داشتم به این فکر می‌کردم که در فضای سیاسی امروز عموما عادت کرده‌ایم برویم سراغ صندوق پستی دیگران و صندوق پستی خودمان را باز نکنیم. نامه‌ی خود را سربسته و در بسته رها کنیم و نامه‌ی دیگری را برایش با صدای بلند اجرا کنیم. درحالی‌که هرکس باید _حداقل در بادی امر_ به سخنی که خودش مخاطب آن است گوش کند. مثلاً اگر امروز رهبر می‌گوید منتقدان باید از شدت انتقاد بکاهند و دولت هم باید با منتقدان مهربان تر باشد؛ فردا تیترِ یک روزنامه دولت می‌شود «رهبر انقلاب: منتقدین در قبال دولت با شرح صدر برخورد کنند» و منتقدان هم می‌گویند «دیدید رهبر طرفدار منتقدان بود؟». درحالی‌که دولت باید آن بخش مهربان بودن با منتقدان را بشنود و منتقدان هم باید آن بخش کاستن از شدت انتقادات را. ما به این واژگونگی عادت کرده‌ایم. این خیلی بد است که آدم‌ها هیچ پند و انتقادی را متوجه خودشان ندانند. داشتم فکر می‌کردم که خودم خیلی اینطوری می‌شوم. باید استغفارکنم. باید استعفا داد از این خود-خدا-پنداری. رهبر همواره از وحدت و همدلی و همراهی و انسجام و تحمل و گمان نیک به یکدیگر داشتن حرف می‌زند، ما مدام آماده به جنگ و تفرقه ایم.

تشخیص مرزِ «احساس وظیفه»، «شجاعت» و «انقلابی بودن» از «لجاجت»، «خودنمایی» و «موج زدگی» دشوار است.

آیت‌الله خامنه‌ای: «ممكن است كسانى اهل انتقاد باشند، انتقاد بكنند، [ ولى‌] انتقادها منصفانه باشد؛ با توجّه به اينكه دولت چند ماهى بيشتر نيست بر سرِ كار آمده است، بايد فرصت داد تا بتوانند كارها را ان‌شاءالله با قدرت پيش ببرند؛ هم منتقدين به اين توجّه كنند و با دولت با شرح صدر رفتار كنند، هم مسئولين دولتى با منتقدين با شرح صدر رفتار كنند؛ همه به هم احترام بگذارند، همه ملاحظه‌ى يكديگر را بكنند. ما دشمنانى داريم، آن دشمنان در داخل كشور هم عواملى دارند؛ از اين نبايد غفلت كرد. نگذاريم و نگذاريد عوامل دشمنان در داخل كشور بتوانند از نقاط ضعف استفاده كنند و اختلال ايجاد كنند. همه با هم، همه در كنار هم، همه در راه امام بزرگوار، همه در راه اقتدار اين كشور ان‌شاءالله به پيش برويم»