شاید یادتان باشد قصیده ی مشترک من و آقای مهدی نژاد برای مولاعلی (ع) را. و مطلع بسیـــار زیبایش را. مطلع این بود:

کی می شود شبیه تو پیدا علی علی؟!
بعد از تو خاک بر سر دنیا علی! علی!

ماجرا از اینجا شروع شد که من دیروز از پی جست و جویی گوگلانه به یک سایت مذهبی پرت شدم، وانگهی در آن سایت مطلعی (برای حضرت علی اکبرع) دیدم که بسیار شبیه مطلع خودمان بود و گفتم ای بابا! این بابا به طرز ناشیانه ای شعر ما در ذهنش ته نشین شده است. مطلع این بود:

هرگز دوباره مثل تو پیدا شود علی!
بعد از تو خاک بر سر دنیا شود علی!

خلاصه جانم برایتان بگوید که شروع کردم به خواندن بیت های بعدی غزل که دیدم ئه! ئه! ... ئه وا! چقدر این غزل برایم آشناست! ای داد بیداد! حسنلی! یک عمر هشدار دادی به ملت که مباد شعر دیگران در ذهنتان ته نشین شود و یادتان برود که این فرم برای خودتان نیست، حالا خود شیخ حسنلیِ خیاط در کوزه ته نشین شد. بله آن غزل، غزل آقای مهرداد قصری فر، شاعر جوان تر از من بود و من هم حدود یک سال پیش آن را در وبلاگش خوانده بودم و به قول دکتر سیار در ذهنم ته نشین شده بود، و شده بود آنچه شده است.

البته می شود توجیه کرد که مصرع دوم ترجمه ی بیان حضرت سیدالشهدا(ع) ست و ممکن است به ذهن هر موزون طبعی برسد و اینکه این شعر در کل اساسا تفاوت های بسیاری با آن شعر دارد. ولی خب خودم که می دانم به حقیقت، داستان از چه قرار است! و اینکه تا هم اکنون بی شک روح خود قصری فرش هم از این جریان بی خبر است. ولی گفتم چون باید می گفتم.