وب گردی

پدر طالقانی در کنار پسر
مهدی طالقانی فرزند مرحوم آیت الله طالقانی :

پدر طالقانی در کنار پسر
مهدی طالقانی فرزند مرحوم آیت الله طالقانی :
ایمیل من به آقای سید امیر حسین مهدوی :

سلام آقاي مهدوی
نمی دونم وقت می کنید
ایمیلمو بخونید یا نه شاید اصلا ایمیلتان را چک نمی کنید ، شاید هم آنقدر صندوق
دریافتیتان شلوغ است که ایمیل من در آنها گم می شود ... احتمالا هم همینطور است
الآن اینباکس شما پر شده از گله های و
دشنام ها و یا بعضا ترحم ها و احساس همدلی های مصنوعی
من یک دانشجوی {...} فلسفه هستم ، می دونم هنوز خیلی جوان هستم هنوز خیلی چیزها را ندیدم و نچشیدم ، اما همیشه سعی کردم با انصاف باشم ، همیشه سعی کردم با عقلم تصمیم بگیرم ، هیچ عقیده ای رو بدون دلیل عقلی نپذیرفتم ، اما اگر چیزی در جایگاه اعتقادی من قرار گرفت محکم از اون طرفداری می کنم .
چند روز پیش شما یک نشست خبری داشتید و در اون نشست خبری اظهارات(یا به قول دوستان قدیمیتان اعترافات) عجیبی رو مطرح کردید ، تا اونجایی که من می دونم شما قبلا سردبیر ویژه نامه ی سیاسی روزنامه اعتماد و روزنامه ی صنعت و توسعه و روزنامه ی اندیشه ی نو و قائم مقام ستاد 88 و از اعضای مهم ستاد میر حسین و سازمان مجاهدین بودید ، اما در نشست خبریتان بگونه ای صحبت کردید که انگار از اعضای قدیمی روزنامه کیهان(یا به قول یکی از خوانندگان الف جاسوس رجا نیوز!) یا حداقل وابسته به یک جریان معتدل اصولگرایی هستید
حتما خودتان بارها به تاثیر این نشست در افکار عمومی فکر کردید ، یکی از همفکران سابق شما در وبلاگش قبل از اینکه بگه "اظهارات" شما "اعتراف" زیر شکنجه ی دیکتاتورها بوده مینویسه : " من هر وقت ميخواستم به خودم يا ديگري اميدواري بدهم كه نسل جديد سازمان مجاهدین انقلاب خوشفكر و رها از تعصبات ذهني قديميهايشان هستند امير حسين مهدوي را مثال ميزدم جواني مودب، خوشبرخورد، خوشفكر و فعال. كماكان امير براي من همان دوست سابق و فعال سياسي و روزنامهنگار اقتصادي احترامبرانگيز است ..." این حرف حداقل پیامی که به من می دهد این است که شما هیچگاه جزو افراد دروغگو و لجباز نبودید ، شما در منظر همفکران قدیمیتان یک انسان صادق بوده اید ، این مسئله باعث می شود بسیاری از جوانان با انصاف طرفدار میر حسین درمورد بعضی عقایدشان بازنگری کنند .
از قبل هم می شد حدس زد که واکنش سران مجاهدین و دیگر همفکرانشان در مورد اظهارات شما چیست ، در درجه ی اول بایکوت و در درجه دوم تکذیب و تخریب ، مطمئنا دیگر نمی گذارند آب خوش از گلویتان پایین برود
من به عنوان یک جوان پایبند به اصول به شما یاد آور می شوم که کار بزرگ و شجاعانه ای کردید ، خیلی از طرفداران میرحسین مخالف این برخوردهای بعد از انتخابات ایشان هستند ، یقینا میرحسین ِیک هفته مانده به روز رای گیری با میرحسین ِبعد از آن خیلی تفاوت دارد ، اما این طرفداران که آن زمان به خاطر قانون مداری ، صداقت و پایبندی به اصول میر حسین طرفداریش را می کردند امروز هم به خاطر همان ارزش ها باید در برابر او موضع بگیرند ، آقا سید من هرگز از شما انتظار چنین کار شجاعانه ای را نداشتم اما از مجید مجیدی و سید مهدی شجاعی و خیلی های دیگر داشتم و دارم
آقا مهدی فکر می کنم من اگر جای شما بودم هرگز جرات (این را قبلا نوشته بودم جرعت ، مصححین تصحیح کردند!) چنین کاری را نداشتم ، اینکه در این جو روشنفکری فریبکارانه حقیقت را اینگونه فریاد زدن کار هرکسی نیست .شما از خوب ترین آدم هایی هستید که من در زندگیم دیدم ، من به عنوان یک مسلمان و یک ایرانی به شما افتخار می کنم.
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا
در همین موضوع : شب مهتاب

اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.