اربعین

چقدر این شعر فلسفه ی اربعین را می فهمد

شعری برای اربعین حسینی

زمین و آسمان اندوهگین است
هلا ! هو ! های ! یاران ! اربعین است

دوباره نوحه خوانان دم گرفتند
سراغ از خیمه ی ماتم گرفتند

دوباره ی روضه ی عباس و اکبر
گلاب ِگریه بر گلهای پرپر

دوباره اسب ، محمل ، گاهواره
سه شعبه تیر و طفل شیرخواره

دوباره جلوه ی خورشید در شب
خروش ِ آسمان افروز ِ زینب

جنون کن ای دل مجنون ! جنون کن
به جوش آمددوباره خون ، جنون کن

جنون کن ، خون شیعه بی قرار است
چهل شب رفت و زینب داغدار است

چهل شب رفت و زینب چشم بر در
چهل شب رفت و زینب بی برادر

چهل شب ناقه ها از گریه در گل
چهل شب داغ آل الله بر دل

چهل شب ، هر شبش ، فریاد در کوه
چهل شب هر شبش چِل چله اندوه

جنون کن ای دل مجنون ! جنون کن
به جوش آمددوباره خون ، جنون کن

چهلم شد بیا از چله بیرون
چهلم شد، بیا جوشید این خون

نجوشیده اگر خون تو خام است
چهلم شد بیا چله تمام است

نجوشیده اگر خون تو خون نیست
جنونت کامل ای مردِ جنون نیست

چهلم با تو می گوید بپاخیز
سبک از "اشقیا خوانان" بپرهیز

چهلم با تو می گوید : کجایی ؟
بگیر از دست سرداران عصایی

عصا تا ناگهان از پا نیفتی
جدا از جنبش مولا نیفتی

چهلم با تو می گوید : مسلمان !
بریز این خون ِ جوشان را به میدان

چهلم شد که تو پنهان نباشی
موافق با "مخالف خوان" نباشی

چهلم شد بیا در جمع یاران
"موافق گرد با ابر بهاران"

چه جای چله و چله نشین است
هلا چله نشینان ! اربعین است

بیا با "اولیا خوانان" سفر کن
به بیتی مثنوی را مختصر کن :

چهلم شد، بیا چله خلاف است
شراب ِخون ِشیعه صاف ِصاف است



استاد مرتضی امیری اسفندقه
از کتاب کوار