علی مطهری

ا................ خاک چندان از آدمی بخورد

.ا............... که شود خاک و آدمی یکسان

..ا.............. (سعدی)


من اگر جای دوستان باشم

دل به این صندلی نمی بندم

 

صندلی، بعد من نمی ماند

مثل ارثی برای فرزندم

 

مُردنِ آنکه جانشینِ وِیَم

روز و شب سخت میدهد پندم

 

بعد مرگم چه سود خواهم برد

از زر و سیم آنچه آکندم؟

 

حرف مردم، دلیل "خوبی" بود؟

که به یک مشت حرف خرسندم؟

 

بعد مرگم چه فرق دارد که :

« زشت رویم و یا خوش آیندم_

 

تلخ باشم برای بعضی ها

یا که بر عده ای دگر، قندم_

 

صاحب چند نسخه تالیفم

صاحب چند گونه ترفندم» ؟

 

بعد مرگم تجسّم عمل است

آنچه در زیر خاک آرندم

 

حلقه ی مار یا که دست نگار؛

عملم می شود گلوبندم

 

واژه واژه جواب باید داد

از سخن هر چه را پراکندم

 

از قضا زیر سنگ سنگینی

عاقبت نرم می شود دندم

 

***

 

به حقوقش اگر که دل بستم

به مرامش اگر که پا بندم_

 

«هر کسی پنج روزه نوبت اوست»

نوبتم تا کی است و تا چندم؟

 

عمر مجلس چقدر کوتاه است

در سرانجام، من فرهمندم؟

 

مجلسِ عمر، هم سر آید و من

زیر خروار خاک می گندم

 

رختِ مرگ است اگر که آخر کار

من که از تخت و بخت دل کندم

 

بس که مدیون مردمم به خدا

بس که شرمنده ی خداوندم

 

***

 

مرگ هم شوخی خداست ولی

من به این طنزها نمی خندم


تقدیر ِ 12 آبان 1390



پی نوشتها

اول : فکر نمی کنم نیازی باشد بگویم "هر کسی پنج روزه نوبت اوست" مصرعی وام شده از حضرت حافظ باشد
دوم : با تشکر از یونس خانی ، عکاس خوش ذوقی که این تصویر را در تاریخ تماشا کرد
سوم : هنوز هم سرم گیج این "فاعلاتن مفاعلن فعلن" است
چهارم : باز هم پرحرفی شد ):