گعده
بنده پیر خراباتم
که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد
گاه هست و گاه نیست
که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد
گاه هست و گاه نیست
شده با ما بنشینی به تماشا یک روز؟
شد که ما سیر ببینیم شما را یک روز؟
سر صحبت شده یک بار صدایت نکنند؟
از سر سفره شده تا نشوی پا یک روز؟
گعده شد گرم شود؟ غائله شد ختم شود؟
بحث شد بسته شود پیش تو آیا یک روز؟
ما نگفتیم که دربست تو را میخواهیم
که خوشیم از تو به دیدار فقط با یک روز
ای دل سوخته! حاشا به شکایت بروی
ای لب دوخته! دردا که شوی وا یک روز
میکشد کار من و درد، به فریاد آخر
میرساند غم ما سر به ثریا یک روز
نتوان یافت کسی مثل مرا بار دگر
حیف باشد که بفهمی تو هم این را یک روز
تا مگر قدر بدانی و مراعات کنی
می رود این دل دیوانه از اینجا یک روز
ماندنم پیش تو ای دوست فقط یک نفس است
عمر: این یک نفس و گردش دنیا: یک روز
*
روضه خواندم که به یک روز رضایت بدهی
کِی ولی قانعم از دوست، به تنها یک روز؟
یک: سلام علیکم. این شعر را یک بار در دوازدهم مهر، پس از سرایش در وبلاگ گذاشتم، بعد دیدم نامردی ست مطلب قبلی خودم را پس از یک روز ببرم به حاشیه. به همین خاطر شعر را به یک روز نکشیده برداشتم.
دو: یک «سرانجام» به یادداشت «آیا رهبر انقلاب ضدانقلاب شده؟» اضافه شد.
سه: تعدادی «توضیح بیشتر» به یادداشت «تصنیفهای خاطرهانگیز سراج» اضافه شد. چه اینکه دیدم چه یادداشت بی روح و باکلاسی شده است. مگر اینجا دانلودستان است که آهنگ ها را بی هیچ توضیحی برای دانلود بگذارم؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ ساعت 3:55 توسط من
اینجا نخستین وبلاگ جدیام بود. بلاگفا که خراب شد، بخش عمدهای از مطالبم پاک شد. بخشی از مطالب پاک شده اینجا را توانستم بازیابی کنم و در یک «به رنگ آسمان» دیگر در «بیان» بارگزاری کنم. یک وبلاگ تازه هم با نام «در آن نیامده ایام» در بیان و اینستاگرام راه انداختم و هماکنون در آن حوالی مینویسم.