تبليغاتX
به رنگ آسمان



اگر خون دل ، خون دل خورده ایم !

من المونین رجال صدقوا ما عاهدوالله فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا 

 

شعر خوش شهامت و شور رشادتی

شمع همیشه روشن شهر شهادتی

 

فرمانده

 

 

هنگام وداع ! فرا رسیده است

 

شمعی بود ، از دنیای خود جدا شد ، به پهنه ی عالم قدم گذاشت ، به دام عشق پروانه افتاد ، اسیر شد، سوخت ، گرفتار شد.

 

اما از خواب بیدار شد ، هرکس به سوی کار خویش رفت ، همه رفتند و او را تنها گذاشتند ؛ شمع دور افتاده.

 

شمع بودم ، اشک شدم ؛ عشق بودم ، آب شدم ؛ جسم بودم ، روح شدم ؛ قلب بودم ، سوز شدم  ؛آتش بدوم ، دود شدم.

 

 

(شهید دکتر مصطفی چمران از کتاب "عارفانه")

 

 شهید چمران : تملک نفس ، علی را بر حوادث و مشکلات غالب کرده بود ...

 تو نيروانايي _ شهيد چمران

 


 


 

این روزها را فراموش نخواهم کرد این روزهای سخت را این قدم زدن های شبانه ی طولانی روی "مرزهای متزلزل" را ...

 

این روزها چه قدر آسمان کم رنگ شده است ! چه قدر همه چیز بوی زمین می دهد  فقط مانده بگویند استعمال رنگ آبی در محوطه ی دلها ممنوع است !

 

واقعا ما اینقدر فراموش کاریم؟ یعنی واقعا شما فکر می کنید انسان به "نسیان" نزدیکتر از "انس" است؟

 

چرا باید معیار هایمان را فراموش کنیم ؟ چرا باید در سازمان ملل به دنبال ملاک حقیقت بگردیم ؟ آسمان در قفس نمی گنجد !

 

شما هم تکرار کنید  شعر سید است : آسمان در قفس نمی گنجد آسمان در قفس نمی گنجد ...همه همه بگویند : آسمان در قفس نمی گنجد عقبی ها : آسمان در قفس نمی گنجد : عقب مانده ها :آسمان در قفس نمی گنجد پیشتازان : آسمان در قفس نمی گنجد یاران سفر کرده : آسمان در قفس نمی گنجد همسفران جامانده :آسمان در قفس نمی گنجد پیرمردهای مسجدی :آسمان در قفس نمی گنجد دخترهای سیگاری : آسمان در قفس نمی گنجد مداد رنگی ها: آسمان در قفس نمی گنجد سبزهای مایل به خاکستری : آسمان در قفس نمی گنجد سه رنگ های مد آخری : آسمان در قفس نمی گنجد انقلابیان نارنجی : آسمان در قفس نمی گنجد آبی پوشان مقیم قفس : آسمان در قفس نمی گنجد شیمیایی های بی هم نفس !:آسمان در قفس نمی گنجد بی رنگ ها : آسمان در قفس نمی گنجد ثروتمندان فقیر :آسمان در قفس نمی گنجد دیکتاتورهای آزادی خواه :آسمان در قفس نمی گنجد مکبران اسراییل :آسمان در قفس نمی گنجد ، باز هم بگویید  یک بار دیگر هم برای موعودهای خیالی : آسمان در قفس نمی گنجد

 

آهای مردم این همه های وهو برای چیست ؟ کسی نمی داند ؟این همه هل من مبارز طلبیدن برای کیست اینهمه من من برای چیست؟ ای هر منت هفتاد من ها چه می گویید؟

 

چمران مرد عرفان و علم و حماسه نبود ... چمران چمران بود چون یک شمع بود فقط یک شمع کوچک ، تمام حیثیت يك شمع مگر چه قدر ارزش دارد؟ به یک نسیم می میرد ... اما ثابت می کند بین نور و ظلمت تفاوتی هست اما برای یک لحظه هم که شده ، برای یک نفر هم که شده راه را از بی راه نشان می دهد ...

