

 

چون ابر در بهاران



نیاز


جان خدا ! بیا و جهان را مهار کن
این طفل را ز کار خدا بر کنار کن

این نا خدا ز کشتی خود هم پیاده است
او را به خود بیاور و بر خود سوار کن

...
فقیر

برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

88/12/26  به قلم من  |

 

شعرواره های سپید یک شب سیاه

سیاه و سفید

2 سقوط


نه از پشت بام می ترسیم
نه عاشق پروازیم

ما  _ جنون کودکیتان _
                 سالهای سال است روی کاشی های حیاط خواب خون می بینیم

اسفند 88
فقیر


برچسب‌های موضوعی: سپید
ادامه مطلب

88/12/16  به قلم من  |

 

یک دو قلم ناسزا به ناسزاگو ، قربه الی الله 2

قلم دوم : با علی همراه اگر هستی ملامت پیشه باش

میرشکاک

یوسف نبوده اند ، زلیخا ندیده اند
بالله نبوده اند ، به مولا ندیده اند

این چشم های خیره ی خالی تر از حباب
! از بس که مرده اند مسیحا ندیده اند
...

فقیر

برچسب‌های موضوعی: درباره یوسفعلی میرشکاک, غزل
ادامه مطلب

88/11/10  به قلم من  |

 

ایستگاه

به احترام مهربان ترین دیوانه و درد مشترکمان

درست ساعت بیست و چهار آنجا بود
_چقدر مثل خود من غریب و تنها بود_
در ایستگاه نشست و به سمت بالا گفت :
چه خوب بود خدایا کسی هم اینجا بود 
 
...

فقیر

برچسب‌های موضوعی: غزل, رباعی
ادامه مطلب

88/10/20  به قلم من  |

 

گناه نخستین

تو عطر گندم شیطانی تو آن گناه نخستینی
تو سیب سرخ هوسرانی همان نگاه نخستینی

همان هبوط من و حوا، همان سقوط من و آدم
همان سکوت خدای ما و اشتباه نخستینی
...

فقیر


برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

88/10/17  به قلم من  |

 

اخطار طلوع شب

خورشید مرده است خدا را خبر کنید
یک شمع مانده آینه ها را خبر کنید

یک شمع مانده فرصت ماندن نمانده است
قبل از سکوت محض خدا را خبر کنید

...

فقیر


برچسب‌های موضوعی: غزل, رباعی
ادامه مطلب

88/10/15  به قلم من  |

 

عاشورا

بعد اسماعیل ، ابراهیم را سر می بُرند
عید قربان است ، خنجرها فقط خون می خورند
گرچه در آن سوی میدان آسمانیها کمند
یک بیابان زخم باید شمرها را بشمرند

...
فقیر

برچسب‌های موضوعی: شعر آیینی, غزل, رباعی, شعر عاشورایی
ادامه مطلب

88/10/06  به قلم من  |

 

هو العلی الاعلی

به نام نامی مولا بیا ترانه بخوان
بیا بیا شب عشق است ، عاشقانه بخوان

بیا بیا شب عشق است و شور و شیدایی
شبی شبیه شب روشن مسیحایی

فقیر


برچسب‌های موضوعی: مثنوی, رباعی
ادامه مطلب

88/09/14  به قلم من  |

 

بي خدا حافظي


سلام بر خراسان

سلام بر خورشيد
سلام بر دروازه هاي روشنايي و اميد


ادامه مطلب

88/08/07  به قلم من  |

 

ما قلم هاييم در دست ولي _ كز لب ما مي چكد ذكر علي

"شب"

هوا محزون ، هوا پرخون ، صدا تنها صداي شب
ببين خورشيد جاري شد به سمت جاده هاي شب

ببين خورشيد مي رقصد ببين خورشيد مي ميرد
ببين تقديري خون است هر شب ابتداي شب


دو غزل خودم +چند لينك + يك رباعي = ادامه مطلب


ادامه مطلب

88/08/01  به قلم من  |

 

دو غزل از من


بر صليب

باز هم دل بسته ام در شوق فردايي كه نيست

خوابهاي سرد من سرگرم رويايي كه نيست

دست در دستان شعرم پا به پاي حيرتم
تا خيالم مي روم _تا شهر زيبايي كه نيست_

چون يهودا بر صليب بي گناهي مانده ام
كيستم من ؟ : قاب عكسي از مسيحايي كه نيست !


