نقدهايت همه غوغا بود، غوغا، سيد

كتاب گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس با انتخاب و توضيح مرحوم سید حسن حسينی سال 1381 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد . مرحوم سيد در مقدمه اين كتاب به تعريف و تقسيم بندي شعر جنگ و دفاع مقدس مي پردازد . متن كتاب حدود 100 شعر در موضوع جنگ ودفاع مقدس از شاعراني چون : قيصر امين پور ، سلمان هراتي ، علي معلم ،نصرالله مرداني ، محمد رضا عبدالملكيان ، وحيد اميري ، عليرضا قزوه ، ساعد باقري ، محمد حسين جعفريان ، يوسفعلي ميرشكاك ، تيمور ترنج ، زكريا اخلاقي ، مرتضي اميري اسفندقه ، حسين اسرافيلي و ... است.
مرحوم سيد بعد از بسياري از شعرها توضيح و نقدي رندانه و اكثرا "پر شرر" بر آن شعر و شاعر نوشته اند .
اينجا دو شعر از استاد عليرضا قزوه را همراه با نقد مرحوم سيد مي گذارم . علت انتخاب اين شاعر اين است كه تعداد شعرهايي كه از ايشان در اين كتاب بررسي شده ،نسبت به شاعران ديگر تقريبا بيشتر است :
شعر قزوه : غزل خاطرات
در كولهبار غربتم يك دل، ازروزهاي واپسين ماندهست
عبّاسهاي تشنهلب رفتند، لب تشنه مشكي برزمين ماندهست
من بودم و او بود و گمنامي، نامش چه بود؟ انگار يادم نيست !
بر شانههاي سنگي ديوار، نام تو اي عاشقترين، ماندهست
مثل نسيم صبح نخلستان، سرشار از زخم و سكوت و صبر
رفتيد، امّا در دل هر چاه، يك سينه آواز حزين ماندهست:
"رفتيم اگر نامهربان بوديم" رفتند امّا مهربان بودند
"رفتيم اگر بار گران ..."، آري، بار گراني بر زمين ماندهست !
بر شانه ي خونينتان، ياران! يك بار ديگر بوسه خواهم زد
بر شانه ي خونينتان عطر تابوتهاي ياسمين ماندهست
زآنان براي ما چه ميماند؟ يك كولهبار از خاطرات سبز
از من ولي يك چشم باراني، تنها همين، تنها همين ماندهست
توضيح سيد : در
زمان جنگ ! فرصت روحي براي پرداختن به بحور نامطبوع و نامتبوع وجود نداشت.
سرعت جنگ، بحور سريع الانتقال و شتاب زده را اقتضا مي كرد. قطعنامه و غوطه
ور شدن يك نسل كامل در مويه و حسرت و احساس تلخ كامي و حركت هاي
"اسلوموشن" روحي، اندك اندك به وزنهاي بلند و كم سابقه مجال خودنمايي نوعي
وزن پادراز كرده و لم داده!داد. اين رويكرد اگرچه خالي از صبغه ي تفنن و
تنوع طلبي و گاه بي مضموني نبود ، اما ريشه هاي روان شناختي نيز داشت و
دارد.سروده
هاي خانم بهبهاني را _كه لقب اغراق آميز "نيماي غزل" هم گرفته بود _ نبايد
در تحليل اين رويكرد عروضي در ميان شاعران نسل حاضر، يكسره ناديده گرفت.
(صفحه 176 و 177)
***
شعر قزوه : بوي سيب
اين بوي ناب وصال است، يا عطر گلهاي سيب است؟
اين نفخه ي آشنايي، بوي كدامين غريب است؟
امشب از اين كوي بنبست، با پاي سر ميتوان رست
روشن چراغ دل و دست، با نور«امّن يُجيب» است
در سوگ گلهاي پرپر گفتيم و بسيار گفتيم
امروز ميبينم امّا مضمون گلها غريب است
در مسجد سينه چنديست، تا صبحدم نوحهخوانيست
بر منبر گونه، شبها اين گونه اشكم خطيب است:
از سنگهاي بيابان، خاموش ماندن عجب نيست
از ما كه همكيشِ موجيم، اينگونه ماندن عجيب است
خشكيد جوي ترانه، بيگريههاي شبانه
اين نغمة عاشقانه، سوز دلي بيشكيب است
با اشتياق زيارت ياران همدل گذشتند
انگار تنها دل من از عاشقي بينصيب است

