الهه راستگو و دَدانِ دروغگو
یک
خانم «فاطمه دانشور» و آقای «فرج کمیجانی» دلیل رای خانم الهه راستگو به قالیباف را مسائل و ابهامات مالی برادران خانم راستگو (و رانت خواری اقتصادی ایشان) عنوان کرده اند. سوال این است:
ببخشید اگر خانم راستگو به آقای هاشمی رای داده بودند هم این فساد اقتصادی خانواده ایشان فاش می شد؟
سوال بعد:
اگر واقعا برادران خانم راستگو رانت خوار اقتصادی اند، چرا پیش از روز رای گیری این مسئله را نمی گفتید؟ وقتی حتی میزان دقیقش را هم در رسانه ها گفته اید (32 میلیارد!) یعنی باید خیلی زودتر از این حرف ها مسئله را فاش می کردید.
سوال سوم:
من بودم که می گفتم پیش از اثبات جرم در دادگاه نباید آن را رسانه ای کرد؟
سوال چهارم:
اصلا
این خانم فاطمه دانشور و آقای فرج کمیجانی کی هستند؟ آیا کسی ایشان را می
شناسد؟ اصلا اصلاح طلب اند؟ عجیب نیست که تا به حال اسمشان را نشنیده ایم؟
من خیلی در اینترنت هم نام ایشان را جستجو کردم و هیچ سابقه خاص و درخشانی
در همین زمینه اصلاح طلبی ازشان ندیدم، تنها سابقه ای که پیدا شد «کار
آفرین بودن» ایشان بود. خانم دانشور که خیلی هم جوان هستند و از ایشان صرفا
با عنوان افتخارآمیز «زن تریلیاردر ایرانی» نام برده می شود.
اینها
می خواهند الهه راستگو را از اصلاح طلبی اخراج کنند؟ اینها به الهه راستگو
می گویند خائن؟ خاک بر سر جامعه ی «اصلاح طلبی» که یک بچه پولدار تازه به
دوران رسیده در آن می تواند یک چهره برجسته و قدیمی اصلاح طلب را از گروه
اخراج کند. لازم به ذکر است که در همین انتخابات شوراها الهه راستگو در دو
لیست اصلاح طلب «سرلیست» بود، و باز هم لازم به ذکر است که ایشان رای خیلی
بیشتری نسبت به خانم دانشور کسب کردند، در حالیکه تبلیغات خانم دانشور خیلی
بیشتر و پر آب و رنگ تر بود.
دو
بحث قسم قرآن و قول و قرار و برادران رانت خوار همگی توسط خانم راستگو تکذیب شدند:
«بنده
از دوستانی که این روزها حرفهایی را مطرح کردهاند انتظار بیشتری داشتم و
این افراد باید در برابر مطالب کذبی که مطرح کردهاند پاسخگو باشند. من
هرگز آنها را نمی بخشم مگر آنکه حرفهایشان را تکذیب و از من عذرخواهی
کنند.
راستگو خاطرنشان کرد: اطمینان داشته باشید
که اگر بنده یا خانوادهام مشکل و یا پروندهای مالی داشتیم هیچگاه اینقدر
محکم از خودم دفاع نمیکردم. من 4 برادر دارم که دو نفر از آنها پزشک و دو
نفر دیگر دندانپزشک هستند ضمن اینکه هیچگاه زمانی که در مجلس بودم رانت
مالی به آنها ندادهام.
وی در پاسخ به این سوال
که به گفته اصلاحطلبان چرا شما به قسمی که خوردید در دادن رأی تشکیلاتی
پایبند نبودید، اظهار داشت: من یک معلم هستم و یک معلم زبان دروغ گفتن
ندارد. کمالی دبیر کل حزب اسلامی کار شاهد بودهاند که من را خواسته بودند و
گفتند که چرا شما برگه ای را که دوستان امضا کردهاند، امضا نکردید.
عضو
هیئت رئیسه شورای شهر تهران خاطرنشان کرد: بنده حتی جلسهای که دوستان در
آن برگهای را امضا کرده بودند شرکت نکردم و پس از آن به دلیل نارضایتی به
عملکرد برخی از دوستان در برخی از جلسات شرکت نکردم بنابراین من نه قسمی
خوردهام و نه قول اخلاقی دادهام. این حرفها فرافکنی و کذب محض است و من
این موضوع را پیگیری قانونی میکنم.»
سه
به نظرم باید مقایسه ی لحن و طرز صحبت کردن خانم راستگو با طرز صحبت کردن خانم دانشور را به عنوان اخلاق اسلامی عمومی در دانشگاه ها تدریس کنند.
چهار
واقعا اینها خجالت نمی کشند که اینقدر وقیحانه دارند از تقدم منافع حزب بر عقل و دین و اخلاق و منافع مردم حرف می زنند؟ که «هدف وسیله را توجیه می کند» را آشکارا دارند ذیل عنوان «اخلاق سیاسی» تئوریزه می کنند؟ ... «انحصارطلبی» ... «تکصدایی در جامعه» ... «عدم تحمل سلیقه ی متفاوت» ... «حزب به مثابه دیکتاتور مطلق و رسانه به مثابه چماق و روزنامه ابزار ترور شخصیت» ...
پنج
دیگر دارد حالم از سیاست بهم می خورد.
(این مهوع بودن فضای سیاسی از ویژگ های توسعه ی سیاسی و آزادی بیان به سبک اصلاح طلبی است)
شش
همانطور که در اخبار خوانده اید، دشمنان آزادی بیان و دشمنان حقیقی جامعه ی باز، به فحاشی و توهین و تخریب و تهدید بسنده نکردند و خانم راستگو را رسما از حزب کار اخراج کردند. سلام بر دیکتاتوری مدرن!
در کنار این حوادث تلخ و زشت و زننده اتفاق دیگری هم افتاد که آن هم بسیار ناراحت کننده است؛ و آن سکوت بزرگان اصلاحات در مقابل این ستم بزرگ و تاریخی است. چطور باورکردنی ست که آن سید محمد خاتمی که دعوی طرفداری اش از «آزادی بیان» و «اخلاقمداری در سیاست» جهانی ست، و آن سید محمد خاتمی که او را رهبر و بزرگ جریان روشنفکری و اصلاحات می خوانند، و آن سیدمحمد خاتمی که این روزها در پشت صحنه همه فیلم ها و سریال ها حاضر می شود، و آن سیدمحمد خاتمی که اخیرا حتی درباره تماشاگر پسندیِ «دربی» هم اظهار نظرکرده است، در این مورد سکوت کرده است و حاضر نشده است هیچ دفاعی از خانم راستگو کند.
همنطور دیگران. همینطور خانم ابتکار که من مطمئن بودم حتما واکنشی نشان خواهد داد و امروز متعجبانه دیدم حتی خبرنگاری هم این مسئله را از او سوال کرده و او حاضر نشده پاسخ بدهد.
واقعا متاسفم، که ریشه های درخت اصلاحات، سالهاست که خشکیده و پوسیده.
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.