آن شب قدری که گویند اهل خلوت «امشب» است
یا: «شب جهنی»
روستایی-چوپانِ
هیئتیِ با صفا و بیابانی خدمت حضرت ختمی مرتبت (صل الله علیه و آله و سلم)
می رسد و عرض می کند: «یا رسول الله! من خیل دوست دارم به زیارت شما بیایم
و در جوار حضرت عالی عبادت کنم، اما چون خارج شهر سکنی دارم و حیواناتم هم
آنجا هستند نمی توانم به این راحتی توفیق زیارتتان را پیدا کنم. آیا می
شود که یک شب خاص و با فضیلت را برایم معین کنید تا سالی یک بار خدمتتان
مشرف شوم؟»
مقام نبوت (ص) خواهش او را می پذیرند. اصحاب گوش تیز می کنند ببنند آن شب مبارک چه شبی ست. اما حضرت ختمی مرتبت پاسخ را با صدای آرام در گوش چوپان زمزمه می کنند. چوپان تشکر می کند و می رود.
پس از آن زیرکان عالم با حلم و دقت به انتظار می نشینند تا می فهمند در طول سال این چوپان فقط در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان با خانواده اش برای زیارت حضرت محمد مصطفی (ص) به مدینه می آید.
نام آن اعرابی خوش اقبال «جهنی» بوده است و به همین خاطر شب 23 ماه رمضان معروف می شود به شب جهنی. از طرفی به خاطر همین روایت برای بسیاری مسجل می شود که آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است، نه شب 19 و شب 21 ، یا دست کم: شب اصلی و مهمتر.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۵/۰۹ ساعت 23:34 توسط من
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.