سحرهای رمضان + شبکه قرآن = آوازهای هیئتی
«مطلبی که تکرار شود عادت میشود. گاهی عادت خودش یکی از عوامل غفلت است و من هم از بس تکرار کرده ام بسمه تعالی و اینها، نگرانم از اینکه تکرار شود. این عبارت وقتی تکرار شد، دیگر مطلقا یاد خدا از بنده ببرد. بدون اینکه مدعی باشم، متذکر نام خدا هستم. به هر حال می گویم بسمه تعالی، به نام خدای خارج از عادت که متداول است، و بنا بر این به نام خدای پریروز و پس فردا. »2
با اینکه این پست اصلا قرار نبود نوشته شود و وقتی هم که دم سحری خوب آمد که نوشته شود اصلا قرار نبود به اینجاها کشیده شود ولی دلم میخواهد حالا که تا اینجا آمدم به عنوان یکی از مخاطبین 70 ملیونیِ تلویزیون ایران، ولو در حد یک پاراگراف در این نیمه جان-وبلاگ به رنگ آسمان، یادداشت و بزرگداشتی داشته باشم برای یک هنرمند زنده. هنرمند زنده یعنی کسی که تا هنوز هنر در او زنده است. چه بسیار هنرمندانی که مرده اند اما جسدشان هنوز نفس میکشد و چه بسیار ... حالا از این جملات شاعرانه و شعارانه اگر بگذریم، آن هنرمند زنده ی ایرانی، سومین فیلمبردار هوایی برتر جهان است و حمید مجتهدی نام دارد. کسی که هم با آلبرت لاموریس در مستند باد صبا هم با مصطفی عقاد در سینماییِ محمد رسول الله همکاری داشته است. و این یعنی هم در یک فیلم به شدت ایرانی هم یک فیلم به شدت اسلامی. و این یعنی اینکه ایشان الآن برای خودش پدر بزرگی شده است. اما همین پدربزرگ در همین ایام پدربزرگیش (که وقت غر زدن و مصاحبه های سیاسی کردن است، به طبیعت بعضی ها) به حکم زنده بودنِ جانورِ هنر در جانش به ایران آمد و کارگردان پروژه ی گسترده و شگرفی شد به نام «مستند ایران»3.

حالا کاری به این نداریم که چقدر قدر ایشان را می دانیم و چقدر شده بتوانیم مستندهایش را ببینیم و همراه با حرکت آرام و نسیم وارِ دوربینش ایران گردی و خیال نوردی کنیم و چقدر کیفیت هنری فیلمبرداری و کارگردانی او باور نکردنی ست و این حرف ها. مسئله ی مهم دیگر این است که این فیلمبردار برتر امروز سینمای جهان، در مقام یک کارگردان هم فهم این را دارد که باید همه ی اجزای کارش مثل فیلم برداریش عالی باشد. به همین خاطر کسی که نریشن ها را می گوید (یعنی کسی که گوینده ی متن است) می شود استاد بهروز رضوی با آن صدای گرم و فاخرش و با آن همه تجربه و دقتش. و به همین خاطر موسیقی این فیلم هم توسط هنرمندان جوان و مبتکر و خلاق ایرانی ساخته شدند. به گمانم خود من، هم گروه ایل به سرپرستی صادق چراغی (پیش از آنکه آلبوم از خشت و خاک یا روی در آفتاب شان منتشر بشود) را و هم آریا عظیمی نژاد (پیش از اینکه حضورش در موسیقی سریال های تلویزیونی اینهمه پر رنگ شود) را اول بار در «مستند ایران» کشف کردم. کارهای متاخر را گروه ایل آهنگسازی کرده است، به همراه خوانندگان خوبی مثل علی رضا قربانی و محمد معتمدی. و کارهای قدیمی تر را هم تا آنجا که من یادم است همین جناب عظیمی نژاد. شاید با نوشتن این اسم ها چیز خاصی به یاد ما نیاید. اما الآن یک چیزی می گویم که همه ی مان یادمان بیاید :
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان
دور مران از در و را هم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
حالا یادتان آمد؟ (گفت : هم یادم آمد هم دلها روانه شد) بله این قطعه ی شگرف که همه ی ما آن را با صدای استاد محمدعلی کریمخانی و آهنگسازی آریا عظیمی نژاد از بر داریم، پیش از آنکه یکی دو سال پیش یک هو معروف شود و مدام از صدا و سیما پخش ، ساخته شده بود برای یکی از قسمت های خراسان ِ مستند ایران. وقتی که دوربین می خواست وارد حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) شود. و همین یک قسمت مستند ایران را در مشهد نزدیک حرم می فروختند. و من (شاید هم یکی از بستگانم) این قطعه را با جت آودیو از رویش ضبط کرده بودیم و هی هر روز گوش می کردیم.
حالا همه ی اینها را گفتی که بگویی دم مجتهدی گرم که عظیمی نژاد را آورد و دم عظیمی نژاد گرم که کریم خانی را؟ (حتی می شود به عقب تر هم رفت : دم آقای خامنه ای گرم که ضرغامی ...) . نه عزیز جان نه برادر جان. این دم ها که با نفس خسته ی من گرم نمی شود. من فقط می خواهم به یاد آورم وقتی که در ام پی فور مرحومم قطعه ی «ای حرمت» ِ کات شده را با حسرت و لذت گوش می دادم و هی پیش خودم می گفتم خدایا صاحب این صدای ملکوتی کیه؟ خدایا خدایا میشه من یک روز بروم زنجان و یک هو بر بخورم به صاحب این لحن ترک؟ وقتی دارد برای خودش زیر لب آوازی زمزمه می کند؟ بعد بپرم بغلش بهش بگویم : حاجی! جان من یه راست پنجگاه بیا، یه افشاری مرکب بزن، یه بیات ترک بگو، یه دونه ای حرمت بخون برام ...

