یا امام رضا

 

مهمون از راه اومده شهر شده آماده
بازم امشب تو حرم غلغله و فریاده

 

دل گنبد داره از غصه و غم می ترکه
چُن هزارتا دل غمگین تو خودش جا داده

 

قد گلدسته وقاری داره امشب که نگو
رو ضریح قامتش دست نیاز باده

 

تشنگی مثل گدایی که دروغی باشه
دم سقاخونه زیر دست و پا افتاده

 

غم غربت اومده دخیل ببنده به دلم
به خیالش دل من پنجره ی فولاده!

 

 

خرداد ۵۶

  

 

مرحوم سيد حسن حسيني

از کتاب" هم صدا با حلق اسماعیل"

 

اگر خواستید اينجا را هم ببینید