مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد

هد هد خوش خبر از طرف سبا باز آمد                                           (( تفالي به آستان حافظ))

 

ببار اي بارون ببار...

صميمي و ساده با خدا :

آن خاطرات خوب خنديدن تو بودي
آن لحظه هاي خيس باريدن تو بودي

يك ميوه بهتر بود يا عمري بهشتي؟
در چشم آدم "سيب را چيدن" تو بودي

باران كه مي بوسيد از چشمم رخت را
آن بوسه ها دل بود و بوسيدن تو بودي

در باغ هاي شاعران شرق اندوه
بي ما ترين گلهاي بوييدن تو بودي 1

آیینه های حیرت و چشم تماشا
هم دیدنی ، هم دیده ، هم دیدن تو بودی

اين حرف هاي ساده در حد شما نيست
مقصود نيلوفر ز پيچيدن تو بودي !

من هر چه ديدم خوب از چشم تو ديدم
شايد در اين آيينه حتي من ، تو بودي

 

 

 

۱ "...مي بوييد. گل وا بود؟ بوييدن بي ما بود: زيبا بود..." كتاب شرق اندوه سهراب سپهري

 

 

 

 

زير نويس ۱ : در همين موضوع :حرف هاي پيچيده

زير نويس ۲ : دوست داشتيد سايه ي ميرشكاك را هم بخوانيد خيلي زيباست.