می توانیم چشم هایمان را ببندیم
یا: «نوروزخوانی»

یک
وقتی از وضعیت موسیقی محلی در مازندران پرسش کنیم می بینیم موسیقی شرق مازندران به خاطر همسایگی متاثر است از موسیقی بومی شمال خراسان (کردهای شمال خراسان یا قوم کرمانج، که در شهرهایی مثل قوجان و بجنورد و اسفراین ساکنند) و همچنین موسیقی قومی ترکمن ها (ساکنان ترکمن صحرا و بندر ترکمن و ...). البته به این هم توجه داریم که استان گلستان در گذشته بخشی از استان مازندران بوده است، و اگر با این تصور نقشه را نگاه کنیم این همسایگی را به راحتی می بینیم. و با این تصور است که شهری مثل علی آباد کتول که محل و مبدا اصلی موسیقی اصیل کتولی (بخشی از موسیقی شرق مازندران) یک شهر مازندرانی به حساب می آید.
خلاصه گیجتان نکنم موسیقی شرق مازندران یعنی موسیقی شرق استان مازندران + موسیقی استان گلستان کنونی.
ساز اصلی این موسیقی دوتار است. همانطور که ساز اصلی در خطه ی خراسان (چه موسیقی مرکز و جنوب خراسان، و چه موسیقی شمال خراسان) هم دوتار. همانطور که ساز اصلی ترکمن ها هم دوتار است. ساز دوتار پیشینه ای چندهزارساله دارد و گمان می کنم (لااقل در بین سازهای شناخته شده ایرانی) کهن ترین و باستانی ترین ساز (دست کم در میان سازهای مضرابی) باشد. تار که هیچ. سه تار هم که هیچ. سازهای کهنی مثل تنبور و دیوان (باقلاما + بائلاما) هم ریشه در دوتار دارند. اصلا فکر می کنم در شعر بعضی از گذشتگان (مثل مولوی) هم وقتی سخن از تنبور آمده منظور دوتار بوده است، نه تنبور کنونی. از این مسئله بگذریم. خلاصه میراث این ساز و موسیقی های خاص همراهی کننده اش در بعضی کشورهای شرقی به جا مانده است و در ایران در دست سه قوم خراسانی و ترکمنی و مازنی است. و البته هرکدامشان هم با هم اختلافاتی دارند. یعنی یک «دوتار ترکمن» داریم که از دیگر دوتارها کوچک تر است. که در بعضی قبایل ترکمنی به آن «تامدیرا» هم می گویند. دیگری دوتار مازندران و دوتار خراسانی است که مربوط به شمال خراسان است (و به آن تندیر هم می گویند. می بینید «تندیر» چقدر شبیه «تنبور» است . و دقت داریم که تنبور ساز کردها و ساکنان غرب ایران و اورامانات است. و دقت داریم که شمال خراسانی ها کرد هستند. البته این ها همه حدس است. از آن طرف هم می شود گفت در ترکی هم کلمه ی «تندیر» را داریم و شاید کسی مدعی باشد این دوتار فامیل «دیوان» است، اما در ترکی تندیر به معنای ساز نیست. حالا این حرف ها همه باد هواست، دردی را هم از کسی دوا نمی کند) ، و گمان می کنم این دو ساز (دوتار شمال خراسان و دوتار مازندران) شبیه هم باشند و کاسه ی شان از دوتار دیگر نواحی بزرگتر باشد. یک دوتار خراسان هم داریم که مربوط به موسیقی تربت جام است. فکر می کنم در یک تقسیم بندی خیلی کلی بشود گفت دوتار چهار حوزه ی اصلی دارد : موسیقی تربت جام + موسیقی شمال خراسان و کرمانج ها + موسیقی ترکمن ها + موسیقی شرق مازندران و کتولی
قبلا یک یادداشت درباره ی یکی از مشاهیر موسیقی شمال خراسان یعنی مرحوم حاج قربان سلیمانی، و دو یادداشت درباره ی یکی از مشاهیر موسیقی تربت جام یعنی مرحوم غلامحسین سمندری نوشته ام. موسیقی این دو ناحیه ی خراسان را هم خیلی دوست دارم و گوش می کنم، هم تا حدودی با آن آشنایی دارم. اما متاسفانه تا کنون خیلی سراغ موسیقی شرق مازندران و موسیقی ترکمنی نرفته ام.