استاد محمد علی کریم خانی
و چقدر طول کشید من و خانواده ام فهمیدیم کسی که آنقدر زیبا در سریال روزهای اعتراض می خواند همان کسی ست که در آن ویژه برنامه ی محرم مجید مجیدی همراه با نزار القطری و حاج صادق آهنگران می خواند و همو که این قطعه ی زیبا و معروف را برای امام رضا ... القصه از سال گذشته همین استاد کریمخانی (که من در رویاهایم آرزو می کردم کاش «ای حرمت» ش یک دقیقه بیشتر بود) سحرهای ماه رمضان می آید شبکه ی قرآن و هر سحر هم حدود 10 دقیقه آواز می خواند. فکرش را بکنید، هر روز! آن هم ده دقیقه! ... آن هم نه یک آواز رفاقتی و شلخته و دور همی که به نظر من بیشتر این آوازها واقعا حرفه ای و جدی هستند.
حالا که این استاد بی بدلیل آواز و مداح با صفای هیئتی حاضر شده است هر سال ماه رمضان سی آواز روحانی و معنوی در تلویزیون ما بخواند، هم منِ مخاطبِ آثار هنری و معنوی وظیفه دارم صدای تلویزیون را (هرچند که برهم زننده ی نظم سفره ی سحری ست) کم نکنم و با دقت به این هنر ناب گوش کنم، هم آقای صدا و سیما باید دستور بدهد به آن سازمان انتشاراتی عریض و طویلِ سروشش تا مجموعه این آوازها را با کیفیت خوب و همراه با یک جلد مناسب و یک طرح جلد زیبا و همراه با کاغذهای متعدد و مناسب! در آن جلد (نه مثل این آلبوم آخری افتخاری که اینقدر نادلسوزانه کار شده بود) منتشر شود. یعنی الآن ما باید آلبوم سال گذشته را در طاقچه مان می داشتیم. شاید هم منتشر کرده اند بندگان خدا. من که همیشه توی غارم از چیزی خبر ندارم. البته در همین بی خبری هم خبر دارم آستان قدس رضوی یکی دو آلبوم از مداحی های ایشان با نام «گلبانگ رضوان» منتشر کرده است.
امروز بعد از اینکه ایشان آواز معمول را خواندند فضا کمی حال و هوای مشهد گرفت و مجری خواهش کرد استاد «ای حرمت» را هم بخواند؛ با اینکه خیلی از این کار بدم می آید، از اینکه هی بگویند هنرمند همان کار معروفش را هی بخواند (آن هم برای هنرمند-مداح که اثرش خیلی متاثر از حال همان لحظه ی او هم هست) و از این هم خیلی بدم می آید که یک چیز خوب معنوی را هی تکرار کنند و هی زنگ موبایل و هی آهنگ پیشواز ... اما خب امروز وقتی دوباره خواندش دیدم نه خوب شد. هم مجری حالش دگرگون شد هم خود استاد هم با حال خاصی خواند، یعنی با «حال» خواند و خلاصه مبارک سحری بود.

ای تو! ای شمایی که مخاطب خاص من هستی، ای برگزیده! ای از میان شمایان شمایی که استثنائا حاضر شدی همچنان این پریشان نوشته ها را به پایان ببری و تا آخر تحمل کنی! ای خسته! برای آنکه با اندوه و حسرت و حس مغبونیت زیادی از اینجا نروی رفتم کلی خنزر پنزرهایم را گشتم تا این چند قطعه را از استاد کریمخانی پیدا کنم تا بگذارم اینجا تا شما سر فرصت یکی یکی دانلودشان کنی یا اینکه فقط همینجا بهشان گوش بدهی :
همرا با موسیقی _ آهنگساز: آریا عظیمی نژاد
2 گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم | آواز برای امام حسین
3 طوف دل کن که حرم خانه ی دلدار اینجاست | آواز و سلام برای امام حسین | آلبوم جادوی ایران زمین
4 آمدم ای شاه پناهم بده | آواز برای امام رضا | از موسیقی متن مستند ایران
بی موسیقی _ از آلبوم: گلبانگ رضوان
5 خوشا آن غریبی که یارش تو باشی | آواز برای امام رضا
6 طوف دل کن که حرم خانه ی دلدار اینجاست | آواز برای امام رضا
7 از این دیار، دیار صفا کجا بروم | آواز برای امام رضا
8 ای ساحت بهشت خداوند جای تو | آواز برای امام جواد
9 ای مرغ سحر! سحر مبارک | آواز برای حضرت زهرا
10 من دست خالی آمدم | مولودی برای حضرت زهرا
1 به نقل ازفص سوم «کشکول» درویش حسنعلی خراباتی.
2 به نقل از گفتار یازدهمِ «دیدار فرهی و فتوحات آخر الزمان» مجموعه درس-گفتارهای سال
58 احمد فردید؛ به کوشش دکتر محمد مددپور.
3 آخرین گفتگوی حمید مجتهدی خیلی خواندنیست : از نا امیدی در حرم امام رضا تا امید ساخت مستند
خلیج فارس.
مرتبط:
کاش پست ایشان را پیش از نوشتن پست خودم خوانده بودم: استاد کریمخانی و شبکه قرآن
پست های قدیمی خودم با موضوع هیئت : دانلود یک نوار قدیمی از نریمان پناهی و بچه هیئتی ها بخوانند
بعدنوشت(حتما بخوانید) : معرفی آلبوم تازه ی کریمخانی و عظیمی نژاد برای محرم : «ساقی سرمست»
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.