این رفاقت عجیب

اولین بار آیتالله خامنهای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم. آقای
محقق، داماد مرحوم آیتالله حائری بودند و محور بحث در حوزه همیشه با آقای
حائری بود. من در آن جمع از همه جوانتر بودم. یک دفعه دیدم که آقای
خامنهای به جلسه درس آمد. البته ایشان از مشهد آمده بود و میخواست درس
آقایان را هم ببیند. خیلی نوجوان به نظر میرسیدند. بعد از درس قدری با هم
صحبت کردیم و دیدیم افق دید ما در مباحث به هم نزدیک است .
بعدها با هم سفری به کربلا رفتیم. ایشان با برادرها و مادرشان و من با رفقا رفته بودیم.آنجا در کلاس درسها حاضر میشدیم تا تفاوتشان را با قم ببینیم .ما در حجرهای در مدرسه آقای بروجردی بودیم و ایشان در منزل خویشانشان بودند. علما، فضلا و ایرانیان به دیدن ما میآمدند. محفل خوبی بود. در آن سفر به هم نزدیک شدیم. با شروع مبارزه هر دوی ما از سابقون در مبارزه بودیم . ایشان در مشهد بودند و من در قم بودم و بعدها ایشان هم به قم آمدند. معمولاً نیروها در مبارزه خیلی صمیمی میشوند. از آن سال تقریباً در تمام مسائل مشترک بودیم. در مشورتها خیلی به اشتراک نظر میرسیدیم و در بعضی مواضع اختلاف کمی داشتیم .من 5 سال از آقای خامنهای بزرگترم. ایشان از همان جوانی در خط مستقیمی حرکت کرده بودند. در هر دورهای ایشان یکی از برجستههای اهل قلم بودند و همه به خوبی ایشان اعتراف داشتند.
مودت و برادری من و رهبری از همان ابتدا تا امروز مصداق عینی اخوت فی الله است اخوتی که خیلی ها از ابتدای انقلاب تا امروز سعی کرده اند بنا بر اقوال سیاسی رایج بر آن خدشه وارد کنند که به فضل الهی و به دعای خیر امام راحل (ره) ناکام مانده و خواهند ماند .
احساس برادری ما در تمامی این سالها از همان روزهای همسنگری در دوران
مبارزه تا امروز نه تنها لحظهای کم نشده، بلکه همواره بر آن افزوده شده،
خنّاسان اختلاف افکن داخلی و خارجی هم به هر نیتی که بر طبل اختلاف من و
رهبری می کوبند بر طبل تو خالی می کوبند، چرا که تا امروز لحظه ای ایشان را
تنها نگذاشته ام و انشاء الله تا زمانی که زنده ام نخواهم گذاشت . تا نفس
دارم پای هر ماموریت و تکلیفی هم درباره نظام و رهبری ایستاده ام . دشواری
ها برای ما در عرصه اخوت فی الله محلی از اعراب ندارد. وصیت امام بر ما در
کنار هم ماندن بود و تا زنده ایم بر آن عهدی که با امام بسته ایم استوار
میمانیم . ما روزهای بسیار دشوارتر را از امروز را با همراهی هم پشت سر
گذاشتهایم. از خدا هم خواستهام روزی نباشد که من باشم و ایشان نباشد.
چراکه حتی فکر حضور بدون ایشان هم بشدت به من احساس تنهایی میدهد.
متن کامل مصاحبه ی سایت حاج آقای هاشمی رفسنجانی با خود آقای هاشمی رفسنجانی



اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.