میان تاریکی
تو را صدا کردم
سکوت بود و نسیم
که پرده را می‌برد

در آسمان ملول
ستاره‌ای می‌سوخت
ستاره‌ای می‌رفت
ستاره‌ای می‌مرد

...

ترانه‌ای غمناک
چو دود بر می‌خاست
 ز شهر زنجره ها
چون دود می‌لغزید
به روی پنجره‌ها


این سطرها به نظرم خیلی زیبا هستند. و به نظرم بعضی از سطرهای دیگر شعرِ نیماییِ «میان تاریکی» فروغ فرخزاد کمی مزاحم زیبایی این سطرها هستند. به جز اینکه دیروز سالگرد درگذشت ایشان بود، این شعر را به خاطر وزنش نقل کردم. همه سطرها بر وزنِ «مفاعلن فعلن» (یا: مفاعلن فع لن) اند. یعنی بر وزنِ خودِ «فروغ فرخزاد». همچنین این شعر در مجموعه «تولدی دیگر» ایشان منتشر شده است و طرفه آنکه این نام هم بر همان وزن است:

مفاعلن فع لن = ترانه‌ای غمناک = تولدی دیگر = فروغ فرخزاد