در باب موسیقی عاشورایی
به نام خدا
شعر خیلی زحمت کشیده است. اما موسیقی نمیدانم نخواسته یا نتواسته ... یعنی ما آلبوم های خیلی زیادی را اختصاصا با موضوع عزای امام حسین (علیه السلام) نداریم. می توانیم در همین مجلس، دور همی بر بشماریمشان. اصلا بگذار از کارهای ایرانی، آنهاییشان را که خودم شنیده ام برشمارم (که شاید این کار زمینه ای بشود برای تهیه ی یک فهرست جامع از آلبوم هایی که در سوگ سیدالشهداست؛ توسط یک نفری در آینده و شاید آن فهرست به کار یک نفر دیگری در آینده های دیگر بیاید) :
موسیقی ردیف دستگاهی
1 وداع | آهنگساز : سید محمد میر زمانی | خواننده : سید حسام الدین سراج | دکلمه : اصغر فردی
موسیقی پاپ
2 مولای عشق | خواننده : سید علیرضا عصار | آهنگساز : فواد حجازی | دکلمه : مهدی شریفی
3 گلچین | خواننده : محمد اصفهانی | آهنگسازان
: فریدون شهبازیان + شهریار فریوسفی + سید محمد میرزمانی + علی بکان + مجید اخشابی
4 هفتاد و دو | خواننده : مرتضی حیدری آل کثیر(در نقش اصلی) + مهدی المومن | آهنگساز : رسول رسولی
5 غریبانه (دو آلبوم) | خواننده : غلامرضا کویتی پور | آهنگساز : مجید رضا زاده
6 سلام آقا | خوانندگان : محسن چاوشی + رضا صادقی + مهدی یغمایی + محمد علیزاده | آهنگسازان : محسن چاوشی + رضا صادقی + مهدی یغمایی + محمد علیزاده + میلاد ترابی + مهدی یراحی
7 ماه نی | خواننده : امیر حسین مدرس | آهنگساز : سید حمید رضا صدری
8 خورشید | خواننده: امیر حسین مدرس | تنظیم ارکستر: علیرضا صالحی نژاد | دکلمه: امین تارخ
موسیقی ارکسترال سمفونیک
9 اپرای عاشورا | آهنگساز : بهزاد عبدی | رهبر ارکستر: ولادیمیر سیرنکو | خوانندگان : مصطفی محمودی + بهار موحد + محمد معتمدی + سارا رضا زاده + سینا ولی پور + محمد رضاصادقی + مهدی امامی + علی خدایی + فرشاد فولادوند + عامر شادمان + مهدی جاور + کیوان فرزین + حسین مومن ثانی
10 خسوف | آهنگساز : محمد سعید شریفیان | رهبر ارکستر: الکساندرو یوزوب | خوانندگان : الگا شینی + فلورانس لیپت + اسحاق انور
( به سراغ موسیقی های مقامی و محلی نرفتم، چون اگر بخواهیم درباره ی آنها صحبت کنیم باید درباره ی همه هیئت های محلی هم صحبت کنیم، بس که اینها با هم آمیخته اند. یعنی اینگونه موسیقی دیگر خود مردمند نه یک چیز خارجی و قابل بررسی.)
با توجه به همین فهرست ناقص من هم معلوم است که موسیقی پاپ بیشتر از دیگر گونه های موسیقی به حقیقت جاودان عاشورا ادای دین کرده است. مخصوصا اگر تک آهنگ ها را هم اضافه کنیم. مخصوصا اگر دیگر آلبوم هایی که من هم گوش نداده ام را بررسی کنیم. باید هم اینگونه باشد. چون موسیقی پاپ بیش از دیگر گونه های موسیقی با مردم و خواسته های ثابت و متغیرشان در ارتباط است.
از این میان از موسیقی سمفونیک بیش از این هم توقعی نیست، و اصلا حضورش در این زمانه، و مخصوصا با همان حالات قدیمی و غربی، و آن هم در این موضوع و موضوعات مشابه، خود جای سوال و شک و شبهه است. هم امکان حضورش. هم ضرورت حضورش. هم صلاحیت حضورش.
اما از موسیقی ردیف دستگاهی (سنتی) منطقا خیلی بیش از این ها توقع هست. و البته عرفا نه. چون این موسیقی مخصوصا در سالهای اخیر، عملا ثابت کرده است خیلی چیزها را نمی فهمد. یا نمی خواهد که بفهمد. بحثم در پیکره نیست، در پیام است. اگر همینطور پیش برود تا هزار سال دیگر به جز بعضی شعرهای سایه و رهی وشفیعی و مشیری سراغ هیچکدام از شاعران متاخر و همچنین تازه تر نمی روند. تازه از متقدمین و این متاخرین (که می روند که متقدم شوند) هم یک شعر را صد بار می خوانند. انگاری آنقدر با عالم شعر و کتاب بیگانه اند که منتظرند یکی یک شعر جدید و ناخوانده را _مثلا از مولانا بخواند_، بعد هفتصد نفر دیگر با هفتاد آرایش موسیقایی دیگر، در هفت دستگاه مختلف همان شعر را همنشین ساز کنند. و این نشان دهنده ی چیزی نیست جز رکود و جمود. حال آنکه هر جوانی که آلبومی می دهد ادعای انقلاب موسیقایی و حرف نو هم دارد. نه برادر من. این نهایتا همان علیزاده یا لطفی ست. با استعداد کمتر و مدل موی متفاوت. به نظر من موسیقی ردیف دستگاهی با همه ی پیشرفت های پیکره ایش ( که تازه خیلی از صاحب نظران همین را هم قبول ندارند) در پیام دچار بیماری های خطرناکی از جمله نادانی و دانش اندک، از جمله نفهمی و عقب ماندن از زمانه، از جمله ترس و محافظه کاری، از جمله تکرار و تقلید و خیلی مشکلات دیگر است. البته این تکرار و تقلید در پیکره اش هم رسوخ کرده است. علی ایحال موسیقی سنتی هرچه با این بیماری هایش بیشتر بسازد و پیش برود، بیشتر تزئینی و تشریفاتی می شود. یعنی سرانجام می شود موسیقی آدم های شیک. موسیقی کسانی که می خواهند وقتی به موسیقی گوش می دهند حس کنند آدم های مهمی هستند و سلیقه ی فاخری دارند. یعنی موسیقی تحمیق. و البته که از چنین موسیقی و موسیقیدانی انتظار نمی رود جرات و جسارتش را داشته باشند تا نام حسین (ع) را بر دهان بیاورند چه رسد به لیاقت و صداقتش.
بگذریم. ان شاالله آیندگانی می آیند که به دور از جوگیری های احمقانه ی کوتاه مدت و البته انفعال های مضحکانه ی تمام مدت این وضع را باژگونه کنند.
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.