باقی؛ برای دیگران

_ آق اویلر! اگر حوصله ی حرف زدن داری، از مرگ گالان و سولماز برایمان بگو!
_ حوصله که می دانید مدت هاست ندارم؛ اما این ریاکاران و دروغگویان هستند که انسان را به حرف زدن، مجبور می کنند. در برابر آنها اگر سکوت کنی، بزدلی، و اگر سخن بگویی، هم طراز ایشانی. این موقعیت بدی ست که همیشه اراذل برای انسان پیش می آورند. وقتی یکی آنها می گویند و یکی تو می گویی، از خودت بیزار می شوی که چرا با چنین کسانی هم دهان شده ای؛ و وقتی می گویند و تو بزرگوارانه به راه خود می روی، فریاد می زنند که چرا جواب نمی دهد؟ اگر دروغ می گوییم، چرا جواب نمی دهد؟! به راستی روزگاری است که هم گفتن مشکل است هم نگفتن...
_ آق اویلر! تو رنج گفتن را انتخاب کن و چیزی برای دیگران باقی بگذار!
از کتاب «آتش بدون دود» نوشته ی زنده یاد نادر ابراهیمی _ کتاب دوم : «درخت مقدس»
حاجمید_نوشت: حاجی «گالان و سولماز» تمام شد.
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.