او پیش از زن بودن هنرمند است

ژولیتا ماسینا. نمایی از فیلم درخشان شبهای کابیریا
قدیمها کلا خیلی بدم میآمد «بازیگر» محبوب داشته باشم. انگار این کار را دون شأن نگاه هنری میدانستم و بیشتر سعی میکردم کارگردانِ محبوب داشته باشم. ولی به مرور زمان دیگر نتوانستم و نشد که از چند بازیگر خوشم نیاید. ژرار دوپاردیو، حسن پورشیرازی، ژان رنو، جان گودمن، حمید جبلی و ... . و اینها همه از میان رجال بودند. بالاخره علاقه به بازیگر مرد در بسیاری از موارد با علاقه به بازیگر زن متفاوت است. همان طور که سرشناس شدن یک بازیگر مرد در مقایسه با شهره شدن یک بازیگر زن چنین وضعیتی را دارد. بسیار دیدهایم در مورد دومی گاهی عواملی به جز خود بازیگری و توانایی نقش آفرینی دخیلاند. به همین خاطر بازیگر محبوب داشتن (با جهت گیری هنری و اخلاقی) از میان بازیگران زن دشوارتر است. بسیاری از خانمهای بازیگر پیش از آنکه یک بازیگر باشند زن هستند و گاهی جنسیت حتی بر انسانیتشان هم پیشی گرفته است. هم از نگاه خودشان هم از نگاه هوادارانشان. علی ای حال چند وقت پیش دیدم نمیتوانم از بازیگری مرحوم خانم ژولیتا ماسینا (همسر فدریکو فلینی) خوشم نیاید. و اینجا دیگر درش باز شد. درِ هواداری از زنان هنرمندی که بی هنریشان را پشت جنسیتشان پنهان نمیکنند. چنین هنرمندانی در میان بازیگران مغتنماند.
هنگام پخش سریال «پلیس جوان» خیلی سن و سال و درک و شعور نداشتم، سریال را هم نصفه نیمه دیدم، الآن هم چیز خاصی ازش یادم نمیآید، ولی یادم میآید در آن سریال خیلی از نقش خانم مریلا زارعی بدم میآمد. و چون سنم زیاد نبود این دلخوری از نقش به ایفاگر نقش هم تسری پیدا کرده بود! (بالاخره قدرت تمیز در آدم کم کم زیاد میشود!) باری این کراهت تا حدی با تماشای سریال ولایت عشق رفع شد. و همچنین فیلمِ گزارش یک جشن. اما امروز پس از تماشای شیار143 خانم آبیار و چ حاتمی کیا و حتی نوع پوشش خانم زارعی در جشنواره و طرز صحبتشان دیگر نمیشود ایشان را جدی نگرفت. بالاخره بازیگر فرهیخته مثل خوانندهی فرهیخته خیلی ناب تر، کم یاب تر و مغتنم تر از کارگردان و نویسنده و آهنگسازِ فرهیخته است. بازیگر فرهیخته نعمت است.

مریلا زارعی. جشنواره فیلم فجر. اصل عکس از ایسنا
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۲۸ ساعت 19:24 توسط من
|
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.