تبليغاتX
به رنگ آسمان



اسكار و بانوي صورتي پوش _ اشميت

خداي عزيز

پگي بلو رفت . به خانه ي پدر و مادرش برگشت . من ابله نيسم، خوب مي دانم كه ديگر او را نخواهم ديد. برايت نمي نويسم. چون خيلي ناراحتم. من و پگي با هم زندگي كرديم و الآن من تنهايم، كچل و خسته روي تختم افتادم. پيري خيلي بد است.

امروز ديگر تو را دوست ندارم

اسكار


ادامه مطلب

شنبه 9 آبان1388  به قلم  من  |

 

ماه مهر و مهرباني

باز آمد بوي ماه مدرسه
بوي بازي هاي راه مدرسه

(مرحوم قيصر امين پور
)

ادامه مطلب

شنبه 4 مهر1388  به قلم  من  |

 

حرفي از نام تو _ قيصر امين پور

ناگهان ديدم سرم آتش گرفت

سوختم ، خاكسترم آتش گرفت


چشم وا كردم ، سكوتم آب شد

چشم بستم ، بسترم آتش گرفت


در زدم ، كس اين قفس را وا نكرد

پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت

 

از سرم خواب زمستاني پريد

آب در چشم ترم آتش گرفت

 

حرفي از نام تو آمد بر زبان

دستهايم ، دفترم آتش گرفت

مرحوم قيصر امين پور

از كتاب "آينه هاي ناگهان"

شنبه 26 اردیبهشت1388  به قلم  من  |

 

ترانه ی آبی اسفند _ قیصر امین پور

شعرهای "اسفندی" قیصر بسیار است و هر کدامشان دریاییست ، ولي اين يكي اين روزها با من خيلي همزبان شده ... امروز که این شعر را می خواندم دیدم باز هم یکی از ایده های شعریم را که فکر می کردم خودم خلق کرده ام ، قیصر سالها پیش از من خلق کرده بود ...شعر من : "به تقاطع مي رسم/(فقط يك چراغ دارد/ آن هم آبي!/...)1/1 چراغ آبي:يعني پرواز كنيد" ــــــ شعر قیصر : "نامه ای با پاکت آبی/- پاکت پست هوایی-"


- آسمان را... !قيصر


ناگهان آبی است!


( از قضا یک روز صبح می بینی)


دوست داری زود برخیزی


پیش از آنکه دیگران


چشم خواب آلود خود را وا کنند


پیش از آنکه در صف طولانی نان


                                باز هم غوغا کنند ...


ادامه مطلب

سه شنبه 27 اسفند1387  به قلم  من  |

 

بفرمایید فروردین شود... _ قیصر امین پور

بفرماييد فروردين شود اسفندهاي مامرحوم قيصرامين پور

نه بر لب ، بلکه در دل گل کند لبخندهاي ما

 

 بفرماييد هرچيزي همان باشد که مي‌خواهد

همان ، يعني نه مانند من و مانندهاي ما

 

 بفرماييد تا اين بي‌چراتر کار عالم ؛ عشق

رها باشد از اين چون و چرا و چندهاي ما

 

 سرِ مويي اگر با عاشقان داري سرِ ياري

بيفشان زلف و مشکن حلقه‌ي پيوندهاي ما

 

به بالايت قسم، سرو و صنوبر با تو مي‌بالند

بيا تا راست باشد عاقبت سوگندهاي ما

 

 شب و روز از تو مي‌گوييم و مي‌گويند، کاري کن

که «مي‌بينم» بگيرد جاي «مي‌گويند»هاي ما

 

 نمي‌دانم کجايي يا که‌اي، آنقدر مي‌دانم

که مي‌آيي که بگشايي گره از بندهاي ما

 

 بفرماييد فردا زودتر فردا شود ، امروز

همين حالا بيايد وعده‌ي آينده هاي ما

 


اگر کسی مایل بود شعر را با صدای خود شاعربشنود من آدرسش را تازگیها پیدا کرده ام ... فکر می کنم برای همان جلسه ی نقد کتاب " دستور زبان عشق" باشد البته جناب قیصر قبلش نکاتی هم می گویند و البته ی دوم اینکه من یکی دوتا آدرس دیگر هم پیدا کرده ام و درصدد هستم سیدیش را هم تهیه کنم و من الله التوفیق...