نمایی از سریال پایتخت 2
دو
آریا عظیمی نژاد آهنگساز خوب و پرکار سرزمینمان نسل دوم همان آهنگسازانی است که پس از انقلاب با نگاهی نو سراغ احیای سنت
موسیقایی ایرانی و بازنمایی موسیقی سنتی و نغمات محلی و مقامی ایران زمین
رفتند (که قبلا اینجا یک
اشاره ای بهشان کرده ام). آهنگسازی در دو مجموعه سریال پایتخت (به
کارگردانی سیروس مقدم) به عظیمی نژاد این فرصت را داده است تا یک دل سیر به
سراغ موسیقی شرق مازندران برود. دوتارها و بسیاری از نواهایی که در این دو
سریال
شنیده اید و می شنوید عموما مربوط به موسیقی این ناحیه است. به جز دو
تیتراژ آغاز پایان (که البته موسیقی جنوبی هم قاطیش شده است) که بسیار زیبا
هستند آدم یک لحظات و نغماتی را در موسیقی متن این سریال می شنود که واقعا
حیرت می کند و دلش می خواهد سریال را بزند عقب و آن آهنگ را گوش بدهد.
واقعا یک اثر تلویزیونی و سینمایی خوب باید همه اجزایش خوب باشد.که به نظرم سریال پایتخت 2 تا حدود زیادی چنین است. و باز به نظرم شاید بتوان گفت این سریال بهترین گزینه برای تعطیلات نوروزی است. مخصوصا برای کسانی که در خانه نشسته اند و نمی توانند به مسافرت بروند و خیلی هم دلشان می خواهد به سفر بروند. صدای تلویزیون را هم ببندیم، تصاویرش به تنهایی آنقدر چشم نواز و جذاب و زیبا هستند که آدم را پای تلویزیون «نگاه» دارند. اصلا ایده ی تصویری سریال خودش یک شاهکار است. اینکه یک گنبد با گلدسته هایش راه می افتد و از بین جاده های زیبای شمال و درخت ها و برکه ها رد می شود. حالا اینکه بعضی قسمت ها زیادی کشدار و اغراق آمیز می شوند یا اینکه بهتر بود اسم پسر آقا پنجعلی «سیروس» بود، به جای خود. اما همین که می بینیم در این سریال امام زاده می رود بین مردم، دیگر چه چیز از این شاعرانه تر و زیباتر؟ . در کنار این زیبایی های تماشایی، زیبایی های موسیقایی هم در نوع خود شاهکارند. ما می توانیم هنگام تماشای سریال چشم هایمان را ببندیم و فقط از شنیدن لذت ببریم.
یکی از آن نغمات بسیار زیبا برای من شنیدن یک نوروزخوانی با دوتار بود که 99 درصد احتمال می دهم صدا صدای استاد محمدرضا اسحاقی بود. استاد اسحاقی مهم ترین چهره ی موسیقی شرق مازندران هستند که هم آواز خوش و هم نوازش دوتار شگرفی دارند. هم ساز هم آواز: مثلا این سنت وحدت خواننده و نوازنده را شرق مازندران، از شمال خراسان به ارث برده است. در موسیقی تربت جام یک نفر دوتار می زند و دیگری آواز می خواند و شعرها هم که مثلا از شیخ جام. اما در سنت موسیقی شمال خراسان هنرمند باید ساز و آواز و شعر و شخصیت به جایی رسیده باشد. فکر می کنم در سنت ترکمنی هم چنین باشد. چون ترکمن ها هم «بخشی» دارند.

استاد محمد رضا اسحاقی
سه
نوروزخوانی
یکی از گونه های آیینی موسیقی محلی شرق مازندران است. مثل چاووش خوانی و
عباس خوانی و تعزیه خوانی. در بیشتر این نوروزخوانی ها ابیاتی از این دست
حضور دارند:
بهار آمد بهار آمد خوش آمد
علی با ذوالفقار آمد خوش آمد
یا :
قبای اطلسی دارد محمد
دو چشم نرگسی دارد محمد
اگر خواهی محمد را شناسی
بگو صل علی آل محمد
(یا : بگو صل علی «نام» محمد)
تاکنون از استاد اسحاقی فقط به صورت پراکنده (در اینترنت) چند آهنگ گوش کرده ام و هنوز موفق نشده ام آلبومی از آثار ایشان تهیه کنم. بعد از اینکه آن چند بیت نوروزخوانی در سریال پخش شد و سریال تمام، جستم پای اینترنت برای جستجوی «نوروز خوانی استاد محمدرضا اسحاقی» و هرچه گشتم نبود. آخر یک نوروزخوانی دیگر را پیدا کردم که بی ساز و موسیقی بود ولی بسیار زیبا. به خاطر روایت شعری خاصش که از مدح ائمه اطهار و بهار آغاز می شود و بعد گریزی می زند به کربلا دعوت می کنم حتما به آن گوش دهید. انگار که آن سال بهار با محرم مقارن شده است. مثل امسال که تا حدی بهار با فاطمیه همراه است. بدیش این است که اسم خواننده ی باصفای این قطعه ی بی موسیقی را نیافتم.
آخرش به احترام ساز و آواز آقای اسحاقی رفتم کل آن قسمت سریال (قسمت هشتم) را دانلود کردم و بخش نوروزخوانی را از رویش ضبط کردم.

محمدرضا اسحاقی - مراسم نوروزخوانی در مازندران - منبع عکس : جام جم
یک کلید : متاسفانه گوش های ما خیلی به صداها و موسیقی های پاپ عادت کرده است و آوازهای سرزمین پدری و لالایی های مادری از یادمان رفته است. ممکن است وقتی اولین بار یک آهنگ محلی را گوش بدهیم خوشمان نیاید، این طبیعی است. اما چندبار که گوش بدهیم خوب می شویم. دنیایش را درک می کنیم. یعنی به دنیای خودمان باز می گردیم.
دانلود
دانلود یک نوروزخوانی مازندرانی بی موسیقی (همان دین محمد برقراره | علی در خدمت پروردگاره)
دانلود نوروزخوانی محمدرضا اسحاقی با دوتار در سریال پایتخت 2
در جست وجوهایم این آهنگ هم به نظرم قشنگ آمد. آواز و دوتارش از استاد اسحاقی است و تنظیمش برای «دانا کبیری»:
دانلود قطعه دل گپ محمدرضا اسحاقی
دانلود آهنگ «بوی محمد آمد» در سریال پایتخت 2
توضیح: میدانم عکس اول یادداشت خیلی بی کیفیت است. بچه بودم رفته بودم زیارت یکی از بزرگان موسیقی تربت جام، بلد نبودم دوربین را تنظیم کنم.
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.