دانلود یک نوار قدیمی نریمان پناهی

مثل همین چهار روز پیش که در عمق گلوی زمین، سوار بر مترو داشتم از دانشگاه سُر می خوردم به قعر اتاقم، گاهی احمقانه زل می زنم به سیاهی مطلق پنجره و پیش خودم فکر می کنم : خدایا همه ی هستی من هم آیه ی تاریکی شده. خدایا من چقدر بدبختم. خدایا کاشکی زود تر بمیرم. خدایا منو بکش تیکه پاره کن بفرست ته جهنمت. خدایا...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۲۵ ساعت 9:48 توسط من
|




اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.