مرحوم قيصر امين پور

از كتاب "دستور زبان عشق"

در ضمن میلاد مهر و ماه را بهتان تبریگ می گویم ...یاحق...

شنبه 24 اسفند1387  به قلم  من  |

 

خلاصه ي خوبيها _ قيصر امين پور

برای امام خمینیمرحوم قيصر امين پور

لبخند تو خلاصه‌ی خوبیهاست
لختی بخند ، خنده‌ی گل زیباست


پیشانیت تنفس یک صبح است
صبحی که انتهای شب یلداست


در چشمت از حضور کبوترها
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست


رنگین‌کمان عشق اهورایی
از پشت شیشه‌ی دل تو پیداست


فریاد تو تلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریاست


با ما بدون فاصله صحبت کن
ای آن که ارتفاع تو دور از ماست  

  

مرحوم قیصر امین پور

ازكتاب "تنفس صبح"

دوشنبه 14 بهمن1387  به قلم  من  |

 

سبزترين فصل سال _ قیصر امین پور

قیصرز جاده های خطر بوی یال میاید
کسی از آن سوی مرز محال میاید


صداي كيست؟خدايا درست مي شنوم؟
دوباره بوي صداي بلال ميايد


ز بس فرشته به تشييع لاله آمدو رفت
صداي مبهم برخورد بال ميايد


مپرس از دل خود ((لاله ها چرا رفتند))؟
كه بوي كافري از اين سوال ميايد
 

بيا و راست بگو چيست مذهبت؟ اي عشق
كه خون لاله به چشمت حلال ميايد


به لحظه لحظه اين روزهاي سرخ قسم
كه بوي سبزترين فصل سال ميايد

شهریور 63

مرحوم قیصر امین پور

(از کتاب تنفس صبح)

دوشنبه 2 دی1387  به قلم  من  |

 

کوچه های خراسان_قیصر امین پور

امام رضاچشمه های خروشان تو را می شناسند
موج های پریشان تو را می شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی٫جوابی
ریگ های بیابان تو را می شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند

هم تو گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان تورا می شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند

بوي توحيد مشروط بر بودن توست
اي كه آيات قرآن تو را مي شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان٫تو را می شناسند

اینک ای خوب٫فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند

 

مرحوم قیصر امین پور

یکشنبه 19 آبان1387  به قلم  من  |

 

به بهانه ی سالگرد مرحوم قیصر امین پور

قیصر امین پور از بزرگترین شاعران معاصر سال پیش در روز سه شنبه هشتم آبانماه از دنیا رفت واشکهای بسیاری را با خود دفن کرد.

سه شنبه روز عجیبست حد اقل برای قیصر.او شعری با نام سه شنبه در کتاب "گلها همه آفتابگردانند"خود دارد:

سه شنبه؛

چرا تلخ و بی حوصله؟

سه شنبه؛

چرا این همه فاصله؟

سه شنبه؛

چه سنگین! چه سرسخت، فرسخ به فرسخ!

سه شنبه

خدا کوه را آفرید!

شنبه 4 آبان1387  به قلم  من  |

 

 



به گونه ماه

نامت زبانزد آسمانها بود

و پيمان برادريت با جبل نور

چون آيه‌هاي جهاد

محكم

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و ساعتي بعد

در باران متواتر پولاد

بريده بريده

افشا شدي

و باد

تو را با مشام خيمه‌گاه

در ميان نهاد

و انتظار در بهت كودكانه حرم

طولاني شد

تو آن راز رشيدي

كه روزي فرات بر لبت آورد

و كنار درك تو

كوه از كمر شكست


مرحوم سيد حسن حسيني (مسيحا)
از کتاب "گنجشک و جبرییل"
وبلاگ شخصي سيد :
masiha83.persianblog.ir


 