 

پیش از این ها گفته بودم خیلی پیش از این ها ... مشکل ما خیار و سیب زمینی نیست ، مشکل ما دعوای سر مسائل اقتصادی و اینجور مزخرفات نیست مشکل ما ایدئولوژیست مشکل ما مبنای شناخت حقیقت از میان واقعیت های متعدد است ، یک زمانی می گفتند جنگ بین خوب و بد است ، یک طرف پرچم اسلام یک طرف پرچم کفر ، یک طرف سفید یک طرف سیاه ، یک طرف خدا یک طرف شیطان ، زمان جنگهای پیامبر اینگونه بود جنگ بدرو حنین و خندق و خیبر اینگونه بود علی و عمر در یک لشگر بودند اما زمانی معادلات به هم می ریزد ، جنگ بین اسلام و اسلام است ، هر دو طرف پرچم خدا را دارند ، هر دو طرف سوابق خوبی دارند ، هر دو طرف حد اقل زمانی برای اسلام جنگیده اند ، اما این بار مقابل هم هستند مگر می شود دو حق در مقابل هم بایستند عایشه ام المومنین است همسر رسول خداست طلحه و زبیر شمشیر اسلامند با آن همه سوابق درخشان ، تازه یک شال سبز نه ببخشید یک شتر سرخ هم آورده اند و این نشان الهی بودنشان است ، آن طرف تر هم در سپاه معاویه شال سبزی به ... نه ببخشید قرآن به نیزه کرده اند لا اله الا الله اینها که خود معتقد به قرآنند  لباس شخصی ها هم که نه ببخشید خوارج به نام حق و حقیقت ستم می کنند تا آنجا که علی در منبر جمعه اش می گوید دلش از اینها هم خون است

 

مالکی هست در میان شما ؟؟؟

 

من فقط به یک چیز ایمان دارم و آن هم اینکه ملاک و معیار علیست ... آقا مصطفی ! شما مالک بودی ولی حالا نیستی من همینجا سوگند می خورم و با تو پیمان می بندم حالا که مالک نیستم عمروعاص و عایشه هم نباشم اگر که از اهل ولا نیستم اهل کوفه هم نباشم... من مولایم را دوست دارم ... به خودش قسم!

 

یاعلی

 

ای علی ـ ای علی ترین ـ ! از جمل نیست ترس ما

صف به صف حامی تو اند طلحه ها و زبیر ها !

 

یاعلی

 

 


زیر نویس :

 

با عرض معذرت به دلایلی برای این پست نمی توانم جای کامنت بگذارم اگر کسی خواست نظر بگذارد لطف کند در پست پایینی بگذارد ...


رویای سبز!

شهری که از تو گریخت

دوشنبه 1 تیر1388  به قلم  من  |

 

تو نيروانايي _ شهيد چمران

شهيد چمراناز تو ميگريزم زيرا جاذبه اي شديد حس مي كنم.


تو درياي پاك و عميق و آرامي و من موج بي تاب و جوشان و خروشانم.


آنجا كه مرا مي خواهي من مي گريزم و آنجا كه من به تو پناه مي برمتو از من مي گريزي.


تو آسماني ، پاك و صاف و بي نهايت با آرامشي خدايي ، كه تا ابديت امتداد داري و من شهابي آتشين و بي صبرو مضطربكه حتي لحظات كوتاه عمربر دوشم سنگيني مي كند.


من كودكم تو مادري ، ولي ميخواهي از دامان پر مهرت دست بردارم و در معركه هاي سخت زندگي آبديده شوم.



تو خدا را ميشناسي و ميبيني و ميپرستي.


و من مي خواهم از راه تو خدا را لمس كنم.


تو هواي پاكي كه همه جا را پر كرده اي و من مرغي مغرور و بلند پرواز كه نميخواهم بر سينه ات به طيران درآيم.


تو روح لطيفي كه رابطه ي انسان و خدا را به وجود مي آوري؟ و من گمشده اي كه به دنبال گمگشته ي خود ، ميخواهم از نردبان روح تو به معراج روم و محبوب ازلي خود را بيابم.


تو نيروانايي ، و من دلهره ام كه ميخواهم همه ي وجود خود را در پاي تو قرباني كنم.


من شهيدم و تو شاهدي كه بر شهادت من شهود داري
.

