دوبیتی هایی برای نوحه

سرگذشت: مداحی به نام حاج حمید، گاهی که می خواهد در مجلسی بخواند به من می گوید در آن حال و هوایی که مد نظر دارد دو بیتی بگویم، تا در نوحه ای با سبکی خاص از آنها استفاده کند. من هم همیشه به بهانه ی کمبود وقت و نوحه بودن کار، می توانم از زیر بار جدی بودن و نقد آنها شانه خالی کنم. این بار چون دیدم واقعا شاعران فحل تاریخ هم در باب وفات (یا شهادت) حضرت رسول(صل الله علیه و آله و سلم) و همینطور شهادت حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) کم گذاشته اند، گفتم مشق هایم را در وبلاگ بگذارم...


«زبان حال» حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در سوگ پیامبر اسلام

یک
خداحافظ پیام آور! محمد!
دلیل و حجت داور! محمد!
تو و آغوش باز آسمان ها
من و تنهایی حیدر محمد!


دو
اگرچه ساکن کوی حبیبیم
من و حیدر ز شادی بی نصیبیم
اگرچه یادگاران محمد
ولی اینجا تمام ما غریبیم

سه
مدینه شهر پیغمبر مدینه
مدینه خانه ی حیدر مدینه
چرا بیگانه ای با گریه هایم؟
چها آمد تورا بر سر مدینه؟

چهار
پدر! بعد از تو شب آمد دوباره
جهالت با عرب آمد دوباره
ببین این بار سوی خانه ی من
به هیزم بولهب آمد دوباره



در شهادت حضرت امام حسن مجتبی


پنج
اگرچه وارث خاتم؛ غریبم
اگرچه سرور عالم؛ غریبم
اگرچه مامن بی خانمان ها
ولی در خانه ی خود هم غریبم


شش
به طعنه باز می شد این دهان ها
به تهمت تیرشان بود این کمان ها
خدایا! پیشتر از زهر همسر
مرا کشتند این زخم زبان ها


هفت
حسن خیره به ماه و بر لبش آه
سرود آه او : الله الله
پر از خونابه می شد ظرف چشمش
به یاد کوچه می افتاد هرگاه

هشت
جهانی غربت و یک آسمان غم
مرا قسمت شد از میراث خاتم
از این پس ارث بی پایان خود را
به عبدلله و قاسم می سپارم