عکاس: Duncan Galbraith

من معتقد بودم _و هم اکنون هم تاحدی هستم_ که امروز روز سرزنش نیست. مخصوصا سرزنش مردم. پیش خودم فکر می کردم این رجانیوزی ها، این پایداری چی ها، این بلندگوهای پرشور _و متاسفانه بعضا کم شعور_ جوانان حزب اللهی پس از انتخابات و با روشن شدن دلایل حقه ی ما «تکنوکرات های ساکت فتنه ی نظرسنجی باف»، قطعا از رفتار و گفتار خود شرمنده خواهند شد. قطعا تا مدتی سکوت خواهند کرد. سکوت، نه صرفا به معنای حرف نزدن، دست کم به معنای مدتی به خود وقت دادن برای فکر و فهم و درک و ته نشین شدن اتفاقات و دریافت عمق اشتباهات. اما وقتی آدم می بیند اینها با همان اعتماد به نفس پیشین (و با وقاحتی به اندازه ی وقاحت کسانی که هر وقت رای نیاورند تقلب شده است و هروقت رای بیاورند معنی رای ها یعنی «نه» به حکومت) دارند باز به نظریه ی پردازی و توجیه های احمقانه برای اثبات حقانیت خود ادامه می دهند، همین که آدم می بیند رجا نیوز باز هم از صرافت تخریب قالیباف نیفتاده است؛ قطعا برایشان نگران می شود. توصیه من به برادران پایداری عزیز این است که یک اردوی راهیان نور راه بیاندازند و به هزینه ی آقای محصولی و آنگاه عزیزانی چون آقایان یامین پور، کوچک زاده، رسایی، الله کرم، رامین، طالب زاده، پروفسور بالتازا، پروفسور درخشان، پروفسور لنکرانی، شمقدری پسر، شمقدری پدر و همه ی نویسندگان سایت رجانیوز را سوار اتوبوس کنند و برای مدتی از شهر دور کنند. بی شک حضور پزشک ولایتی هم برای تامین سلامت گردشگران مغتنم خواهد بود. چه اینکه اگرچه بسیاری از حرف ها به خاطر نجابت و بصیرت به رشته ی تحریر در نمی آید، لکن اگر خدای ناکرده یک دلنگران اسلام، یک دلسوخته ی ایران که پیش از این بارها به حضرات هشدار می داد و دشنام می شنید؛ و یا حتی یک نفر که به حرف اینهمه ریش و چفیه اعتماد کرده بود و صادقانه به خاطر اسلام بهشان رای داده بود و کلی برایشان زحمت کشیده بود و حالا پس از انتخابات وهم و دروغ بودن حرف های ایشان را چونان خارپشته ای در گلویش حس می کند؛ بی شک وقتی در خیابان ایشان را ببیند ممکن است مشکلی برایشان درست کند. خطرش قطعا وجود دارد. لذا موکدا درخواست دارم برای حفظ سلامت روانی و جسمانی عزیزان، زودتر این اردو برپا بشود. خرج اتوبوس و ساندیس از آقای محصولی، کلید ویلا از رئیس جمهور منتخب.


اخطار: اتوبوس ها راس ساعت 6 صبح حرکت می کنند.