(ادامه غزل + يك غزل ديگر در ادامه مطلب)

برچسب‌های موضوعی: غزل
ادامه مطلب

88/07/14  به قلم من  |

 

سيب

هم چشم گريان هم دلي سرشار غم داشت
اما ميان سينه اش يك چيز كم داشت

از هركه مي پرسيد ، پاسخ : چشم حيران
از هر كه مي پرسيد خود بسيار غم داشت

فقیر

ادامه مطلب

88/05/28  به قلم من  |

 

پرواز آخر خلبان



باور نمي كنم من اين اوج باورت را
تا سر فراز كردي دستان رهبرت را

"هجده كوير دوري
"  ، "يا زينب" و "صبوري"
اينجا كسي ندارد ميراث همسرت را

فقير

ادامه مطلب

88/05/26  به قلم من  |

 

آسماني


زمـين دلم آسماني شـده
پـر از تابش مهرباني شـده
...
بيـا با من اي دوست اي هم سفر
هـواي دلم جمكراني شـده



فقير


ادامه مطلب

88/05/16  به قلم من  |

 

ياعلي مدد _ شعر من

 حسرت نور به چشم شب يلداست على
آبرو بخش زمين ، حضرت درياست على

ذكر مولاست كليد همه ي مشكل ها
تا به مفتاح زبان ، فاتح لبهاست على !


ادامه مطلب

88/05/13  به قلم من  |

 

زبور آل محمد

امام سجاد


از لب جام زبور ، زمزمه كن باده را
قطره ي اشكي بريز ، آب بزن جاده را
مهر يقين بوسه زد بر مه پيشانيش
پيش ركوعش ببين سجده ي سجاده را

ادامه مطلب

88/05/06  به قلم من  |

 

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را ؟

اصل عكس از تبيان بوده ...

اگر كه گريه اگر خنده ايم يا مولا
فقط به عشق شما زنده ايم يا
مولا

قرار بود كه دل محرم تو باشد و بس
شكست آينه ، شرمنده ايم يا
مولا


(فقير)

ادامه مطلب

88/05/04  به قلم من  |

 

حس ارغوانی



مطلب این پست پاک شد

(13 آبان 1389)


88/02/12  به قلم من  |

 

بانو در آیینه

سیب



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)



 نام شعر را از نام مجموعه داستان هاي كوتاه مرحوم ويرجينيا وولف سرقت كرده ام :

"بانو در آيينه"


* در بيسوادي من همين بس كه اين كلمه را تا قبل از هشدار استاد شادمهر صاحب وبلاگ ترمه به اين صورت نوشته بودم : اظطراب ... يعني يكي از بديهي ترين كلمه ها رو هم اشتباه نوشتم ... يكي نيست بگه : حسن نونت كم بود آبت كم بود شاعر شدنت چي بود ديگه... ياحق

فقیر

88/02/07  به قلم من  |

 

حرف هاي پيچيده (آسماني 2)

نغمه پردازي كنند از سيلي باد خزان

  چون صنوبر سرفرازاني كه صاحبدل شدند

     جاي حيرت نيست اهل عقل اگر مجنون شوند

           حيرت از ديوانگان دارم كه چون عاقل شدند ؟


                                         صائب تبريزي


آسمان رنگین


با موعود

 

مي رسي روزي از آن دور تر از دورترين
تا به نزديك من اين معني مهجور ترين

 

به تبسم لب خود تر كن و مهمانم كن
شربت خنده ي تو مست ز انگور ترين

 

بنوازم كه منم نغمه ي ناجور و هست
تار موي تو هماهنگ به طنبور ترين

 

چشم من آينه ي حيرت افتاده به خاك
چشم تو آينه ي رويت آن نور ترين

 

چون در اين شهر منم شهره به گمنامي ها
نام تو گم شده در وجهه ي مشهورترين

 

گر كه پيچيده سخن گفت دلم با چشمت
شده نيلوفر و پيچيده به آن دور ترين

 

فقير

 

زير نويس ۱ : در همين موضوع : حرف هاي ساده (آسماني 1)

زير نويس ۲ : امسال دلم روشن است

زير نويس ۳ : آفتاب  را بخوان

88/01/10  به قلم من  |

 

سيب و گندم يا انار؟



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


۱ سهراب سپهري : "دل خوش سيري چند"

هنوز هم شعر نیاز به ویرایش و مرتب کردن دوباره داره اگر شما هم کمکی بکنید که خیلی خوشحال تر می شوم ... یاحق


ب ن : امروز داشتم فكر مي كردم اين چه قدر قشنگه ها

پ ن : يك توضيح در مورد شعر:اين شعر در تداوم حسيست كه در غزل "ديوانه" ام داشته ام ، و زبان شعر از زبان يك ديوانه است به خاطر همين است كه در آن هم تعبيرات و كلمات كودكانه دارد و هم به مفاهيم والا اشاره شده است ... ياحق

فقیر

88/01/05  به قلم من  |

 

حرف هاي ساده (آسماني 1)

مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد

هد هد خوش خبر از طرف سبا باز آمد                                           (( تفالي به آستان حافظ))


ببار اي بارون ببار...

