بارگاه امام علی

حسرت نور به چشم شب يلداست على

آبرو بخش زمين ، حضرت درياست على


ذكر مولاست كليد همه ي مشكل ها

تا به مفتاح زبان ، فاتح لبهاست على


با دلي پاك _چو آيينه_ببين هستي را

تا ببيني كه چه خوب است ، چه زيباست على


نيست محصور زمان ، بندگي درگه او

از ازل تا به ابد بر همه مولاست على


باز ، آيينه ي شب عطر غريبي دارد

باز انگار همين لحظه ، همينجاست على


طلحه ها ، عايشه ها منتظر حادثه اند

 مالكي نيست ، خدا ! آه چه تنهاست
على