بعد از تو خاک بر سر دنیا
قصیده ی مشترک امید مهدی نژاد و حسن صنوبری در شان امیرالمومنین و یعسوب الدین علی بن ابی طالب (ع)
کی میشود شبیهِ تو پیدا؟ علی علی
بعد از تو خاک بر سر دنیا، علی علی
::
عالیمقامِ عالم بالا علی، علی
والاعلوِّ عالیِ اعلی علی، علی
دستِ حق و زبانِ حق و چشمِ حق، بهحق
آیینه خدای تعالی علی، علی
نامت دوای درد و کلامت شفای دل
استادِ ذوفنونِ مسیحا علی، علی
گاهی شریکِ دردِ تو عیسا، علی علی
گاهی عصای دستِ تو موسا، علی علی
با ذوالفقار ـ تیغِ ستمسوزِ «لا» ـ به کف
تنزیهکارِ ساحتِ «الّا» علی، علی
شاهینِ تیزبینِ ترازوی خیر و شر
فرمانروای محشرِ كبري علی، علی
خورشیدِ سایهگستر بر پهنه بهشت
از شاخسارِ خرّمِ طوبا علی، علی
پیرِ خرد بدایه به نامِ تو کرد و گفت:
حقّ مبرهن است همانا علی، علی
آموزگارِ عشق گریبان درید و گفت:
دردا و حسرتا و دریغا علی، علی
شیخان و زاهدان و فقیهان و مفتیان
حق حق علی علی، یا مولا علی علی
رندان و لولیان و فقیران و صوفیان
هو هو علی علی، یا هو یا علی علی
«وردِ زبانِ اهل زمانا، علی علی
یکتای روزگار و یگانا، علی علی»
اوج و فرودِ نغمه نصرت علی، علی
ریحان و روح خطِ معلا علی، علی
یک شمّه از کلام تو شد چشمه، موج موج
یک چشمه از سکوت تو دریا، علی علی
هر بت که سجده بردمش آخر خدا شکست
حدّ تو نیست یک صنم اینجا، علی علی
دنیا هنوز نام تو را میبرد مدام
دنیا هنوز محو تماشا: علی... علی...
دنیا هنوز تشنه شمشیرِ عدل توست
آن تلخترْ شرابِ گوارا، علی علی
دیگر علی ندید به خود خاک و، دید اگر
پیش از تو بود حضرت زهرا علی، علی
یکچند بود حضرت زهرا انیس تو
یکعمر... آه، تنها تنها علی علی
دستِ عقیل سوخت که گویند دشمنان
«با دوست هم نکرد مدارا علی»، علی
گفتیم «در نمازش...» گفتند «در نماز؟
او هم نماز میخواند آیا؟ علی؟ علی؟»
حق، محض حق و اینهمه باطل؟ خدا خدا
هَمجالرعاع و اینهمه غوغا؟ علی علی
یاران و زهرِ غَدر، شیاطین و تیغِ کین
ای زخمخورده از همه ی ما، علی علی
بیراهه است و ظلمت، بیراهه است و ظلم
بانگی بزن به خیل رعایا، علی علی
ما ماندهایم و معرکه، ما ماندهایم و تیغ
ما ماندهایم و صف به صف اعدا، علی علی
ای خطِ نورِ لمیزلی، تا ابد بتاب
دیروز را بریز به فردا، علی علی
من با زبان خاک چگونه بخوانمت؟
بالانشینِ عالمِ بالا، علی علی
دنیای بیتو توده خاکیست بیخدا
بعد از تو خاک بر سرِ دنیا، علی علی
::
تنها، غریب، تنها. حتی میانِ ما
حتی در این مراسمِ احيا، علی علی
رمضان 1433
یک بیت را آقای مهدی نژاد کوتاه نیامدند. که چون برادر بزرگترند من کوتاه آمدم:
شان نزول دهر، هلا! «هل اتی علی»!
سیر و سلوک نفس به بی منتها علی!
به خاطر عدم پیروی از قواعد قافیه و عروض شمس قیس رازی، در حالیکه برادرجان ما از نیما رد شدیم، ما که قصیده نمی گوییم که بگوییم قصیده می گوییم. ما می خواهیم شعر بگوییم. و اینکه من مطمئنم خیلی از شما عزیزان اگر این بیت را آن وسطها می دیدید ناراحت نمی شدید. یا حتی شاید متوجه فرقش با بقیه ابیات در ردیف نمی شدید. چون شباهت هایش بیشتر است از فرق هایش. چنان که اندکند آنانکه فهمیده باشند قیصر امین پور در غزل «در این زمانه هیچکس خودش نیست» چه کلاهی از همین جنس سرشان گذاشته است. یک کلاه هنری البته.
پینوشت: سوتی
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.