صميمي و ساده با خدا :

آن خاطرات خوب خنديدن تو بودي
آن لحظه هاي خيس باريدن تو بودي

يك ميوه بهتر بود يا عمري بهشتي؟
در چشم آدم "سيب را چيدن" تو بودي

باران كه مي بوسيد از چشمم رخت را
آن بوسه ها دل بود و بوسيدن تو بودي

در باغ هاي شاعران شرق اندوه
بي ما ترين گلهاي بوييدن تو بودي 1

آیینه های حیرت و چشم تماشا
هم دیدنی ، هم دیده ، هم دیدن تو بودی

اين حرف هاي ساده در حد شما نيست
مقصود نيلوفر ز پيچيدن تو بودي !

من هر چه ديدم خوب از چشم تو ديدم
شايد در اين آيينه حتي من ، تو بودي


۱ "...مي بوييد. گل وا بود؟ بوييدن بي ما بود: زيبا بود..." كتاب شرق اندوه سهراب سپهري



فقير


زير نويس ۱ : در همين موضوع :حرف هاي پيچيده (آسماني 2)

زير نويس ۲ : دوست داشتيد سايه ي ميرشكاك را هم بخوانيد خيلي زيباست.

87/12/26  به قلم من  |

 

بیداد

بر دشمنان شمردم  ، عیب نهانی خویش
خود را خلاص کردم  ، از پاسبانی خویش

از فیض خامشی هاست  ، رنگینی کلامم
چون غنچه صد زبانم  ، از بی زبانی خویش

                                                                                          مولانا صائب تبريزي

 

 



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


اگر خواستي آسمانه را هم نگاه كن

87/12/25  به قلم من  |

 

احساس بنفش اين روزهايم

جانا به غریبستان چندین به چه میمانی ؟
بازآ تو از این غربت ، تا چند پريشانی ؟


صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا نامه نمیخوانی یا راه نمیدانی
...                                 ((مولانا جلال الدین محمد بلخی))

 

بنفشه ها

 

 




مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


87/12/22  به قلم من  |

 

دوباره بي تو / با ستاره ها

ياحق

از بس این روزها بعضی ها به ما رباعی خوراندند ها، این شبها چندین رباعی و هم چنین غزل با وزن رباعی ساختيم...براي ذكر نمونه به يك غزل ناتمام و يك رباعي نا مبهم  اكتفا مي كنيم...ياحق

 

براي او : 

 



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

برای بچه هایی که نمی شناسمشان :

 

در خنده ی کودکان خدا را دیدیم
از گريه ي شان ستاره ها را چيديم

در لحظه ي دلتنگيشان بر دل ما
نفرين خدا اگر كه مي خنديديم


راستي: سالگرد آغاز فرمانروايي آسماني ترين انسان زمين و پدر مهربان همه ي آسمانيان و زمينيان را به همه ي شان(يعني آسمانيان و زمينيان) تبريك مي گويم


فقیر

87/12/16  به قلم من  |

 

باغ انار

هرکه دیدیم از تعلق در طلسم سنگ بود
یک شرر آزاده ای ، از خود جدایی بر نخاست  !
                                                                        مولانا عبدالقادر "بيدل" دهلوي

وفصل چيدن باغ انار...

 



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


87/12/03  به قلم من  |

 

و خدا



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


87/11/30  به قلم من  |

 

تسبيح


براي همه ي دلهاي بزرگ ، كه دنيايي درد در خود دارند

در گوشه اي نشسته و در خود فسرده ايم
آرام و ساكتيم وليكن نمرده ايم

بازي روزگار ببين در قمار عشق
صد بار جر زديم و يكي هم نبرده ايم

چون چشمه ايم در گذر از چشم مردمان
ما آبروي خويش به دريا سپرده ايم

آتشفشان خامش و در خود خزيده ايم
با دست درد خون دل خويش خورده ايم

بر حرف عشق و صحبت دل در تمام شهر
دستي نبود يار ، اگر پا فشرده ايم

تسبيح موج گفت كه در اين هزار سال
هر روز را به دانه ي اشكي شمرده ايم


فقير

87/11/16  به قلم من  |

 

از من تا من



مطلب این پست پاک شد

(19 آبان 1388)


87/11/03  به قلم من  |

 

بر چشم چشمه

 یاحسین


در آسمان باديه خورشید بی سر است
امشب دلم به رنگ گلوی کبوتر است

امشب دلم دوباره شبی جاودانه است
چون سايه روی جاده به دنبال یک سر است

گو بر هلال جامه ی نیلی به تن کند
لبخند ماه بر دل ما تیغ خنجر است

باران شعله بوي غمي كهنه مي دهد
چون در مدينه ديده ي خورشيد هم ترست

بر چشم ِچشمه دست خدا خوب آشناست
این پادشاه ِتشنه نه عباّس ، حیدر است!

