به مكه شب همه شب را ستاره باريده ست

بخوان به نام رهايي!
بخوان به نام بلوغ!
بخوان به نام صاعقه در التهاب شب!
بخوان به نام ساقه اميد در پهندشت يأس!
بخوان به نام خالق خورشيد، و عشق را به اسم اعظم معشوق، از پس يلداي بيتنفس ديجور، نورباران كن!
بخوان نبي گرامي!
بخوان رسول عشق و اميد!
بخوان به نام نامي توحيد! *
((بعثت پيام بر مهرباني و رحمت ، پيام آور عشق و عدالت ، محمد مصطفي(ص) بر همه زمينيان و آسمانيان مبارك))

رسيد عيد و طربها دليل دل گرديد
اميد خلق به صد رنگ مشتعل گرديد
زدند سادهدلان تيغ بر فسان هوس
كه خون وعده ي قربانيان بحل گرديد
من و شهيد محبت دلي كه جز به رخت
به هر طرف نظر انداختم، خجل گرديد
چهسان به كعبه توانم كشيد محمل جهد؟
كه راهم از عرق انفعال گل گرديد
ز سير كسوت تسليم چشم قرباني
هوس ز جامه ي احرام منفعل گرديد !
به فكر خام جدايي دليل فطرت كيست؟
كنون كه ديده به ديدار متّصل گرديد
چو بيدل از هوس سير كعبه مستغني است
كسي كه گرد تو، يعني به دور دل گرديد !*
* استاد سيد مهدي شجاعي ، كتاب "خدا كند تو بيايي"
* ابوالمعاني بيدل دهلوي
اميد خلق به صد رنگ مشتعل گرديد
زدند سادهدلان تيغ بر فسان هوس
كه خون وعده ي قربانيان بحل گرديد
من و شهيد محبت دلي كه جز به رخت
به هر طرف نظر انداختم، خجل گرديد
چهسان به كعبه توانم كشيد محمل جهد؟
كه راهم از عرق انفعال گل گرديد
ز سير كسوت تسليم چشم قرباني
هوس ز جامه ي احرام منفعل گرديد !
به فكر خام جدايي دليل فطرت كيست؟
كنون كه ديده به ديدار متّصل گرديد
چو بيدل از هوس سير كعبه مستغني است
كسي كه گرد تو، يعني به دور دل گرديد !*
* استاد سيد مهدي شجاعي ، كتاب "خدا كند تو بيايي"
* ابوالمعاني بيدل دهلوي
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۲۹ ساعت 2:27 توسط من
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.