اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا
ما هیچ ندیدیم از او جز خوبی

(دانلود صوت کامل نماز . دانلود فیلم کامل نماز)
تا آنجا که ذهن من یاری می کند، این اولین باری است که رهبر انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دوران رهبریشان، برای فردی نماز میت می خوانند. (منظور البته نمازی ست که رسمی باشد و رسانه ای شود. جز آن را که نمی دانیم و کاری هم نداریم.) که این به خودی خود نشان از اهمیت بالای این اتفاق دارد. یعنی اهمیت درگذشت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی (رحمه الله علیه) که در یادداشت قبلی به آن پرداختم. از این نکته گذشته می توانیم برای این مسئله دلایل و نتایجی را بر شماریم.
( این پاراگراف اضافه شد: اندکی بعد از نوشتن این یادداشت، خواهرم و دیگر دوستان تذکر دادند که رهبر انقلاب در دوران رهبریشان برای دیگرانی هم نماز خوانده اند. یکی _اخیرا_ همسر امام خمینی (ره) و دیگری _در گذشته_ فرزند امام، مرحوم حاج احمد آقای خمینی. که این خود نکته ای ست که می تواند ذیل عنوان «دلایل» بررسی شود. به قول خواهرم این تکریم مختص کسانی است که بیشتر از همه انسان را یاد امام خمینی می انداختند و بیشتر از دیگران به او نزدیک بودند. و گویی اینها همه در راستای تولای رهبر انقلاب است به امام خمینی. )
دلایل
اولین دلیلی که به ذهن همه می رسد این است که مرحوم حاج آقا مجتبی، تنها مرجع تقلیدی بودند که به جز خود آقای خامنه ای، ساکن تهران بودند. یعنی هیچکس دیگر در این شهر، با این اهمیت و جایگاه حضور نداشته است که از دنیا برود.
دیگر دلیلی که به خاطر می رسد جایگاه ویژه و بی همتای ایشان است در تربیت اخلاقی نفوس انسانی. تکریم حاج آقا مجتبی، تکریم یک شخص نیست، تکریم اخلاق است. بزرگداشت اخلاق اسلامی است. و این یعنی در نگاه رهبر انقلاب، در جامعه ی اسلامی ما اولویت با اخلاق است. شاهد مثالم برای این مدعا، خطبه های نماز جمعه ی ایشان در بهمن سال گذشته است (که همان وقت مفصل درباره اش نوشتم) ایشان در بخشی از خطبه به بیان نقاط قوت و ضعف انقلاب اسلامی و کشورمان پرداختند. یکی از نقاط ضعف اینگونه مطرح شد:
« يكى
ديگر از ضعفهاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفتهاى علمى، پيشرفت
اخلاقى و تزكيه ى اخلاقى و نفسى پيدا نكردهايم؛ اين عقب ماندگى است. البته
امروز در مقايسه ى با قبل از انقلاب، به مراتب و مراتب بهتر است - در اين هيچ شكى
نيست - اما بايد پيشرفت ميكرديم. در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛
بايد در معنويت و در تزكيه ى نفس هم پيشرفت ميكرديم. در قرآن هر جا تزكيه و تعليم
از زبان پروردگار است، تزكيه مقدم است بر تعليم؛ آن هم تعليم كتاب و حکمت _«يزكّيهم
و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»_ فقط يك جا از زبان حضرت ابراهيم، تعليم مقدم است.
بنابراين ما از تزكيهى اخلاقى و نفسى غفلت كرديم. »
نتایج
از نتایجی که می توان برای این اقدام برشمرد یکی تحقق همین دو دلیل است. یعنی در وهله ی اول تکریم و تعظیم فقاهت و مرجعیت شیعی، و دیگر : ارج نهادن اخلاق و مربی اخلاق، به عنوان اولویت و ضرورت جامعه.