آري رسيد ساقي ِسقّا به مقصدش
زيرا زاشك ياس مزارش معطّر است
فقير

87/10/18  به قلم من  |

 

عبدالله

یاحسین

مطلب این پست هم پاک شد

(13 آبان 1389)


87/10/12  به قلم من  |

 

قصد صعود

پیش رخ تو ای صنم کعبه سجود می کند
در طلب تو آسمان جامه کبود می کند (ه . ا . سایه)



مطلب این پست هم پاک شد

(13 آبان 1389)


87/10/11  به قلم من  |

 

یک جرعه غزل



مطلب این پست هم پاک شد

(13 آبان 1389)


87/10/11  به قلم من  |

 

!؟.گزارش یک پایان



مطلب این پست هم پاک شد

(13 آبان 1389)


*با تشکر از جناب "حوا" به خاطر ویراستاریشان

87/10/04  به قلم من  |

 

 

 

از وبلاگ «الهدی»
______________________________
از وبلاگ «ولایت من»
______________________________
از وبلاگ «جیغ و جار حروف»
______________________________
از وبلاگ «خیال رنگی»
______________________________
شوالیه ی ایرانی از پینک فلوید انگلیسی جا ماند (این یادداشت را دیر پیدا کردم. ولی خواندنی بود)
______________________________
مدارس کانکسی
______________________________
یک عکس باصفا :-)
______________________________
تاریخچۀ حضور نظامیان بیگانه در بحرین
______________________________
سخنان متفاوت چهرۀ برجستۀ اصلاح طلبان، مجمع روحانیون، پدرخانم سیدحسن خمینی، آقای موسوی بجنوردی
______________________________
3 فیلم حضور حاج حسین شریعتمداری در دانشگاه تهران :-)
______________________________
2 انفجار در دانشگاه تهران
______________________________
1 انفجار در دانشگاه تهران
______________________________
نوحۀ پارسال حاج میثم مطیعی برای «پایان عزاداری امام حسین در ماه محرم و صفر» با شعر حاجسن
______________________________
تیتر عالی «وطن امروز» برای اربعین
______________________________
استاد «انوشیروان ارجمند» درگذشت
______________________________
تشییع پیکر ذوالفقار عسگری‎پور با حضور عثمان خوافی، حسام‎الدین سراج و هوشنگ جاوید
______________________________
World's Biggest Pilgrimage Now Underway, And Why You've Never Heard of it
______________________________
One of the world's biggest and most dangerous pilgrimages is underway
______________________________
استاد ذوالفقار عسگری‎پور درگذشت
______________________________
بزرگ‌ترین نماز جماعت جهان اسلام
______________________________
نمایشگاه انقلاب بحرین در کربلای معلی
______________________________
آمریکا دارای بیشترین بی‌خانمان‌ها بین کشورهای صنعتی
______________________________
«زیاد ابو عین»، وزیر فلسطینی، «رئیس هیات مقاومت در برابر شهرک‌سازی و دیوار حائل» و از رهبران ارشد فتح پس از ضرب و شتم شدید از سوی نیروهای رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
______________________________
آقایان داستان‎نویس! درست حرف بزنید!
______________________________
بازگشت روباه پیر به مشرق‎زمین
______________________________

 