 



شهيد مصطفي چمران


از كتاب تازه منتشر شده ي"عارفانه"

پنجشنبه 17 اردیبهشت1388  به قلم  من  |

 

 



به گونه ماه

نامت زبانزد آسمانها بود

و پيمان برادريت با جبل نور

چون آيه‌هاي جهاد

محكم

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و ساعتي بعد

در باران متواتر پولاد

بريده بريده

افشا شدي

و باد

تو را با مشام خيمه‌گاه

در ميان نهاد

و انتظار در بهت كودكانه حرم

طولاني شد

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و كنار درك تو

كوه از كمر شكست


مرحوم سيد حسن حسيني (مسيحا)
از کتاب "گنجشک و جبرییل"
وبلاگ شخصي سيد :
masiha83.persianblog.ir


 

شعر_من(38)
سيد حسن حسيني(18)
قيصر امين پور(9)
يوسفعلي مير شكاك(6)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (1)
دکتر مدد پور (1)
درد و دلهاي من(11)
بيدل دهلوي(5)
آیت الله جوادی آملی(2)
جبران خليل جبران (1)
رضا اميرخاني(3)
فاضل نظري(1)
مرتضی امیری اسفندقه (2)
مجيد مجيدي (1)
سيد حسن نصر الله (2)
فريدون مشيري (1)
پرويز مشكاتيان (1)
عليرضا قزوه (2)
مجيد انتظامي (1)
حاج آقا محمدي دوست (1)
مولوي (1)
امام صادق (1)
بيژن ارژن (2)
شهيد شوشتري (1)
اريك امانوئل اشميت (1)
حسین منزوی (1)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
محمد رضا شفیعی کدکنی (1)
حافظ (1)
امام علی (1)
داستان_من(4)
سلمان هراتي(2)
سهراب سپهري(1)
نصر الله مرداني(2)
مهرداد اوستا(1)
هوشنگ ابتهاج(1)
زكريا اخلاقي(3)
كيوان خسروي(2)
مهدي دسترنج(1)
باباطاهر(1)
مهدي اخوان ثالث(1)
سعدي(2)
شهيد آويني(1)
منوچهر آتشي(1)
شهيد چمران(2)
آيت الله بهجت(2)
محمد علی بهمنی(1)
سيد حميد رضا برقعي(1)
انتخابات(2)
صائب تبريزي(1)
سید امیر حسین مهدوی(2)
امام خمینی(3)
مهدي آذر يزدي(1)
عرفان نظر آهاري (1)
مستي(2)
ريا(1)
اهل بيت()

 

خیز و جامه نیلی کن
تجمع در دانشگاه شهید بهشتی
بر همانیم که بودیم
رُواة حديثـنا
هو العلی الاعلی
از شوكران و شكر
خدا مي بيند ، مردم مي بينند
اسكار و بانوي صورتي پوش _ اشميت
۸۸/۸/۸
بي خدا حافظي

 

88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30

 

 

کافه شب
تنهايي پر هياهو
ابر،قطره،باران...
فقير
تنها صداست که می ماند
ترمه
كبوترها سلام
سپهر سهیل
خیال رنگی
سپید مثل برف
کاغذ سپید..مداد سیاه
پسر اردي بهشت
كالبدم روياست
روح موروثي
دست نوشته های یک دانشجو
گاه نوشت یک خانم معلم
مسـأله ایـن اسـت
بنده عشق
متصل به طناب احساس
من تو
راهي بزن كه آهي...
ســوســه
آری، ایمان ترانه ی آدمیست
تبسم تنهایی
نشئه ي تنهايي
كمي پنجره
نرگسي
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
وفاي به عهد
حامر
تقاطع
تب سگی
روايــت
طلبه ای که خیلی وقته ننوشته
خدا/قاصدک/حاجی...
قافله عمر
تكوير
زیرتیغ
كلاس ستاره
اخوانیه
هیاهوی سکوت
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
Daniel

 

رهبري
براده هاي روح(سيد)
قيصر امين پور
كاظم كاظمي
سهراب سپهری
راديو مانيا(احمد نادمي)
مصطفی محدثی خراسانی
فصل فاصله(محمد رضا تركي)
قانون عشق(نصر الله مرداني)
يوسفعلي ميرشكاک(ميرشكار)
پرسه در خیال(حميد رضا برقعي)
پل خواب(محمد رضا عبدالملكيان)
عشق عليه السلام(عليرضا قزوه)
سيب ها(سيد ضياالدين شفيعي)
اسب خسته(حميدرضا شكارسري)
مرد اردي بهشت(شهاب الدين رهنما)
نادر ابراهيمي
ارمیا(رضا امیرخانی)
کافه پیانو(فرهاد جعفری)
بيدل
حافظ
مولوي
شهيد آويني
شهید چمران
استاد احمد فرديد
استاد حسين كچوييان
استاد شهریار زرشناس
استاد حسن رحیم پور ازغدی

 

RSS 2.0
نریمان پناهی __________________________ __________________________ قالب وبلاگ توسط senobari.blogfa.com بر پايه ي يكي از قالبهاي بلاگ اسكين طراحي شده است