( یونس غزالی ) امیر و خرش در سریال وضعیت سفید

امیر و خر

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

ظهرهای جمعه که بعد از ناهار همه می خوابیدند من نمی خوابیدم. ظهرهای جمعه که یک کسالت و رخوت بر خانه مان سایه می انداخت پلک های من این سایه را دوست نداشتند. ظهرهای جمعه پناه می بردم به تله فیلم ساعت چهار شبکه یک تا شاید پنجره ای وا کنم به  حال و هوایی خوبتر. با شوق و ذوق پایش می نشستم اما ... اما شوق و ذوقی در کار نبود. تله فیلم سر کارم می گذاشت. تله فیلم فقط تله بود. دام بود. فریب بود و واقعا سالهای سال برای من به معنی سرکارگذاشتن بود. با این حال تله فیلم پخش می شد = جمعه ی من می شد در آمدی کسل بر هفته ای کسل = از آن طرفِ معادله، جمعه ی آقای کارگردان اگر مسن بود می شد در آمدی برای پر کردن جیبش و اگر جوان بود تمرینی برای گرم شدن دستش => ظهرهای جمعه، من تنها ترین پسر بچه روی زمین بودم.

این مسئله داشت به بزرگی هایم هم می رسید. انگار هیچ کس حریف این تراژدی نبود... . نبود مگر یک کمدی. کمدی که نه. یک عاشقانه ی شاعرانه ی طنزآمیز روزی کسل مثل همه ی روزهای کسل (احتمالا ظهر جمعه) غمگین روبروی تلویزیون نشسته بودم و داشتم میوه پوست می کندم (احتمالا سیب) یک هو صدایی مهیب آمد وسط متن زندگیم. صدای شکستن و فروریختن. اول فضا غبارآلود و فتنه گون بود، خوب نمی دیدم داستان از چه قرار است. فقط یک سایه را می دیدم که لحظه به لحظه مشخص تر می شد و جلو تر می آمد: انسانی چهار شانه، نسبتا چاق، قوی و... حالا که جلوتر آمده می توانم بگویم با صورتی مصمم و مهربان. مثل همه ی قهرمان های جهان. با سبیلی پر پشت، و ته ریشی رو به رشد. و این خود او بود : عمو حسن پور شیرازی. آنکه با دست های او در ذهن من تابلوی ترسناک تله فیلم درهم شکسته شد. من آن موقع فقط عمو حسن را دیدم و نهایتا نقش مقبالش آشا محرابی را (با دوبازی شگرف).  بعدها قهرمان های اصلی تر را شناختم، بعدها فهمیدم تله فیلم "فریدون مهربان است" کارگردانی دارد به نام "حمید نعمت الله" و نویسنده ای به نام "هادی مقدم دوست". اما حماسه اینجا به غزل ختم نشد. حماسه ادامه داشت و تله فیلم شگرفی دیگر از نعمت الله میهمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شد. "بیا از گذشته حرف بزنیم" با بازی زنده یاد مهین شهابی ، ثریا قاسمی و پوراندخت مهیمن ؛ ثابت کرد نعمت الله و همسرش خانم معصومه بیات* چقدر بیشتر از خیلی ها که ادعایش را دارند، خانواده ی ایرانی و مخصوصا خانم های ایرانی را می شناسند. ثابت کرد می توان برای امام رضا کار کرد و بی نظیر کار کرد. اگر فقط همین دو تله فیلم درکارنامه ی این تیم هنری ثبت شده بود کافی بود برایم که به عنوان یکی از بهترین تیمهای هنری بشناسمشان. اما کارنامه ی نعمت الله (این بار با هادی مقدم دوست) یک سینمایی شگفت انگیز به نام بی پولی را هم داشت. فیلمی که نگاهی نو، متفاوت و بی تصنع به فقر داشت. البته این سینمایی با همه ی شگفت انگیزی هایش برای من ارزش آن دو تله فیلم و سریال وضعیت سفیدشان را ندارد. اصلا بحث قوت و ضعف نیست. بحث بستر کار است. ما در سینما کارگردان های به این چیره دستی کم نداشتیم. در نتیجه سینماییِ نعمت الله فقط می تواند از بهترین های سینما باشد. اما تله فیلم ها و سریالش، اصلا ماهیت تله فیلم سازی و سریال سازی را از یک کار دم دستی و سفارشی به یک اثر هنری و ارزشمند تغییر داد. این کارها بهترین بودند و توقع ما را نسبت به ساخته های صدا و سیما بالا بردند. بسیار بالاتر از بعضی سریال های ضعیف و جمعه-ظهر های کسل کننده. آدم وقتی به این فکر می کند که وضعیت سفید با همه موفقیتش اولین تجربه ی سریال سازی یک کارگردان است واقعا روحش شاد می شود


حمید نعمت الله هادی مقدم دوست کارگردان و نویسنده های سریال وضعیت سفید
حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست

