تهران، میزبان خراسان
رونمایی از کتاب «روی جاده ی ابریشمِ شعر» استاد محمد قهرمان در خانه ی شعر و ترانه

حسین تقی پور + دکتر گرمارودی + دکتر کاخی + استاد حسرت + استاد قهرمان + مرتضی امیری اسفندقه + زرتشت اخوان ثالث + اسماعیل امینی
«خراسان است و شعر قهرمانش»
(استاد شفیعی کدکنی)
به گزارش خبرنگار اعزامی به رنگ آسمان، دیروز، یکشنبه 26 شهریور ماه 1391 : تهران از بزرگ شعر خراسان، استاد محمد قهرمان تجلیل کرد. این گردهم آیی، هم برنامه ی رونمایی از کتاب تازه ی ایشان بود و هم به همین بهانه، برنامه ی بزرگداشت و نکوداشتشان. میزبان خانه ی شعر وترانه بود به مدیریت مرتضی امیری اسفندقه و میهمانان برنامه هم تا آنجا که من دیدم و شناختم عبارت بودند از: دکتر مرتضی کاخی + دکتر سیدعلی گرمارودی + استاد محمد علی بهمنی + استاد سید محمد رضا طاهری (حسرت) + زرتشت اخوان ثالث (فرزند ارشد اخوان + مدیر انتشارات زمستان) + محمد رمضانی فرخانی (خراسانی) + علی محمد مودب (تربت جامی) + دکتر وحید عیدگاه (طرقبه ای) + مصطفی محدثی خراسانی + اسماعیل امینی + علی داوودی + بیژن ارژن + سعیده موسوی زاده (خراسانی) + علیرضا بدیع (نیشابوری) + و خیلی های دیگر و همه از اهالی شعر (که دیدید بیشترشان خراسانی بودند مثل خود آقای اسفندقه و ظاهرا باید می نوشتیم: خراسان میزبان خراسان) از این میان تعدادی به سخنرانی و شعرخوانی پرداختند (همانطور که از هر جلسه شعری انتظار می رود!) و سر آخر هم خود آقای قهرمان دو غزل و همچنین ترانه ای با گویش محلی تربتی خواندند (تا حق خانه ی «شعر» و «ترانه» ادا شود) .

استاد محمد قهرمان
از خانواده ی موسیقی هم افرادی چون : استاد حسن ریاحی + استاد هادی منتظری + افشین رامین (که چقدر آلبوم «دل آرا» به آهنگسازی ایشان و خوانندگی حسام الدین سراج را دوست می دارم) + امیر بکان (که چقدر قطعه ی «پارسی پارسا» به آهنگسازی ایشان و خوانندگی علیرضا افتخاری را...) + جمال منبری (که چقدر همه قطعه «یاد تو» ایشان را گوش می کردیم و دوست داشتیم احتمالا) + که و که ها حضور داشتند، که از این میان آقای جمال منبری به همراه دو نوازنده (تار + تنبک) چند غزل از استاد قهرمان را (اول به صورت آوازی و سپس تصنیف) اجرا کرد. اتفاقا برای اینکه دز موسیقایی جلسه پایین نیاید، در فرجام کار یک ردیف-دستگاه تار ِ ساخته ی استاد بهرامی هم به استاد قهرمان اهدا شد.

اجرای موسیقی به خوانندگی جمال منبری
قصد این یادداشت سخن گفتن از استاد قهرمان، یا معرفی این کتاب تازه ی شان، یا دادن یک گزارش کامل همراه با حواشی از جلسه ی رونمایی نیست. نه قصد یادداشت و نه وقت نویسنده (که عازم سفر است) در حال حاضر می تواند پذیرای چنین مسائلی باشد. «روی جاده ی ابریشم شعر» را از همان وقتی که از نمایشگاه گرفتم و خواندم در نظر داشتم معرفی کنم، در قالب مقاله ای یادداشتی چیزی، وانگهی وقت و بختش را تا هنوز نیافتم. بادا که بیابم. همینقدر بگویم که این کتاب پس از «حاصل عمر» دومین مجموعه شعر محمد قهرمان به حساب می آید. البته اگر مجموعه شعرهای تربتی (یعنی : «خدی خدای خودم» + «دم، در بند عشق») را شعر حساب نکنیم و ترانه حساب کنیم.