شعر_من(38)
سيد حسن حسيني(18)
قيصر امين پور(9)
يوسفعلي مير شكاك(6)
آیت الله مجتهدی (1)
آیت الله خامنه ای (1)
دکتر مدد پور (1)
درد و دلهاي من(11)
بيدل دهلوي(5)
آیت الله جوادی آملی(2)
جبران خليل جبران (1)
رضا اميرخاني(3)
فاضل نظري(1)
مرتضی امیری اسفندقه (2)
مجيد مجيدي (1)
سيد حسن نصر الله (2)
فريدون مشيري (1)
پرويز مشكاتيان (1)
عليرضا قزوه (2)
مجيد انتظامي (1)
حاج آقا محمدي دوست (1)
مولوي (1)
امام صادق (1)
بيژن ارژن (2)
شهيد شوشتري (1)
اريك امانوئل اشميت (1)
حسین منزوی (1)
آیت الله حسن زاده آملی (1)
محمد رضا شفیعی کدکنی (1)
حافظ (1)
امام علی (1)
داستان_من(4)
سلمان هراتي(2)
سهراب سپهري(1)
نصر الله مرداني(2)
مهرداد اوستا(1)
هوشنگ ابتهاج(1)
زكريا اخلاقي(3)
كيوان خسروي(2)
مهدي دسترنج(1)
باباطاهر(1)
مهدي اخوان ثالث(1)
سعدي(2)
شهيد آويني(1)
منوچهر آتشي(1)
شهيد چمران(2)
آيت الله بهجت(2)
محمد علی بهمنی(1)
سيد حميد رضا برقعي(1)
انتخابات(2)
صائب تبريزي(1)
سید امیر حسین مهدوی(2)
امام خمینی(3)
مهدي آذر يزدي(1)
عرفان نظر آهاري (1)
مستي(2)
ريا(1)
اهل بيت()

 

خیز و جامه نیلی کن
تجمع در دانشگاه شهید بهشتی
بر همانیم که بودیم
رُواة حديثـنا
هو العلی الاعلی
از شوكران و شكر
خدا مي بيند ، مردم مي بينند
اسكار و بانوي صورتي پوش _ اشميت
۸۸/۸/۸
بي خدا حافظي

 

88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30

 

 

کافه شب
تنهايي پر هياهو
ابر،قطره،باران...
فقير
تنها صداست که می ماند
ترمه
كبوترها سلام
سپهر سهیل
خیال رنگی
سپید مثل برف
کاغذ سپید..مداد سیاه
پسر اردي بهشت
كالبدم روياست
روح موروثي
دست نوشته های یک دانشجو
گاه نوشت یک خانم معلم
مسـأله ایـن اسـت
بنده عشق
متصل به طناب احساس
من تو
راهي بزن كه آهي...
ســوســه
آری، ایمان ترانه ی آدمیست
تبسم تنهایی
نشئه ي تنهايي
كمي پنجره
نرگسي
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
وفاي به عهد
حامر
تقاطع
تب سگی
روايــت
طلبه ای که خیلی وقته ننوشته
خدا/قاصدک/حاجی...
قافله عمر
تكوير
زیرتیغ
كلاس ستاره
اخوانیه
هیاهوی سکوت
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
Daniel

 

رهبري
براده هاي روح(سيد)
قيصر امين پور
كاظم كاظمي
سهراب سپهری
راديو مانيا(احمد نادمي)
مصطفی محدثی خراسانی
فصل فاصله(محمد رضا تركي)
قانون عشق(نصر الله مرداني)
يوسفعلي ميرشكاک(ميرشكار)
پرسه در خیال(حميد رضا برقعي)
پل خواب(محمد رضا عبدالملكيان)
عشق عليه السلام(عليرضا قزوه)
سيب ها(سيد ضياالدين شفيعي)
اسب خسته(حميدرضا شكارسري)
مرد اردي بهشت(شهاب الدين رهنما)
نادر ابراهيمي
ارمیا(رضا امیرخانی)
کافه پیانو(فرهاد جعفری)
بيدل
حافظ
مولوي
شهيد آويني
شهید چمران
استاد احمد فرديد
استاد حسين كچوييان
استاد شهریار زرشناس
استاد حسن رحیم پور ازغدی

 

RSS 2.0
نریمان پناهی __________________________ __________________________ قالب وبلاگ توسط senobari.blogfa.com بر پايه ي يكي از قالبهاي بلاگ اسكين طراحي شده است