مقایسه و موازنه

از بحث «دشمن دانا» و «نادانِ دوست» گذشته، نکته ای را که نمی توان نادیده گرفت تفضل و رشد کیفی انتصابات رئیس جمهور کنونی نسبت به انتصابات رئیس جمهور پیشین است. مثلا سرپرستی نهاد ریاست جمهوری که زین پیش در دست چهره های واقعا تاسف آوری مثل آقایان «مشایی» و «بقایی» بود اکنون چهره درخشانی مثل «نهاوندیان» را دارد. با همه اختلاف سلیقه سیاسی نمی توان این بالا رفتن کلاس کار را نادیده گرفت. یا به جای آقای «رحیمی» که در کنار توانایی هایش ابهامات خاصی هم داشت، اکنون «اسحاق جهانگیری» آمده که هم در سلامت اخلاقی بسیار چهره مطمئن تری است هم توانایی هایش در حد یک رئیس جمهور است. وقتی اطرافیان تو هرکدام از نظر توانایی و همچنین اخلاق و شخصیت برای خود وزنه ای باشند دیگر نمی توانی به آنها زور بگویی، آنها هم هوس نمی کنند با مجیز گویی تو را فریب دهند. اگر خواستی اشتباه کنی جلویت را می گیرند، و اگر خواستی خدمت کنی بازوهای توانایت می شوند.
بعد از جلسه رای اعتماد، این جناب نهاوندیان با آقای باهنر در گفت و گوی ویژه خبری شرکت کردند. هم در صورت هم معنا، این مرد به قدری دقیق و زیبا و فهمیده صحبت کرد که خاطره بد نوبخت - باهنر را فراموش کردم. با توجه به منصوبین قبلی، سمتِ «سرپرستی ریاست نهاد جمهور» در نظر آدم خوار و بی مقدار بود. مثلا فکر کنید اگر احمدی نژاد روحانی بود اکنون چه کسی را بر این مسند سوار می کرد؟ نهایتا آقای «فریدون» را. چه اینکه او هم به نظریه ی «بگذار اطرافت را کوتوله ها پر کنند تا تو سرو به نظر آیی» معتقد بود.






اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.