شعر من (112)
سید حسن حسینی (30)
قیصر امین پور (12)
یوسفعلی میرشکاک (20)
مرتضی امیری اسفندقه (18)
شهید حسن صنوبری (1)
یادداشت دیوانه (12)
یادداشت من (209)
سلمان هراتی (4)
سهراب سپهری (5)
نصر الله مردانی (2)
مهرداد اوستا (2)
هوشنگ ابتهاج (1)
زکریا اخلاقی (3)
کیوان خسروی (2)
مهدی دسترنج (1)
بیدل دهلوی (16)
باباطاهر (1)
مهدی اخوان ثالث (13)
سعدی (7)
منوچهر آتشی (1)
سید حمید رضا برقعی (2)
صائب تبریزی (5)
عرفان نظر آهاری (1)
جبران خليل جبران (1)
فاضل نظری (2)
حافظ (10)
فريدون مشيري (1)
عليرضا قزوه (10)
مولوی (14)
بيژن ارژن (2)
حسین منزوی (7)
محمد رضا شفیعی کدکنی (10)
خواجوی کرمانی (1)
علیرضا بدیع (2)
علی انسانی (1)
زهیر توکلی (4)
سید محمد عباسیه کهن (1)
علی محمد مودب (6)
علی معلم (8)
ملک الشعرای بهار (1)
فردوسی (3)
امید مهدی نژاد (4)
عبدالجبار کاکایی (1)
عطار نیشابوری (2)
مشفق کاشانی (2)
محمد رضا ترکی (1)
اهورا ایمان (1)
محمد کاظم کاظمی (2)
فروغ فرخزاد (9)
سعید طائی (1)
ضیا موحد (1)
افشین علا (1)
زرتشت اخوان ثالث (1)
فرامرز عرب عامری (1)
محمود حبیبی کسبی (1)
یانیس ریتسوس (1)
احمد شاملو (3)
فیاض کاشانی (1)
محمود شاهرخی (1)
آیات حسن یوسف القرمزی (1)
محمد سعید میرزایی (1)
مصطفی علیپور (1)
غلامرضا بروسان (1)
محمد علی بهمنی (2)
محمد رضا عبدالملکیان (1)
سیاوش کسرایی (1)
فریبا یوسفی (1)
محمد مهدی سیار (1)
انوری (1)
امیر خسرو دهلوی (1)
شیخ بهایی (2)
نیما یوشیج (2)
نصرت رحمانی (1)
فرزدق اسدی (1)
محمد قهرمان (2)
مرتضی کاخی (1)
سید علی موسوی گرمارودی (2)
محمد رمضانی فرخانی (1)
قربان ولیئی (2)
خیام (1)
محتشم کاشانی (1)
میلاد عرفان پور (1)
عبدالرحمان جامی (1)
مجتبی فائق (1)
نظامی گنجوی (3)
غلامرضا سازگار (1)
ناصر خسرو (2)
میرزاده عشقی (1)
ژولیده نیشابوری (1)
زیب النساء (2)
کلیم کاشانی (1)
معین الدین چشتی (1)
منصور اوجی (1)
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی (1)
محمد سهرابی (1)
سهیل محمودی (2)
ابوالفضل زرویی نصرآباد (1)
حمید سبزواری (1)
طاهره صفارزاده (1)
سیمین بهبهانی (1)
مهدی طباطبایی یاسین (1)
سید احمد نادمی (1)
فاطمه راکعی (1)
عبدالرضا موسوی (1)
ابوسعید ابولخیر (1)
شهید آوینی (3)
شهيد چمران (4)
آيت الله بهجت (3)
آیت الله جوادی آملی (3)
امام خمینی (12)
حضرت امام علی بن ابی طالب (2)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (25)
حاج آقا محمدي دوست (1)
حضرت امام جعفر صادق (6)
شهید نورعلی شوشتری (3)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
آیت الله مجتبی تهرانی (4)
حاج ماشا الله عابدی (3)
حجت الاسلام جاودان (1)
حضرت امام حسین بن علی (1)
حضرت امام زین العابدین سجاد (1)
فطرس (1)
یوحنا (1)
ماموستا برهان علی (2)
مالکم ایکس (1)
بابی ساندز (1)
خالد اسلامبولی (1)
احمد احمد (1)
آیت الله وحید خراسانی (1)
حاج منصور ارضی (2)
نریمان پناهی (5)
عبدالرضا هلالی (1)
شهید مصطفی احمدی روشن (1)
مانی (1)
آقای حاج علی اکبری (1)
شهید مایا ناصر (1)
حضرت امام هادی (1)
ملاله یوسف زئی (1)
میرزا کوچک خان جنگلی (1)
میثم مطیعی (5)
محمود کریمی (1)
سید محمد کوثری زاده (1)
عباس سلیمی (1)
حجه الاسلام محسن قرائتی (1)
آیت الله مرتضی تهرانی (1)
حضرت امام صاحب الزمان (1)
مرتضی طاهری (1)
آیت الله صادق شیرازی (1)
آیت الله مصباح یزدی (2)
سردار قاسم سلیمانی (1)
شهید احمدی کاظمی (1)
سید قاسم موسوی قهار (1)
شیخ حسن شحاته (1)
حضرت امام حسن مجتبی (1)
پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (3)
شیخ مفید (1)
حضرت امام رضا (1)
امام محمد شافعی (1)
حجه الاسلام مهدی دانشمند (1)
میرزا علی اکبر معلم دامغانی (3)
آیت الله محمدعلی شاه آبادی (1)
آیت الله سید موسی زرآبادی (1)
کریم منصوری (1)
شهریار پرهیزگار (1)
بهزاد هژبری (1)
مصطفی اسماعیل (2)
سید محمد نقشبندی (1)
لارن بوث (1)
شهید سید اسدالله لاجوردی (1)
حجه‎الاسلام سیدحسین حسینی قمی (1)
آیت‎الله محمدرضا آدینه‎وند (1)
پرویز مشکاتیان (3)
مجید انتظامی (2)
حاج قربان سلیمانی (1)
محمد رضا لطفی (7)
کیهان کلهر (1)
محمد معتمدی (3)
علیرضا افتخاری (4)
سید جلال ذوالفنون (4)
غلام حسین سمندری (3)
محمد اصفهانی (5)
محمد رضا شجریان (2)
امیر اثنی عشری (1)
شهریار فریوسفی (1)
آریا عظیمی نژاد (4)
داریوش طلایی (1)
رضا یزدانی (1)