زرتشت اخوان ثالث در حال اهدای دسته گل به استاد قهرمان
با اینکه محمد قهرمان را بیشتر با غزل هایش می شناسیم و من خودم ابیاتی از یک غزلش را خیلی می خواندم، لااقل برای تو یک نفر که خوانده ام:
بر کفه ی دو دستم امشب دو جام بگذار
ای ساقی سبک دست! سنگ تمام بگذار
بر سفره ای که آمد با خون دل فراهم (دوست عزیز! این مصرع را اشتباه میخواندم: بر سفره ای که شد از خون دلم فراهم)
نان حلال داریم، آب حرام بگذار
بله، خلاصه با اینکه بیشتر با غزل می شناسیمشان، اما به خاطر همان دلیل قبلی (فرصت اندک) به جای غزل، چهار رباعی و چهار تک بیت را از کتاب «روی جاده ی ابریشم شعر» ایشان انتخاب کردم، که هم شعرهای استاد قهرمان را خوانده باشید، هم با سلیقه ی استاد حسن آشنا شوید! . غزل بماند برای فرصت های بعد.
(همچنین به خاطر همان دلیل قبلی کامنت های استاد نیلو را تایید نکردم. چون نیاز به جواب داشتند و جواب های شان نیاز به فکر و فکرها هم نیاز به زمان زیاد. این را گفتم که فکر نکنند کم آورده ام و از بحث و جدال و دعوا و معاندت خسته شدم.)

استاد قهرمان در حال امضای کتاب برای اسماعیل امینی
رباعی ها
1
چون نیست مرا سر ِ رهایی از تو
یا رب! که نباشدم جدایی از تو
ای آنکه به حق از همه نزدیک تری
دورم ز تو، چون زهد ریایی از تو
2
از هرم دو تب در آتشم روز و شبان
یک تب دارم در تن و یک تب در جان
آن تب که ز عشق است به جانم بسته ست
از آن تب دیگرم خدایا برهان!
3
در عشق، چه اندیشه ی سامان دارم؟
شمع ِ سحرم که رو به پایان دارم
ترسیده ز بس که چشمم از گردش چرخ
در وصلم و اضطراب هجران دارم
4
دلسوخته ی غیبت ناگاه توام
افتاده به دام ِهجر ِ جانکاهِ توام
از من به سفر کناره کردی، اما
مانند دعای خیر، همراه توام
تک بیت ها
1
لحظه ای لب به لبم نِهﹾ که زمان می گذرد
زندگی کردن ِ در لحظه بیاموز مرا
2
اگر که آینه زیباترت نشان ندهد
رخش سیاه! ببین چشم من چه می گوید
3
در جمع دوستان عزیز تو گم شدم
رفتم ز خاطرت که به یاد آوری مرا
4
پاییز اگر که زود، وگر دیر، می رسد
با روزهای ابری دلگیر می رسد
این بیت اخیر راکه نوشتم اعصاب خودم هم خورد شد. و چه کنیم که واقعا هم دیر یا زود فصل مدرسه نزدیک است.
گزارش تصویری


دکتر مرتضی کاخی + استاد محمد قهرمان
رونمایی از کتاب روی جاده ی ابریشم شعر
دکتر سید علی گرمارودی = سخنرانی و شعرخوانی: نیمایی
سیدعلی موسوی گرمارودی و محمد قهرمان
جمال منبری + استاد قهرمان + استاد حسرت
سعیده موسوی زاده = شعرخوانی: یک ترانه ی تربتی برای استاد قهرمان
بیژن ارژن = شعرخوانی: رباعی های خیلی خوب
دکتر موسوی گرمارودی + دکتر کاخی + استاد حسرت تبریزی + استاد قهرمان در حال امضای کتاب برایشان
علیرضا بدیع = شعرخوانی: دو غزل
سید محمدرضا طاهری + محمد قهرمان + مرتضی امیری اسفندقه+ زرتشت اخوان ثالث



همه ی کسانی که جا شدند = رضا فلاحفر + امیری اسفندقه + محمد قهرمان + علیرضا شعبانی + حسین تقی پور + علیرضا بدیع + وحید عیدگاه
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.