چیزهای قدیمی

«در اوایل قرن حاضر، وقتی ما با تمدن غربی آشنا شدیم، غالباً یکباره از گذشته خود بریدیم و با استقبال از این تمدن، با خوشبینی بسیار، به انتظار آینده نشستیم. نور تندی که از افق غرب به چشمهای ما میتابید، همهچیز را تحتالشعاع خود قرار میداد. حالت ما، در آن دوران، شبیه حالت میزبانی بود که پیش مهمانی که قرار است به خانه او بیاید، احساس حقارت میکند. چنین میزبانی سعی میکند پیش از آمدن میهمان، حتیالمقدور، ظاهر خانه خود را نو کند و میکوشد تا هر چیز قدیمی و کهنه را بهدور اندازد و اگر دور انداختن آن ممکن نباشد، لااقل آن را به رنگ نو درآورد تا پیش آن میهمان مشکلپسند خجالت نکشد. آری ما نیز چنین کردیم. با عجله هر چیز قدیمی را که از پدرهای خود بهمیراث برده بودیم از خانه بیرون ریختیم و سعی کردیم تا چیزی که به سلیقه میهمان ما خوش نیاید در خانه باقی نماند.»
سطرهای نخست مقالهی عالمانهی دکتر غلامعلی حدادعادل با عنوان «دفاع از طب سنتی»
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۰۲ ساعت 2:52 توسط من




اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.