برگ پاییز

باز درس خاشاكم سطر شعله خواني هاست
صفحه مي زنم آتش ، عذر پر فشاني هاست

كيست ضبط خودداري تا كشد عنان من
خون بسمل شوقم، ساز من رواني هاست

گوش كر مهيا كن، نغمه ،جز خموشي نيست
بي نگه تماشا كنى جلوه بي نشاني هاست

هر طرف گذر كرديم هم به خود سفر كرديم
اي محيط حيراني، اين چه بي كراني هاست

از غرور وهم ايجاد، هرزه رفته اي بر باد
اي غبار بي بنياد اين چه آسماني هاست

محو ياس كن حاجت ورنه نزد عبرت ها
در طلب عرق كردن نيز ترزباني هاست

آه بي پر و باليم اشك عجز تمثاليم
سر به خاك مي ماليم سعي بي تواني هاست

ما ز سير اين گلشن عشوه طرب خورديم
ورنه چشم باز كردن ، عبرت امتحاني هاست

ساز ما شكستِ دل ، يار از اين نوا غافل
به كه پيش خود ناليم، ناله بي زباني هاست

مايه ي خرد بيدل! نشئه فضولي نيست
خود فروشي عالم از جنون دكاني هاست

 

هجده شهريور ماه امسال ديوان بيدل دهلوي (نسخه رامپور) به تصحيح عليرضا قزوه با حضور بزرگاني چون : سيد علي موسوي گرمارودي ، يوسفعلي ميرشكاك ، مرتضي اميري اسفندقه ، حسين آهي ، محمد رضا عبدالملكيان ، حسين اسرافيلي و ... رونمايي شد. شايد بتوان گفت كه انتشار اين كتاب مهمترين اقدام سالهاي اخير براي بزرگداشت بيدل است ، چرا كه پيش از اين ديوانهاي موجود همگي داراي نواقص عديده اي بودند .پيش از اين معروف ترين نسخه كه در همه جا موجود بود نسخه اكبر بهداروند بود كه به خاطر نقص و ضعفهاي فراوانش فرياد شاعران و بيدل شناسان به آسمان بلند بود

بيدل دهلوي از بزرگترين شاعران (و به اعتقاد بعضي بزرگترين شاعر) سبك هندي ساكن سرزمين هند بود كه به مدتي طولاني شهرتش به تناسب جايگاهش بسيار كم بود . در دهه پنجاه و شصت يعني در ابتداي طلوع انقلاب اسلامي، با تلاش بزرگاني چون مرحوم سيد حسن حسيني (با كتاب : بيدل ، سپهري سبك هندي)، استاد محمدرضا شفيعي كدكني (با كتاب : شاعر آيينه ها) و استاد علی معلم دامغانی اين شاعر در ادبيات ايران مطرح شد و با ادامۀ فعالیت ایشان (به خصوص حسن حسینی) و دیگران بيدل و سبك هندي هر روز در سرزمين ادبيات ما ريشه بيشتري گستراند .

كتابهايي كه گفته شد (و همچنين بسياري كتابهاي ديگر كه بعدا نوشته شد مانند "كليد در باز" نوشته استاد محمد كاظم كاظمي كه اخيرا منتشر شده) به فهم و شناخت بيدل و زبان شعريش بسيار كمك مي كند . به جز اين آشنايي با سبك هندي و مطالعه ي زياد اشعار شاعرانی چون صائب ذهن ما را مهياي ظرافتهاي سبك هندي و در نهايت بيدل مي كند . كليد ديگري كه براي شناخت غزليات بيدل در دست داريم رباعيات بيدل است كه به مراتب از غزلها سهل الوصول تر است :

عالم همه يك جلوه ذات احد است
اينجا نه هيولا نه صور ني جسد است

كثرت همه آثار چشم وا كردن ماست
اين صفر چو محو شد همان يك عدد است !

و يا :


حق با ما بي چون و چرا نزديك است
كو هم صحبت چه آشنا نزديك است

چون پرتو خورشيد كه بيني بر خاك
دوريم از او بس كه به ما نزديك است !