
امروز روز تولد آقا سعید جلیلی بود که متاسفانه امسال هم به خاطر غفلت فراموش کردم آن را سروقت تبریک بگویم.
آقای
جلیلی! تولدتان مبارک. ان شاالله سالهای سال با خوبی و خوشی زندگی کنید،
آن هم نه این زندگیِ چونان مردگیِ ما، بلکه آن زندگی از سنخ حیات طیبه.
اتفاقا این روزها بیش از هر روز دیگری به یادتان هستم. این روزها که شاهد
هیاهوی عجیب و حتی خنده دار و البته عظیمِ بعضی رسانههای افراطی و اعتدالی
و شخصیتهای سیاسی برای کنار رفتن قالیباف از شهرداری و شهردار شدن _نه یک
مدیر مجرب اصلاح طلب، بلکه_ آقا محسن هاشمی هستیم. این روزها که خودتان
بهتر میدانید «اصلاح طلبی» دارد بیش از پیش «ذات» و «حقیقت» خودش را نشان
میدهد. این روزها که دیدیم بعد از اینکه حربهی «ادعای منع قانونی بیش از
دوبار شهردار شدن» اصلاح طلبها کارگر نشد و دروغ از آب در آمد، عده ای از
نمایندگان مجلس سعی کردند با تهیهی استفساریه ای برای جلوگیری از انتخاب
مجدد قالیباف در شهرداری این منع قانونی را به وجود آورند. و همه دیدیم
برای این اقدام نامهای ظاهرا متضادی چون روح الله حسینیان (جبهه پایداری) و
علی مطهری (نئو کارگزارانی) در کنار هم قرار گرفتند و با هم متحد شدند.
خلاصه این روزها همه یاد قالیباف میافتند، ولی من یاد شما. به گمانم تا
آخر عمرم هر وقت اسم قالیباف را ببینم یاد جلیلی بیفتم.
همچنین،
هرچه مسئله حمله نظامی آمریکا جدی تر میشود من بیشتر یاد شما میافتم، هم
یاد شما میافتم هم یاد آن صحبتهای سردار سلیمانی که با اشاره به اوضاع
حساس منطقه گفته بود «در این انتخابات نباید اشتباه کنیم.»
حالا این حرفها را بی خیال؛
بیایید برویم شمعها را فوت کنید.