محمد علی معلم دامغانی | دکتر شریعتی | سید حسن حسینی



سلام بر تو و مزار شهیدت.
سلام بر تو و خاکستر نشسته بر بالهای سپیدت.

نقدی و نظری به کتاب " گزیده ی شعر جنگ و دفاع مقدس "
به انتخاب
و توضیح زنده یاد سید حسن حسینی





بر اين سواحل جاودانه قدم می زنم
ميان ماسه و کف .
جای پايم را برآمدن آب دريا خواهد زدود
و کف را باد خواهد برد .
اما ساحل و دريا ،
تا ابد بر جای می مانند
جبران خليل جبران
با ترجمه ی سید حسن حسینی
از كتاب حمام روح

قرآن كريم ، سوره بقره :
و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مىگويند ما خود اصلاحگريم(۱۱)بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمىفهمند(۱۲)و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مىگويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آوردهاند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كمخردانند ولى نمىدانند (۱۳)و چون با كسانى كه ايمان آوردهاند برخورد كنند مىگويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مىگويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مىكنيم (۱۴)خدا [است كه] ريشخندشان مىكند و آنان را در طغيانشان فرو مىگذارد تا سرگردان شوند(۱۵)همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايتخريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايتيافته نبودند (۱۶)

گوش کر مهيا کن، نغمه: جز خموشی نيست
بي نگه تماشا کن ، جلوه: بی نشانی هاست
(ادامه ی غزل + توضيحی در مورد ديوان بيدل و... + دو رباعی از بيدل = ادامه مطلب)

كتاب گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس با انتخاب و توضيح مرحوم سيد حسن حسيني سال 1381 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد . مرحوم سيد در مقدمه اين كتاب به تعريف و تقسيم بندي شعر جنگ و دفاع مقدس مي پردازد ... (بقيه در ادامه مطلب)
*سخنان مهم آيت الله جوادي آملي : ولايت و رهبري در رأس همه امور قرار دارد...

اي ازلي مرد براي ابد
بي تو زمين سرد براي ابد
نام قديمت زلب حادثه
نعره برآورد براي ابد

بعد از این معیار عشق و نفرتی در کار نیست
از کف اغیار ، فرق یار ضربت می خورد

من تو را مي خوانم اما بر زبان _
مي رود بي اختيارم ، يا عــلي
...

در بستري بي نشان
افول كرد
مادرم كه غول ها را به چالش مي خواند
و جبرئيل را
زير مهرباني زبانش
مرور كرد
عبور مادرم بي صدا
ولي حماسي بود ...
پلك صبوری می گشايی
و چشم حماسه ها
روشن می شود
كدام سر انگشت پنهانی
زخمه به تار صوتی تو می زند ؟

نزديكتر بيا
من زنده ام هنوز
اما...
نزديك تر بيا
من روي دست فاصله تشييع مي شوم !
...
به جان شما خستهام دوستان
ز پا تا به سر ... یا به شکل دگر!
به دیگر بیان خستهام دوستان
هیاهو هیاهو هیاهو، سکوت
صدا بی صدا خستهام دوستان ...

چند شعر از سيد حسن به مناسبت روز تولدش...
درست روز اول فروردين بود كه گل كرد ، سبز سبز به رنگ تبارش و در آخر هم در بهار ، سبز سبز رفت حتي اگر به جاي پايش بر روي سنگ قبر نگاه كني در ميان آن همه سياهي سبز مي درخشد ...
یا امام رضا

مهمون از راه اومده شهر شده آماده
بازم امشب تو حرم غلغله و فریاده
دل گنبد داره از غصه و غم می ترکه
چُن هزارتا دل غمگین تو خودش جا داده ...
آن روز بار ديگر
در گير و دار حادثه اي مغموم
پيشاني بلند زمزمه اي ناب
در ركعت گلوي تو
ضربت خورد
و آفتاب نارس يك مفهوم
در خانقاه خون تو كامل شد...
باغ كرامت است
گلوي تو
ياحسين!
از كتاب "گنجشك و جبرئيل"

جنگل ،
سكوت ،
هیچ ...
آهسته یك قدم
در متن احتیاط
ضربان بی امان فاجعه در گیجگاه باد
توضیح: نیمایی سید حسن حسینی در حال و هوای میرزاکوچک خان جنگلی و انقلاب اسلامی
یاحسین
آينده آسمان تاريك بود
و تكليف ابرها را
كبريت هيچ صاعقه
روشن نمي كرد
عمود شب
در گلوي افق
فرو مي رفت
و حنجره اي
براي فرداي رسالت
صيقل مي خورد
ستاره ها
يك يك
- سرخ -
سوسو زدند
و با سه شعله
گلوگاه راه شيري شكافت
و آرام آرام
از كارگاه پلكي روشن تراش
سرنوشت مجهول آسمان
آفتابي شد...
***
هنوز
تقدير كهكشانهاي ناملموس
برمدار
خون دنباله دار تو
احساس مي شود!
از کتاب "گنجشک و جبرئیل"
مطمئن باشید از خواندن این شاهکار پشیمان نمی شوید :
![]()
ماجرا اینست: کم کم کمیّت بالا گرفت
جای ارزشهای ما را عرضه ی کالا گرفت
احترام یا علی در ذهن بازوها شکست
دست مردی خسته شد پای ترازوها شکست
...