تنفس آتشفشان سرد _ سید حسن حسینی
جنگل ،
سكوت ،
هیچ ...
آهسته یك قدم
در متن احتیاط
ضربان بی امان فاجعه در گیجگاه باد
تلواسه۱ ی تفنگ
رؤیا و بوی ماه
در شامه ی پلنگ
ضربان نبض مرگ
بی تابی زمین
در انتظار برگ
دست شكارچی
در معبر فشار
پیوند بی تزلزل باروت و انفجار
آنك نزول پوزه ی كفتار و خرس و گرگ
در عرصه ای حقیر
بر قامتی سترگ
با برگ برگ سبز درختان ملتهب
آنك ظهور پچپچه ی لاله های سرخ :
_ گویا گراز زخمی شب بر گلوی نور
دندان فشرده است !
_ گویا دوباره گوی ظفر را
چونان همیشه
پنجه ی نامرد برده است !
_شاید حریق شوق رهایی
همراه با دلاور جنگل فسرده است؟
خنیاگر۲ خزر
فریاد می زند :
((جنگل نمرده است
هرچند بی شمار
در جزر و مد خنجر شب زخم خورده است
جنگل نمرده است...))
*
آتشفشان سرد
آنك دوباره گرم
نفس می كشد به شوق
در قامت ستبر دلیران پاسدار
_چونان ظهور
معجزه ای_
زنده می شود
میرزا شهید شور و شعف
گرد گیله مرد
*
خنیا گر خزر
فریاد می زند:
میرزا نمرده است
میرزا حریق جنگل در خون تپیده را
میرزا طلسم فجرو طلوع سپیده را
میرزا تفنگ را
به شهابان شب شكن
این قاصدان صبح
این وارثان مصحف و میزان سپرده است.
میرزا نمرده است
خنیاگر خزر
فریاد می زند.
آذر ۵۹
1 اضطراب
2آوازه خوان / نوازنده
از کتاب "هم صدا با حلق اسماعیل"
لطفا اینجا را هم بخوانيد
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.