انتخاب رئیس جمهور یا رهبر انقلاب ؟
داشتم به این فکر می کردم که در کشوری مثل ترکیه رئیس جمهور واقعا باید از فرهنگ سر در بیاورد، در کشوری مثل پاکستان نخست وزیر نه تنها باید فهم فرهنگی داشته باشد بلکه باید خودش هم فرهیخته باشد. در کشوری هند رئیس جمهور حق ندارد با هنر بیگانه باشد، در کشوری مثل آمریکا رئیس جمهور باید یک ایده ی مشخص برای سیاست خارجی داشته باشد و ...
اما در کشوری مثل ایران چی؟ در کشوری مثل ایران که رئیس جمهور شخص اول مملکت نیست، و قرار است در سیاست خارجی و فرهنگ، سیاست های کلی نظام را با رهبری شخص اول مملکت پی بگیرد چی؟ چرا ما فکر می کنیم کشور ما هیچ فرقی با کشورهای دیگر ندارد؟
من نمی گویم با دید یک معتقد به آرمان ها و مبانی انقلاب اسلامی بیاندیشیم، من می گویم با یک دید عملگرا و فقط از منظر کسی نگاه کنیم که می خواهد کشورش پیشرفت کند و مردمش آزاد و آباد و شاد سربلند باشند، در این صورت هم شما ناگزیری ولایت فقیه را جدی بگیری و کسی را مناسب جایگاه ریاست جمهوری بدانی که نخواهد خودش شخص اول مملکت باشد و بخواهد و بتواند با رهبری نظام و سیاست های کلی جمهوری اسلامی مطابقت داشته باشد.
کسی
که فیلسوف است و فلسفه ای تازه آورده، کسی که ایده ای جدید در مورد سیاست
خارجی دارد، کسی که می خواهد زمینه ساز فرهنگی نو و متفاوت با فرهنگ پیشین
باشد، کسی که می خواهد انقلابی در همه ی عرصه های کشور به وجود بیاورد، کسی
که با ایدئولوژی یا دین جدیدی می خواهد بر سر کار آید، شاید برای کشورهایی
مثل آمریکا، ایتالیا، ژاپن، یونان، افغانستان و ازبکستان رئیس جمهور خوبی
باشد ولی برای ایران چنین نیست.
ما اینجا به اندازه ی کافی برنامه های فرهنگی و سیاست خارجی داریم، ما به حکیم فرزانه و پیر دانای دیگری احتیاج نداریم، رهبر انقلاب هم حکیم است، هم سیاست خارجی دارد، هم در مقوله ی فرهنگ صاحب نظر و راهبرد است. ما در ریاست جمهوری به کسی احتیاج داریم که دست از «گفتمان» و نظریه پردازی بردارد و آنقدر قدرت مدیریتی داشته باشد که بتواند این برنامه ها و سیاست ها و گفتمان های روی زمین مانده و گرد و خاک گرفته را به نحو احسن اجرا کند. گفت:
سعدیا گرچه سخندان و «مصالح» گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
وقتی صحبت بعضی از نامزدها و بعضی طرفدارانشان را گوش می کنم می بینم اینها نامزد ریاست جمهوری نیستند، نامزد رهبری اند. اشکالی که بعضی رئیس جمهورهای پیشین هم داشتند و می خواستند اساس نظام را به میل شخصی تغییر دهند. آن نامزدی که حالا که سی و چهار سال از پیروزی انقلاب گذشته تازه می خواهد پیام آور گفتمانی نو باشد، آن نامزدی که وعده ی تغییر کامل سیاست خارجی می دهد یا مدعی ست که می خواهد به اشتباهات صدا و سیما هم پایان دهد (یعنی کارهایی که در حوزه اختیار رئیس جمهور نیست) اگر دروغگو و فریبکار نباشد ول معطل است. فقط امیدوارم مردم را هم ول معطل نکند.
ما اینجا به اندازه ی کافی برنامه های فرهنگی و سیاست خارجی داریم، ما به حکیم فرزانه و پیر دانای دیگری احتیاج نداریم، رهبر انقلاب هم حکیم است، هم سیاست خارجی دارد، هم در مقوله ی فرهنگ صاحب نظر و راهبرد است. ما در ریاست جمهوری به کسی احتیاج داریم که دست از «گفتمان» و نظریه پردازی بردارد و آنقدر قدرت مدیریتی داشته باشد که بتواند این برنامه ها و سیاست ها و گفتمان های روی زمین مانده و گرد و خاک گرفته را به نحو احسن اجرا کند. گفت:
سعدیا گرچه سخندان و «مصالح» گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
وقتی صحبت بعضی از نامزدها و بعضی طرفدارانشان را گوش می کنم می بینم اینها نامزد ریاست جمهوری نیستند، نامزد رهبری اند. اشکالی که بعضی رئیس جمهورهای پیشین هم داشتند و می خواستند اساس نظام را به میل شخصی تغییر دهند. آن نامزدی که حالا که سی و چهار سال از پیروزی انقلاب گذشته تازه می خواهد پیام آور گفتمانی نو باشد، آن نامزدی که وعده ی تغییر کامل سیاست خارجی می دهد یا مدعی ست که می خواهد به اشتباهات صدا و سیما هم پایان دهد (یعنی کارهایی که در حوزه اختیار رئیس جمهور نیست) اگر دروغگو و فریبکار نباشد ول معطل است. فقط امیدوارم مردم را هم ول معطل نکند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ ساعت 21:33 توسط من
|

اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.