معلم فلسفه‌مان می‌گفت «ولی من از سروش خوشم می آید» گفته بودم «چرا؟» گفته بود «چون چند وقت یک بار یک چیزی می گوید که حوزه بیدار می شود». حرف ایشان درست است. علت این امر هم دو مسئله است: یکی اینکه آن شبه نظریات هم اشتباه هم به وجود آورنده‌ی شبهه بودند؛ دوم اینکه از میان جوانان _البته آن زمان و البته عموما از میان دانشجویان سال اولی رشته‌های غیرانسانی_ اقبال خوبی به ایشان می‌شد. این امر حوزه را سر غیرت می‌آورد. روحانی‌ها غیرتی می‌شدند که در مهد تمدن اسلامی و در سرزمین بوعلی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. هم خواص حوزه برای پاسخ دادن به تکاپو می‌افتادند هم طلبه‌ها بیشتر قدر امثال آقایان جوادی آملی و مصباح یزدی را می‌دانستند. یعنی این مسئله در جایگاه خود موجب رونق کلام و فلسفه اسلامی و همچنین مطرود شدن نگاه‌های تند ضد فلسفه و ضد عرفان در حوزه می‌شد.
خلاصه من هم به همین جهت از اصغر فرهادی خوشم می‌آید. حس می‌کنم بعد از «جدایی»ِ فرهادی، کارگردان‌های ایرانی کمی سر غیرت آمدند. نه اینکه جدایی فیلم بدی باشد. ولی همه حس می‌کردند آن اقبال (منظورم جایزه‌هاست) کمی غیرعادی ست. چه اینکه ما در همین سی چهل سال اخیر فیلم‌های بهتر از جدایی هم داشتیم. اکنون که سه سال از ساخت جدایی می‌گذرد مردم دقیق تر می‌توانند قضاوت کنند. آن روزها جوی که رسانه‌ها و سیاسی‌ها درست کرده بودند اصلا اجازه نمی‌داد کسی جرئت فکر کردن داشته باشد. امروز است که اتفاقاتی مثل مصاحبه گوردون بخشی از مسائل را روشن می‌کند.  البته مهم‌تر از مصاحبه‌ی گوردون اتفاقی بود که قبل از این مصاحبه افتاد و خود فرهادی را هم رسما خلع سلاح کرد، یعنی اسکار گرفتن «آرگو» آن هم با آن تشریفات خاص.

کاش در رقابت نفس‌گیر جشنواره‌ی امسال اصغر فرهادی هم حضور داشت. امسال با حضور جدی کارگردان‌های بزرگ رقابت بسیار منصفانه‌تر و واقعی تر است. امسال سالی ست که هم حمید نعمت‌الله آمده هم ابراهیم حاتمی کیا هم کیانوش عیاری. آدم نمی‌داند این وسط طرفدار کی باشد!

امیدوارم «خانه ی پدری» آقای عیاری، هم به اکران عمومی برسد (تا ما هم ببینیم) هم سالم و دست‌نخورده برسد. خدا کند سانسور نشود. من از این فیلم هم تعریف‌های خوبی شنیده‌ام (همینطور از «شیار ۱۴۳» و «امروز» و ...) . به نظرم مسئله خشونتش هم به جز سانسور راه‌حل‌های دیگری دارد (مثل مسئله سوریه که راه حل نظامی نداشت و راه حل سیاسی داشت) و آن هم ایجاد محدودیت سنی برای ورود به سالن نمایشهای اکران کننده  است. اگر از حضور کودکان و نوجوانان جلوگیری شود مسئله حل شده است. این روشی است که در کشورهای دیگر با موفقیت انجام‌شده و می‌شود. البته ظاهرا قبلا در ایران هم از چنین روشی (برای فیلم آقای جیرانی) استفاده شده؛ باری چون آن فیلم را ندیده‌ام نمی‌دانم واقعی بوده است یا آن هم فقط ترفندی تبلیغاتی برای جذب بیشتر مخاطب بوده.


خارج از گود: با آنکه مطمئنم فیلم چ از همه نظر یک فیلم فوق‌العاده و خاص است ولی کلا این جمله «امسال چ عیار جشنواره است» و همچنین سطر پایانی آن یادداشت خیلی گزاره‌های دقیقی نبودند. من هم به عنوان یک حکم کلی نگفتم، منظورم نظر و حس شخصیم بود. بی‌شک خودم هم قبول ندارم که آدم‌ها برای جشنواره‌ها و مسابقه‌ها خط و نشان بکشند. اگر جشنواره‌ای را قبول داریم باید به داوری‌اش احترام بگذاریم و اگر هم قبول نداریم که اصلا چرا پیگیرش باشیم. باری نمی‌توان نگران تأثیر انتقادات حاتمی کیا بر روند داوری نبود، البته اگر تأثیری هم داشته باشد جای شکایتش باقی نیست.