بعد از مختارنامه دیگر دوست نداشتم تلویزیون نگاه کنم. فکر می کردم دیگر دنیا به آخر رسیده است. فکر میکردم فقط قرار است کارهای ضعیف پخش بشود. هیچ فکر نمی کردم باز هم سریالی شگفت انگیز مهمان خانه هایمان می شود. سریالی شگفت انگیز تر از مختارنامه. سریالی که به قول استاد داوود میرباقری نباید امثال آنها را یک سریال (با تعریف رایجش در گذشته ی تلویزیون ایران) بخوانیم و بهتر است بگوییم بیست فیلم سینمایی خوب. از آنجا که عمرا باورم می شد بعد از مختارنامه شاهد چنین شاهکاری باشم اصلا تلویزیون را نگاه نمی کردم به همین خاطر حدود ده قسمت از  سریال که پخش شده بود تازه حاج حمید و دیگر دوستان اهمیت این سریال را به من قبولاندند. در نتیجه غافلانه از قافله عقب افتاده بودم و از طرفی هم دوست نداشتم چیزی را از وسطش ببینم..../ قبل ترها همیشه بدم می آمد که سریالی (از قهوه تلخ گرفته تا لاست و 24 و دیگر خزعبلات مشابه) را تهیه کنم و چندتا چندتا در کامپیوتر شخصیم ببینم. اما وضعیت سفید مجبورم کرد برای اینکه خودم را به غافله برسانم، این حس را با دانلود چندتا چندتایی قسمت هایش تجربه کنم. وضعیت سفید مجبورم کرد خوشحال باشم. اما حالا که تمام شده چی؟ حالا که قسمت جدیدی نیست تا  شب در تلویزیون ببینم یا نیمه شب دانلود کنم چی؟ حالا فقط "یاد باد آن صحبت شبها ..."

درمورد سریال وضعیت سفید حکمت های فراوانی را می توان مطرح کرد که شما خودتان بیشتر از من بر آنها آگاهی دارید، اما آخرین حکمتی که من از این سریال درک کردم در مورد ضعف بعضی سکانس های بعضی از قسمت های آخر بود. فکر می کنم میان خواب و بیداری حکمت این مسئله به من الهام شد : اگر وضعیت سفید با همان اوج شگرف فرود می آمد و این تک و توک ضعف را نداشت در دوریش امید به زندگی من و امثال من به صفر می رسید. در شرح حال بعضی از عرفای بزرگ سرزمینمان آورده اند "برای اینکه مریدان به خاطر کثرت کرامات و شدت حالات مراد خویش در مقام وی دچار اشتباه نشوند و ایشان را الله نخوانند، این پیر با صفا با جمع تدبیر و تقوا، مکروهی انجام می داده و وضعیت را به حال عادی باز می گردانده"

حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست هم آدم های عادی و بامزه ای هستند مثل خود ما.
 

پی نوشت 1 : ظاهرا در بیشتر کارهای این دو آدم باحال نعمت الله هم کارگردان بوده است و هم نویسنده و مقدم دوست فقط نویسنده به جز فریدون مهربان است که نعمت الله دیگر در کنار مقدم دوست نویسنده نیست. همچنین نویسنده و کارگردان فیلم بوتیک تنها خود نعمت الله است و مقدم دوست دستیار کارگردان.

پی نوشت 2 : در صفحه ی شما در سایت سریال وضعیت سفید هم یک فیلم کوتاه از کارگردان است خطاب به شما وهم آدرس یک نظر سنجی

پی نوشت 3 : مرتبط با اندوه ---> خداحافظ وضعیت سفید

*اصلاحیه : نمیدانم چرا گمان می کردم نویسنده ی "بیا از گذشته حرف بزنیم" هم هادی مقدم دوست است. الآن که دوباره از شبکه سه پخش شد فهمیدم نویسنده ی دو تله فیلم اول نعمت الله (یعنی "ای دوست مرا به خاطر آور" + بیا از گذشته حرف بزنیم") همسر ایشان خانم معصومه بیات بوده است و ظاهرا با هم نوشته اند. معصومه بیات مدیر مسئول فصلنامه پرورین بوده است. جالبنوشت---> در شورای سیاستگذاری این مجله دو نام وجود دارد : معصومه بیات + حمید نعمت الله. برای پی بردن به قلم شگرف خانم بیات سرآغاز این فصلنامه را بخوانید
 

پی نوشت آخر (و همیشه در حال به روز شدن): بعد از این آثار، از این گروه آثار دیگری چون:
تله فیلم «لب دریا» به کارگردانی نعمت الله و با فیلم نامه ی نعمت الله و مقدم دوست؛
تله فیلم «به صرف شربت و شیرینی» با فیلمنامه و کارگردانی هادی مقدم دوست؛
تله فیلم «از دل سلامت می کنیم» به کارگردانی نعمت الله و فیلمنامه معصومه بیات؛
فیلم سینمایی «سر به مهر» با کارگردانی و فیلمنامه هادی مقدم دوست؛
فیلم سینمایی «
آرایش غلیظ» به کارگردانی نعمت الله و با فیلمنامه نعمت الله و مقدم دوست
فیلم سینمایی «هیهات» به کارگردانی و نویسندگی هادی مقدم دوست (اپیزود چهارم)
فیلم سینمایی «رگ خواب» به کارگردانی نعمت الله و با فیلمنامه معصومه بیات
فیلم سینمایی «شعله ور» به کارگردانی نعمت الله و با فیلمنامه نعمت الله و مقدم دوست و...
ساخته شدند.


( عباس غزالی سهیلا گلستانی ) بهروز و منیژه در سریال وضعیت سفید
بهروز و منیژه و شِورُلت