تبليغاتX
به رنگ آسمان



خیز و جامه نیلی کن

با زنگ ساعت ازخواب می پری ، چشمهایت را می مالی ، تا آنجایی که یادت می آید ساعت کوک نکرده بودی ، نگاه می کنی به ساعت : عقربه ها با سرعت در حال چرخشند ، سر در نمی آوری ، نور ملایم و تقریبا سرخ رنگی از پنجره روی دیوار می افتد همانجا که تقویم را نصب کرده ای ، به تقویم نگاه می کنی ، به جای ایام هفته عبارت بزرگی را می بینی : "کل یوم عاشورا" ، پریشان می شوی ،  سریع لباسهایت را می پوشی به سمت در می روی ، وارد حیاط می شوی ، آسمان را نگاه می کنی : آسمان سرخ است ، به سمت در خروجی می دوی در را باز می کنی کودکی با دشداشه ی سفید مقابلت ایستاده ، افسار اسبی به دست دارد و کوله ای روی دوشش انداخته ، افسار را از دستش می گیری ، خودت را روی اسب می اندازی ، می خواهی بتازی که کودک می گوید "صبر کن ، اینطور که نمی شود" ، می گویی "چرا؟" ، می گوید : "راهت نمی دهند" ، می گویی "آنها خانواده ای هستند که هیچکس را رد نمی کنند" ، می گوید : "درست است اما واقعا با این همه گناه خودت رویت می شود ؟" ، سرت را می اندازی پایین و افسرده از اسب پیاده می شوی و می نشینی روی زمین ، کودک دست در کوله اش می کند قرآنی کهنه را در می آورد می گذارد توی دست راستت  ، بعد شمشیری را که به جهاز اسب است از نیام در می آورد و می گذارد در دست دیگرت ، می گوید "وقتی رسیدی کفش هایت را در می آوری و می اندازی دور گردنت و بعد سر به زیرانه با شمشیر و قرآن به سمتش می روی و مقابلش دو زانو می نشینی ، اگر قبولت کرد سعادتمندی و اگر نه فقط خود را از صحنه ی نبرد دور کن که صدای هل من ناصرش را نشنوی" ، شمشیر و قرآن را می گیری و می گویی "ممنون ، فقط دعایم کن که راهم بدهند" ، سوار اسب می شوی ، می خواهی بتازی می گوید "کجا ؟" ، قبل از اینکه جوابش را بدهی دوباره خودش می گوید : "کل ارض کربلا" ! ، از خواب می پری

حُر

حسین آمد و آزاد از یزیدت  کرد
خلاص از قفس وعده و وعیدت  کرد

سیاه بود و سیاهی هر آنچه می دیدی
تو را سپرد به آیینه ، رو سپیدت  کرد

چه گفت با تو در آن لحظه های تشنه حسین ؟
کدام زمزمه سیراب از امیدت کرد ؟

به دست و پای تو، بارِ چه قفل ها که نبود
حسین آمد و سر شار از کلیدت  کرد

جنون تو را به مرادت رساند ناگاهان
عجب تشرف سبزی ! جنون مریدت کرد

نصیب هر کس و ناکس نمی شود این بخت
قرار بود بمیری خدا شهیدت کرد

نه پیشوند و نه پسوند، حُر ِحُری تو
حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد




استاد مرتضی امیری اسفندقه


از کتاب کوار


در همین موضوع

آخرین قصیده ی مرتضی امیری اسفندقه برای محرم
خیز و جامه نیلی کن روزگار ماتم شد / دور عاشقان آمد نوبت محرم شد ... میرشکاک


لینکستان

تصاویری از حضور اقشار مردم در راهپیمائی و نماز جمعه 27 آذر
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10


پنجره اي به رباعي 8  : جلوه

 
آن دل که به نور عشق خو می گیرد
خورشید وضو زنور او می گیرد
در آینه ی دجله اگر جلوه کند
دریای فرات آبرو می گیرد
 
 
سید حسن حسینی _ سفرنامه گردباد

پنجشنبه 26 آذر1388  به قلم  من  |

 

خدا مي بيند ، مردم مي بينند

قرآن كريم ، سوره بقره :

و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى‏گويند ما خود اصلاحگريم(۱۱)بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى‏فهمند(۱۲)و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مى‏گويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كم‏خردانند ولى نمى‏دانند (۱۳)و چون با كسانى كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند مى‏گويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مى‏گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مى‏كنيم (۱۴)خدا [است كه] ريشخندشان مى‏كند و آنان را در طغيانشان فرو مى‏گذارد تا سرگردان شوند(۱۵)همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايت‏خريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايت‏يافته نبودند (۱۶)


ادامه مطلب

جمعه 15 آبان1388  به قلم  من  |

 

كبوترانه

" از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده‌ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند . "


ادامه مطلب

دوشنبه 27 مهر1388  به قلم  من  |

 

نقدهايت همه غوغا بود، غوغا، سيد !

گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس

كتاب گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس با انتخاب و توضيح مرحوم سيد حسن حسيني سال 1381 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد . مرحوم سيد در مقدمه اين كتاب به تعريف و تقسيم بندي شعر جنگ و دفاع مقدس مي پردازد ... (بقيه در ادامه مطلب)


*سخنان مهم آيت الله جوادي آملي : ولايت و رهبري در رأس همه امور قرار دارد...


ادامه مطلب

چهارشنبه 1 مهر1388  به قلم  من  |

 

ازلي مرد

اي ازلي مرد براي ابد
بي تو زمين سرد
براي ابد

نام قديمت زلب حادثه
نعره برآورد
براي ابد


ادامه مطلب

پنجشنبه 19 شهریور1388  به قلم  من  |

 

شب ضربت


نسل گل این بار هم از خار ضربت می خورد
صبح ایمان از شب کفار ضربت می خورد

بعد از این معیار عشق و نفرتی در کار نیست
از کف اغیار ، فرق یار ضربت می خورد


ادامه مطلب

سه شنبه 17 شهریور1388  به قلم  من  |

 

ياعلي


اي خدا اي خالق مولا عــلي
از كنارت نيست راهي تا عــلي

من تو را مي خوانم اما بر زبان _
مي رود بي اختيارم ، يا
عــلي

...



ادامه مطلب

یکشنبه 14 تیر1388  به قلم  من  |

 

امید


چون چشم ندارند هماورد ببینند
همواره برآنند که نامرد ببینند

در کوچه یلدایی تاریخ ، دلت را
چون شب پره خواهند که ولگرد ببینند

...

ادامه مطلب

شنبه 13 تیر1388  به قلم  من  |

 

گلدوزی _ سید حسن حسینی

شبانهيازهرا

در بستري بي نشان

افول كرد

مادرم كه غول ها را به چالش مي خواند

و جبرئيل را

زير مهرباني زبانش

                      مرور كرد

عبور مادرم بي صدا

                      ولي حماسي بود ...




ادامه مطلب

جمعه 18 اردیبهشت1388  به قلم  من  |

 

روایت پانزدهم _ سید حسن حسینی

پلك صبوری می گشايیاز سايت : allposters


و چشم حماسه ها


روشن می شود


كدام سر انگشت پنهانی


زخمه به تار صوتی تو می زند ؟


...
ادامه مطلب

جمعه 11 اردیبهشت1388  به قلم  من  |

 

از طرح هاي بي خانمان _ سيد حسن حسيني

تشييع

نزديكتر بيا

من زنده ام هنوز

اما...

نزديك تر بيا

من روي دست فاصله تشييع مي شوم !

...

 


ادامه مطلب

یکشنبه 9 فروردین1388  به قلم  من  |

 

به نام خدا... _ سيد حسن حسيني

به نام خدا خسته‌ام دوستانmasiha

به جان شما خسته‌ام دوستان

 

ز پا تا به سر ... یا به شکل دگر!

به دیگر بیان خسته‌ام دوستان

 

هیاهو هیاهو هیاهو، سکوت

صدا بی صدا خسته‌ام دوستان ...


ادامه مطلب

دوشنبه 3 فروردین1388  به قلم  من  |

 

مسیحای جوانمرد ما

 

 

چند شعر از سيد حسن به مناسبت روز تولدش...

 

درست روز اول فروردين بود كه گل كرد ، سبز سبز به رنگ تبارش و در آخر هم در بهار ، سبز سبز رفت  حتي اگر به جاي پايش بر روي سنگ قبر نگاه كني در ميان آن همه سياهي سبز مي درخشد ...



ادامه مطلب

شنبه 1 فروردین1388  به قلم  من  |

 

دخیل _ سید حسن حسینی

یا امام رضا

 

مهمون از راه اومده شهر شده آماده
بازم امشب تو حرم غلغله و فریاده

 

دل گنبد داره از غصه و غم می ترکه
چُن هزارتا دل غمگین تو خودش جا داده ...

 


ادامه مطلب

چهارشنبه 7 اسفند1387  به قلم  من  |

 

كرامت سرخ _ سيد حسن حسيني

ياحسين

آن روز بار ديگر


در گير و دار حادثه اي مغموم


 پيشاني بلند زمزمه اي ناب ...


 




ادامه مطلب

دوشنبه 28 بهمن1387  به قلم  من  |

 

تنفس آتشفشان سرد _ سید حسن حسینی

سيد حسنجنگل ،

    سكوت ،

            هيچ ...

   آهسته يك قدم

        در متن احتياط

         ضربان بي امان فاجعه در گيجگاه باد


ادامه مطلب

سه شنبه 22 بهمن1387  به قلم  من  |

 

سرنوشت آفتابی _ سید حسن حسینی

یاحسینمسیحا

آينده آسمان تاريك بود

و تكليف ابرها را


           كبريت هيچ صاعقه

                  روشن نمي كرد ...