حسین علیزاده (3)
سید خلیل عالی نژاد (1)
ملیحه سعیدی (1)
حوروش خلیلی (1)
کریستف رضاعی (1)
کیا طبسیان (1)
اسفندیار منفرد زاده (1)
حسین عمومی (1)
محمدعلی کریمخانی (2)
محسن چاوشی (3)
موریس ژار (1)
محمد بیگلری پور (2)
سید حسام الدین سراج (4)
حسن ریاحی (1)
همایون خرم (1)
کامبیز روشن روان (1)
شهرام ناظری (1)
عبدالله آقا زاده (1)
فرهاد مهراد (1)
سید علیرضا عصار (1)
محمدرضا اسحاقی (1)
نصرت فاتح علی خان (1)
پیتر گابریل (1)
مایکل بروک (1)
رامین کاکاوند (2)
محسن نفر (2)
ایرج بسطامی (1)
علی رستمیان (1)
کارن همایونفر (1)
محمدسعید شریفیان (1)
عبدالحسین مختاباد (1)
فریدون شهبازیان (1)
سید محمد موسوی شوشتری (1)
ژولیا پطرس (2)
ایوب اوگادا (1)
ذوالفقار عسگری‎پور (1)
مهدی آذر یزدی (2)
رضا امیرخانی (3)
اریک امانوئل اشمیت (2)
جی دی سالینجر (1)
ژوزه ساراماگو (2)
ویرجینیا وولف (2)
اریش اُزر (1)
مایک جکسون (1)
ایتالو کالوینو (1)
لیلی گلستان (2)
کورمک مک کارتی (1)
حسین نوش آذر (1)
امیل زولا (1)
علی اصغر عزتی پاک (1)
محمدرضا سرشار (1)
نادر ابراهیمی (3)
فرزانه منصوری (1)
مجید اسطیری (1)
حمید حاجی میرزایی (1)
محمدحسن شهسواری (1)
ابوالفضل بیهقی (1)
محمد مدد پور (3)
رضا داوری اردکانی (3)
سید احمد فردید (4)
زیگموند فروید (1)
غلامحسین ابراهیمی دینانی (1)
فردریش ویلهم نیچه (3)
محمد ایلخانی (1)
فردریک چارلز کاپلستون (1)
محمدسعید حنایی کاشانی (1)
حسن رحیم پور ازغدی (3)
حسین کچوییان (1)
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (1)
خانم فاطمی (1)
کارل پاپر (1)
علی شریعتی (1)
مارتین هایدگر (1)
شهریار زرشناس (1)
محمدمنصور هاشمی (1)
عبدالله صلواتی (1)
مجید مجیدی (3)
ابراهیم حاتمی کیا (7)
کیومرث پور احمد (1)
سیروس مقدم (2)
امیر جعفری (1)
دانلد کلگ (1)
رضا کیانیان (1)
سید داوود میرباقری (4)
ونسان ونگوگ (1)
لوک بسون (1)
ژان رنو (1)
ژان مارک بار (1)
حمید نعمت الله (2)
هادی مقدم دوست (3)
معصومه بیات (1)
سید یوسف مناجاتی (1)
حمید مجتهدی (1)
صدرالدین حجازی (1)
ایرج طهماسب (2)
مصطفی کیایی (1)
مازیار بیژنی (1)
هادی حیدری (1)
محمود فرشچیان (1)
همایون اسعدیان (1)
محمدحسین فرح بخش (1)
آیدین آغداشلو (1)
نادر طالب زاده (1)
بهروز شعیبی (1)
ایتان کوئن (1)
جوئل کوئن (1)
جان هیوستون (1)
بیلی وایلدلر (1)
علیرضا نادری (1)
اصغر فرهادی (4)
هاوارد گوردون (1)
رخشان بنی اعتماد (1)
مسعود دهنمکی (2)
امیر قادری (1)
کیانوش عیاری (1)
ژولیتا ماسینا (1)
مریلا زارعی (1)
نرگس آبیار (1)
سیدنی لومت (1)
فرناندو میرلس (1)
لارس فون تریه (1)
سید امیر حسین مهدوی (3)
سيد حسن نصر الله (3)
علی مطهری (3)
حسین قدیانی (2)
محسن رضایی (4)
محمد باقر قالیباف (7)
محمد قوچانی (3)
مهدی طالقانی (1)
محمد علی ابطحی (1)
مهدی کروبی (2)
باراک اوباما (5)
احمد توکلی (3)
امید حسینی (1)
عبدالجواد موسوی (2)
علی اردشیر لاریجانی (1)
اکبر جباری (1)
محمد مرسی (3)
علیرضا جهانشاهی (1)
بینظیر بوتو (1)
حجه الاسلام رسول جعفریان (3)
محمود احمدی نژاد (6)
میرحسین موسوی (4)
عطاالله مهاجرانی (1)
حسن حبیبی (1)
حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی (4)
رحیم مشایی (2)
سعید جلیلی (5)
حجه الاسلام محسن غرویان (1)
کامران باقری لنکرانی (1)
حجه الاسلام حسن روحانی (9)
محمد رضا عارف (1)
غلامعلی حدادعادل (5)
علی اکبر ولایتی (1)
حسین مظفر (1)
علیرضا پناهیان (1)
وحید یامین پور (1)
محمدرضا باهنر (1)
محمدباقر نوبخت (1)
رجب طیب اردوغان (1)
عزت الله سحابی (1)
الیاس نادران (1)
محمد نهاوندیان (1)
اسحاق جهانگیری (1)
حسین جلالی (1)
محسن هاشمی (2)
الهه راستگو (3)
احمد مسجدجامعی (1)
فاطمه دانشور (1)
فرج کمیجانی (1)
محمد خاتمی (1)
صادق زیبا کلام (1)
زهرا اشراقی (1)
نعیمه اشراقی (2)
حجه الاسلام حمید رسایی (1)
جک استراو (1)
محمدجواد ظریف (2)
علی جنتی (1)
بان کی مون (1)
اسماعیل هنیه (2)
علی ربیعی (1)
ژوزه مورینیو (1)
کریستین رونالدو (1)
محمد علی کلی (2)
غزل (74)
سیاست داخله (52)
معرفی کتاب (47)
رسانه (36)
معرفی سینما و تلویزیون (35)
سیاست خارجی (35)
شعر آیینی (28)
معرفی آلبوم موسیقی (27)
نیمایی (25)
انتخابات ریاست جمهوری 92 (24)
هیئت (21)
رباعی (18)
اخلاق (17)
عکس (17)
درباره زندگی (17)
قصه داستان رمان (17)
دولت یازدهم (16)
قصیده (15)
مرگ (15)
قرآن کریم (15)
فلسفه (12)