دیگر: معرفی حاج آقا مجتبی به عنوان یک نمونه ی کامل از مربی اخلاق و عرفان به تمام اعضای امت اسلام و جامعه ی ایران، آن هم در زمانه ای که بیشترینِ روزنامه نگاران و حتی متفکران معتقدند که مردم در سراسر جهان با چیزی با عنوان «بحران معنویت» مواجهند. اصطلاحی که فراتر از کاربرد ژورنالیستی اش، معنای حقیقی و پیامد های حقیقی بسیاری دارد. از جمله ی این پیامدها: وفور ظهور دکان های مدعی اخلاق و عرفان و معنویت. حیف است انسانی چنین بلند مرتبه و بی همتا را فقط اهالی شهر تهران بشناسند. وقتی بلند رتبه ترین مقام یک کشور، و رهبر یک اجتماع بزرگ دینی بر یک استاد اخلاق تهرانی نماز می خواند (آن هم برای اولین نماز میت رسمی) ، نگاه جهان را به او جلب می کند. حالا که رسانه ای چون اینترنت در درسترس همگان هست، حالا که متن، صدا و حتی فیلم سخنرانی های حاج آقا مجتبی در سایت او قابل دسترسی است، با بلند شدن آوازه ی او خیلی ها می توانند پس از مرگش شاگردیش را بکنند و در راه پر فراز و نشیب آدم شدن، به لطف استادِ مهذبی چون او گامی چند به پیش بنهند. البته اگر ما دچار ویروس شایعِ هرزه گردی در اینترنت نباشیم، و میل داشته باشیم از این رسانه ی شگفت، به جز زباله هایش، کمی هم غذای سالم تهیه کنیم.
دیگر آنکه: داغ رفتن حاج آقا مجتبی، برای دوستان و دوستداران بسیارش، چیزی نبود که به این راحتی ها ایشان را رها کند. این داغ، تا عمق اعتقادات آدمی را می سوزاند. ضربه ی این خبر، خانه ی عقل را ویران می کند. وقتی بر جنازه ی بزرگی از اینگونه، بزرگمردی چون رهبر انقلاب نماز بخواند و سوگواری کند، تحمل واقعه بر مردم مذهبی تهران _که چون یتیمان اویند_ آسان می شود. باید خدا را به این خاطر شکر کرد. البته به هر سوی ماجرای رحلت حاج آقا مجتبی متوجه شویم، آشکارا دست های رحمت و عظمت خداوند را می بینیم؛ همین مصادف شدن این داغ، با اربعین حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) خود نشانه ی آشکار تری بود از رحمت خدا. چه اینکه وقتی این داغ، با عزای سالار شهیدان مقایسه شود، چیزی از آن نمی ماند. عظمت مصیبت امام حسین آنقدر بالاست که وقتی آدم به آن فکر می کند، نمیگویم رنج های دیگرش از بین می رود، ولی دیگر تمام آنها نزد انسان کوچک شمرده می شوند و در نتیجه آسان. به همین خاطر هم فرمود: «یاابن شبیب! ان کنت باکیا لشی، فابک للحسین» (حضرت علی بن موسی الرضا: ای پسر شبیب! هرگاه خواستی برای چیزی گریه کنی، برای حسین گریه کن) چون در برابر مصیبت حسین، مصائب ما بی ارزش است.
گفت:
گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم
ورنه ز دیده ام عبث اشک رها نمی شود
(استاد غلامرضا سازگار)
در همین معنا: امروز در اولین مراسم ختمی که برای حاج آقا مجتبی برگزار شد (در حسینه ی امام خمینی _ بیت رهبری)
مداح مجلس، حاج مرتضی طاهری پس از اینکه در فضائل حاج آقا مجتبی و کمی هم
اندوه فراقش شعر خواند، به این اشاره کرد که چه جمعیت باشکوه و کم نظیری،
با چه عزاداری و سوگواری و احترام ویژه ای او را دفن کردند، و چه بزرگمردی
بر او نماز خواند ... آنگاه مکثی کرد و گفت : «لایوم کیومک یا اباعبدلله»،
هنوز
این عبارت کامل ادا نشده بود که صدای گریه ی جمعیت اوج گرفت. بغض ها اشک
شد، و ناله ها فریاد. آنها که با روش «گریز» در عزاداری آشنایند (از جمله
تمام حاضرین در آن مجلس) می فهمند اینجا چه اتفاقی افتاد. مداح با هنر و
دقت خود، بی اشاره ی صریح، احترامی که مردم در تشییع و تدفین برای حاج آقا
مجتبی گذاشته بودند را مقایسه کرد با احترامی که برای محترم ترین و عالی
ترین وجود بشری جایش خالی بود. واقعا هم مقایسه ی سختی است. آدم خیلی دلش می سوزد. اینهمه احترام برای یک شیعه کجا، آنهمه بی حرمتی به امام معصوم کجا؟ اینهمه جمعیت آشنا و روحانی و پاکیزه در اطراف مسجد مطهری و حرم سیدالکریم کجا و آنهمه ...
أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان ،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْلُ الْقُرى ...
(از زیارت ناحیه ی مقدسه : مرثیه ی امام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه) برای حضرت سیدالشهدا)

اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.