                    


ادامه مطلب

دوشنبه 9 دی1387  به قلم  من  |

 

مردابها و آبها_سید حسن حسینی

مطمئن باشید از خواندن این شاهکار پشیمان نمی شوید           

          


 ماجرا اینست: کم کم کمیّت بالا گرفت
جای ارزشهای ما را عرضه ی کالا گرفت

احترام یا علی در ذهن بازوها شکست
دست مردی خسته شد پای ترازوها شکست


ادامه مطلب

پنجشنبه 9 آبان1387  به قلم  من  |

 

 



به گونه ماه

نامت زبانزد آسمانها بود

و پيمان برادريت با جبل نور

چون آيه‌هاي جهاد

محكم

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و ساعتي بعد

در باران متواتر پولاد

بريده بريده

افشا شدي

و باد

تو را با مشام خيمه‌گاه

در ميان نهاد

و انتظار در بهت كودكانه حرم

طولاني شد

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و كنار درك تو

كوه از كمر شكست


مرحوم سيد حسن حسيني (مسيحا)
از کتاب "گنجشک و جبرییل"
وبلاگ شخصي سيد :
masiha83.persianblog.ir


 

شعر_من(38)
سيد حسن حسيني(18)
قيصر امين پور(9)
يوسفعلي مير شكاك(6)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (1)
دکتر مدد پور (1)
درد و دلهاي من(11)
بيدل دهلوي(5)
آیت الله جوادی آملی(2)
جبران خليل جبران (1)
رضا اميرخاني(3)
فاضل نظري(1)
مرتضی امیری اسفندقه (2)
مجيد مجيدي (1)
سيد حسن نصر الله (2)
فريدون مشيري (1)
پرويز مشكاتيان (1)
عليرضا قزوه (2)
مجيد انتظامي (1)
حاج آقا محمدي دوست (1)
مولوي (1)
امام صادق (1)
بيژن ارژن (2)
شهيد شوشتري (1)
اريك امانوئل اشميت (1)
حسین منزوی (1)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
محمد رضا شفیعی کدکنی (1)
حافظ (1)
امام علی (1)
داستان_من(4)
سلمان هراتي(2)
سهراب سپهري(1)
نصر الله مرداني(2)
مهرداد اوستا(1)
هوشنگ ابتهاج(1)
زكريا اخلاقي(3)
كيوان خسروي(2)
مهدي دسترنج(1)
باباطاهر(1)
مهدي اخوان ثالث(1)
سعدي(2)
شهيد آويني(1)
منوچهر آتشي(1)
شهيد چمران(2)
آيت الله بهجت(2)
محمد علی بهمنی(1)
سيد حميد رضا برقعي(1)
انتخابات(2)
صائب تبريزي(1)
سید امیر حسین مهدوی(2)
امام خمینی(3)
مهدي آذر يزدي(1)
عرفان نظر آهاري (1)
مستي(2)
ريا(1)
اهل بيت()

 

خیز و جامه نیلی کن
تجمع در دانشگاه شهید بهشتی
بر همانیم که بودیم
رُواة حديثـنا
هو العلی الاعلی
از شوكران و شكر
خدا مي بيند ، مردم مي بينند
اسكار و بانوي صورتي پوش _ اشميت
۸۸/۸/۸
بي خدا حافظي

 

88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30

 

 

کافه شب
تنهايي پر هياهو
ابر،قطره،باران...
فقير
تنها صداست که می ماند
ترمه
كبوترها سلام
سپهر سهیل
خیال رنگی
سپید مثل برف
کاغذ سپید..مداد سیاه
پسر اردي بهشت
كالبدم روياست
روح موروثي
دست نوشته های یک دانشجو
گاه نوشت یک خانم معلم
مسـأله ایـن اسـت
بنده عشق
متصل به طناب احساس
من تو
راهي بزن كه آهي...
ســوســه
آری، ایمان ترانه ی آدمیست
تبسم تنهایی
نشئه ي تنهايي
كمي پنجره
نرگسي
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
وفاي به عهد
حامر
تقاطع
تب سگی
روايــت
طلبه ای که خیلی وقته ننوشته
خدا/قاصدک/حاجی...
قافله عمر
تكوير
زیرتیغ
كلاس ستاره
اخوانیه
هیاهوی سکوت
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
Daniel

 

رهبري
براده هاي روح(سيد)
قيصر امين پور
كاظم كاظمي
سهراب سپهری
راديو مانيا(احمد نادمي)
مصطفی محدثی خراسانی
فصل فاصله(محمد رضا تركي)
قانون عشق(نصر الله مرداني)
يوسفعلي ميرشكاک(ميرشكار)
پرسه در خیال(حميد رضا برقعي)
پل خواب(محمد رضا عبدالملكيان)
عشق عليه السلام(عليرضا قزوه)
سيب ها(سيد ضياالدين شفيعي)
اسب خسته(حميدرضا شكارسري)
مرد اردي بهشت(شهاب الدين رهنما)
نادر ابراهيمي
ارمیا(رضا امیرخانی)
کافه پیانو(فرهاد جعفری)
بيدل
حافظ
مولوي
شهيد آويني
شهید چمران
استاد احمد فرديد
استاد حسين كچوييان
استاد شهریار زرشناس
استاد حسن رحیم پور ازغدی

 

RSS 2.0
نریمان پناهی __________________________ __________________________ قالب وبلاگ توسط senobari.blogfa.com بر پايه ي يكي از قالبهاي بلاگ اسكين طراحي شده است