توضيح سيد : غزل
"بوي سيب" با آنكه در زمان جنگ سروده شده ، اما به نظر من متعلق به ادبيات
دوره "دفاع مقدس" است: توجه به پديده هاي زشت جنگ و "زيبايي" سازي از دست
مايه هاي زشت. جايي خواندم كه محمود درويش شاعر نامدار فلسطيني گفته بود :
خسته شدم از بس از زشتي ها، زيبايي شعر ساختم
حافظه
ام مي گويد كه از شاعر اين شعر شنيده ام كه مي گفت بعضي از بمب هاي
شيميايي ، رايحه ي ميوه داشت . مثل رايحه ي سيب ، زرد آلو و نظاير اين ها
. بر اين اساس ، غزل "قزوه" را يك غزل شيميايي مي دانم . اين يكي را هم در
كنار موشك ، دربايگاني ابزار و شيوه هاي ويرانگر اما الهام بخش به شاعران
و نويسندگان جاي دهيد . علي رضا قزوه در ذهن من نماينده ي پديده اي به نام
"طلبه شاعران" نيز هست .عناصر متعلق به اين پديده در عرصه ي ادبيات جنگ و
انقلاب هم فوايدي داشته اند و هم مضراتي . مضراتشان بيشتر به حوزه هاي
مديريتي در مراكز فرهنگي خالص ، يا مراكز نظامي _ فرهنگي مثل قسمت هاي
اداري سپاه ، بسيج و نهادها ديگر بر مي گردد . گهگاه "تئوريزه كردن تنگ
نظري" زير عنوان "مصلحت هاي انقلابي" به برخي از عناصر اين پديده نسبت
داده مي شود . صحت و سقم اين "نسبت دادن" را گذر زمان كمي روشن كرده و
روشن تر نيز خواهد كرد . فوائد اينان جلب اعتماد مديران كلان براي انجام
پروژه هاي فرهنگي بوده است . آخر طلبه بودن، سال هاي سال معادل بوده است
با مورد "وثوق و اطمينان" بودن. قزوه از اين بابت مصدر خدمتهايي بوده است
. مخصوصا در صفحه ي "بشنو از ني" در روزنامه اطلاعات او، من شاهد بوده ام
كه گاه از جيب خود _و به نام مديران موسسه اطلاعات_ حق التاليف هم پرداخت
كرده است !
(صفحه 52 تا 55)
در توضيح تيتر : احتمالا با مجموعه كتابهاي انتشارات "تكا" آشنا هستيد ، و احتمالا مي دانيد كه اين كتابها همگي به همت استاد قزوه فراهم آمده ، و احتمالا ميدانيد گزيده اشعار خود آقاي قزوه هم در اين انتشارات با نام "سوره انگور" منتشر شده ، و احتمالا مي دانيدآقاي قزوه اين گزيده را تقديم به مرحوم قيصر كرده است ، و احتمالا مي دانيد مطلع كتاب با غزلي براي قيصر شروع شده و احتمالا مي دانيد بيت هفتم آن غزل اين است :
نقدهايت همه غوغا بود ، غوغا ، سيد / شعرهايت همه محشر بود ، محشر ، قيصر

اين شبها مي توانيد اجراي زنده ي سمفوني مقاومت ساخته ي استاد مجید انتظامی (و با صداي نيما مسيحا و محمد عبدالحسيني)را به صورت زنده از راديو فرهنگ و تهران از ساعت 21 بشنويد

اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.