بهار فاطمه آمد
به حال ما، در و دیوار خانه می گرید
برای غربت ما آشیانه می گرید
بهار آمده آری ... بهار فاطمه، آه...
نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید
نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۶ ساعت 3:3 توسط من
به حال ما، در و دیوار خانه می گرید
برای غربت ما آشیانه می گرید
با هیچ زن جز تو دل دریا شدن نیست
یاراییِ درگیر توفان ها شدن نیست
جز با تو شأن گم شدن از چشم مردم
وانگاه در چشم خدا پیدا شدن نیست

محمدرضا اسحاقی - مراسم نوروزخوانی در مازندران
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.