 

(لیست کامل همسایه های وبلاگی)
قرآن
واژه یاب
محبان العباس
جانبازان شیمیایی
آزادگان اردوگاه یازده تکریت
Shia Multimedia
شهرستان ادب
شاعران پارسی زبان
چهار فصل
حرفهایی که می کشم
بهترین عاشقانه های معاصر
لینک دین
______________________________
_________ روحانی باحال __________
امام خمینی
آیت الله آقا محمد تقی بهجت
حاج آقا مرتضی تهرانی
حاج آقا مجتبی تهرانی
آیت الله جوادی آملی
میرزا علی اکبر معلم
آیت الله مظاهری
آیت الله ناصری
آقای قرائتی
آقای جاودان
______________________________
______قاریان باحالِ قرآن کریم______
استاد محمد صدیق منشاوی
عبدالباسط محمد عبدالصمد
استاد مصطفی اسماعیل
سید محمد نقشبندی
کریم منصوری
______________________________
__خواننده ها و آهنگسازهای باحال__
ژولیا پطرس
Eleni Karaindrou
سید جلال ذوالفنون
سید علیرضا عصار
محمد رضا لطفی
حسین سمندری
حسین علیزاده
آریا عظیمی نژاد
محسن چاوشی
محسن نفر
حامد زمانی
علیرضا افتخاری
ایرج بسطامی
عبدالله سرور احمدی
شهرام ناظری
سید حسام الدین سراج
صدیق تعریف
علی رضا قربانی
محمد معتمدی
سالار عقیلی
Nusrat Fateh Ali Khan
Allah Rakha Rahman
Zbigniew Preisner
Goran Bergovich
Secret Garden
Yann Tiersen
Peter Gabriel
Clint Mansell
Vangelis
نزار القطری
______________________________
_______کارگردان های باحال_______
Lars von Trier
luc Besson
Coen Brothers
Emir Kusturica
Federico Fellini
Fernando Meirelles
Michael Haneke
Stanley Kubrick
Jean-Pierre Jeunet
Darren Aronofsky
Milos Forman
مصطفی عقاد
ابراهیم حاتمی کیا
حمید نعمت الله
هادی مقدم دوست
ایرج طهماسب
حمید جبلی
مجید مجیدی
سید داوود میرباقری
سید رضا میرکریمی
محمد علی طالبی
بهروز شعیبی
محمدعلی نجفی
______________________________
_________فلسفیان باحال_________
جوینده یابنده است
جیغ و جار حروف
عقل و زندگی
تجربه ی تفکر
______________________________
______داستان نویسان باحال______
Romain Gary
Gabriel García Márquez
Günter Grass
José Mauro de Vasconcelos
J.D. Salinger
Virginia Woolf
Bohumil Hrabal
Eleanor Coerr
نادر ابراهیمی
جلال آل احمد
مهدی آذر یزدی
مجید اسطیری
علی اصغر عزتی پاک
حسن حبیب زاده
رضا امیرخانی
هوشنگ مرادی کرمانی
______________________________
_________شاعران باحال_________
مهدی اخوان ثالث
آیات القرمزی
فروغ فرخزاد
پروین اعتصامی
شهریار
نیمایوشیج
سهراب سپهری
محمدرضا شفیعی کدکنی
حسین منزوی
مرتضی امیری اسفندقه
نصرت رحمانی
قیصر امین پور
علی معلم
یوسفعلی میرشکاک
سید حسن حسینی
محمدرضا آقاسی
محمد قهرمان
نصرالله مردانی
محمد جواد محبت
قادر طهماسبی (فرید اصفهانی)
علیرضا قزوه
ابوالفضل زرویی نصر آباد
محمد کاظم کاظمی
ناصر فیض
محمد رضا ترکی
محمد علی بهمنی
علی محمد مودب
محمد رمضانی فرخانی
محمد حسین نعمتی
محمد مهدی سیار
زهیر توکلی
امید مهدی نژاد
عباس چشامی
حامد محقق
سید حسن مبارز
فریبا یوسفی
عصمت زارعی
زهرا امیری
سمیه مردانی
راضیه رجایی
مهری جهانگیر
صفیه کوهی
الهام عظیمی
پرستو علی عسگرنجاد
بهار ایمانی راد
پروانه بهزادی آزاد
نسرین حیایی تهرانی
سمیه فضل علی
فاطمه اسکندری
سید احمد نادمی
محمد سهرابی
مصطفی محدثی خراسانی
محمد سعید میرزایی
سعید بیابانکی
علی داوودی
سید علی میرافضلی
سید حبیب نظاری
سید محسن خاتمی
سید حمیدرضا برقعی
محمدرضا وحیدزاده
میلاد عرفان پور
محسن رضوانی
مرحوم مجتبی فائق
محمد رضا طهماسبی
جواد اسلامی
مهدی جهاندار
رضا فلاح فر
رضا شیبانی
سید محمد مهدی شفیعی
مرتضی حیدری آل کثیر

