یاحسینیوسف میر شکاک

خیز و جامه نیلی کن، روزگار ماتم شد
دور عاشقان آمد نوبت محرم شد


نبض جاده بیدار از بوی خون خورشیدست
کوفه رفتن مسلم گوییا مسلّم شد


ماه خون گواه آمد جوش اشک و آه آمد
رایت سیاه آمد کربلا مجسم شد

پای خون دل واکن دست موج پیدا کن
رو به سوی دریا کن ساحلی فراهم شد


هرکه رو به دریا کرد آبروی ساحل بود
خنده را ز خاطر برد آنکه گریه محرم شد


گریه کن! گلاب افشان، گل به خاک می‌افتد
باد مهرگان آمد قامت علی خم شد


قاسم و تپیدن‌ها، لاله و دمیدن‌ها
مجتبی و چیدن‌ها، گل دوباره خرّم شد


تشنه اضطراب آورد، آب می‌شود عباس!
گو فرات خیبر شو! مرتضی مصمّم شد !


نوبت حسین آمد کآورد به میدان رو
نُه فلک به جوش آمد، منقلب دو عالم شد


خاک شعله‌پوش آمد چرخ در خروش آمد
آسمان به جوش آمد کشته اسم اعظم شد


بر سر از غم زهرا خاک می‌کند مریم
با مصیبت خاتم تازه داغ آدم شد


دشمن حسین افکند ار به چاه یوسف را
چاه چشمه ی کوثر گریه آب زمزم شد


گرچه عقده‌ی دل بود آبروی بی‌دل بود
کز هجوم فرصت‌ها این فغان فراهم شد

یوسف علی میر شکاک

از کتاب "جای دندان پلنگ"