 

حافظ از معتقدان است
رؤیای رنگین
دوتارِ ذوالفقار
تیتر یکِ آسمان
میانگین
عوامی و روشنفکری
خندیدن به فریاد روشنفکران
خدمتی که رسول جعفریان به شیعیان نمی کند
قصهٔ عاشقی
برنامه ریزی برای روز استکبار ستیزی

 

93/09/01 - 93/09/30
93/08/01 - 93/08/30
93/07/01 - 93/07/30
93/06/01 - 93/06/31
93/05/01 - 93/05/31
93/04/01 - 93/04/31
93/03/01 - 93/03/31
93/02/01 - 93/02/31
93/01/01 - 93/01/31
92/12/01 - 92/12/29
92/11/01 - 92/11/30
92/10/01 - 92/10/30
92/09/01 - 92/09/30
92/08/01 - 92/08/30
92/07/01 - 92/07/30
92/06/01 - 92/06/31
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/03/01 - 92/03/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/11/01 - 91/11/30
91/10/01 - 91/10/30
91/09/01 - 91/09/30
91/07/01 - 91/07/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/04/01 - 91/04/31
91/03/01 - 91/03/31
91/02/01 - 91/02/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
آرشيو

 

من
دیوانه

 

RSS 2.0
____________________________________ ____________________________________


.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

اسلایدر