فواید توجه به ساختار اثر هنری و مخاطب حرفه ای بودن

... تا آن وقتی که برای به یادآوردنِ یک قطعه موسیقایی صرفاً به ترانه یا ملودی‌اش، برای یادآوردن یک ساخته‌ی سینمایی به بازیگر معروف یا داستان کلی‌اش و برای اشاره به یک بیت شعر صرفاً به خودش! (بی‌توجه به ابیات قبل و ساختار کلی شعر و پدیدآورنده و ...) اشاره می‌کنیم هم قطعاً مخاطب اثر هنری هستیم. لکن مخاطبی که دستش بسته است ...

ادامه نوشته

در جست و جوی قرائت ایرانی از قرآن کریم _ بخش نخست

قرآن سوره یاسین

وبلاگ «سعی» یادداشت کوتاهی نوشته است با عنوان «مشکل قرائت ایرانی ها چیست؟». من هم چندسال است دارم به این مسئله فکر می کنم. اما این تنها مشکل ما نیست، ما در مورد هنر قرائت قرآن کریم دو مشکل اساسی در ایران داریم. یک : «مشکل قرائت قرآن»، دو : «مشکل گوش دادن به قرائت قرآن». اول دومی را بررسی می کنیم.

ادامه نوشته

موسیقی، هنر، سرگرمی

موسیقی گاه به مثابه ی هنر است و گاه به مثابه ی سرگرمی. نه اینکه هنر به خودی خود سرگرم کننده نباشد و سرگرمی ها هیچکدام هیچگاه هنری نباشند، مهم سرانجام است، که هنر در خدمت و دام سرگرمی باشد یا سرگرمی در استخدام هنر.

اگر از چشم هنر بنگریم، با زیبایی سر و کار داریم و اگر به دل سرگرمی راه بیاییم با نادانی. برای درک هنر باید از خود بیخود شد در حالیکه سرگرمی ما را در خود نگاه می دارد. سرگرمی کاری می کند که ما هرروز خودمان را تکرار کنیم، که رنج هستی و والاییِ بودن را نفهمیم. که خودش یک جوری بگذرد، ترجیحا از کنار ما. «جریان وجود» را عرض می کنم دوستان.

هنر و سرگرمی آنگاه که اوج می گیرند، هر دو ما را به وجد می آورند. ولی این تنها هنر است که ما را به وجود می آورد. هنر ما را در جریان جوی هستی و حقیقت امر قرار می دهد. چند سطر پیش از «رنج هستی» نوشتم. آیا هستی رنج دارد؟ بله، هستی رنج دارد. مواجهه با حقیقت دشوار است. هنر این دشواری را جادو می کند. تا تیغش به جای آنکه بر شاهرگ انسان بنشیند، خرج آراستن کژی ها و پیراستن ناراستی های انسان شود.

موسیقی گاه به مثابه ی هنر است و گاه به مثابه ی سرگرمی. در موسیقی هایی مثل موسیقی سنتی اصل بر هنر است. نگاه کنید من نگفتم هرچه موسیقی سنتی ساخته می شود هنری است. گفتم اصل بر هنر است. حالا ممکن است در یک دوره ای این موسیقی دچار آفت تکرار و تقلید شود و با توهم هنرگرایی و هنرمندی خودش و گذشته اش را تکرار کند. در بعضی گونه های موسیقی هم اصل بر سرگرمی است. اینگونه موسیقی ها برای «مصرف شدن» ساخته شده اند و هیچ ارزش هنری ندارند. مگر اینکه فکر کنیم گل های روی آن دستمال کاغذی که توسط یک انسان سرما خورده خریداری شده اند هنرند. نه اینها هنر نیستند، فن و تکنیکند (تقلیل آرخه به تخنه) . مثال بارز اینگونه موسیقی ها، موسیقی رپ است.

موسیقی پاپ در مرز این دو تلقی از موسیقی حرکت می کند. گاه بنده ی هنر است و گاه برده ی سرگرمی.

گاه سوی وفا رود گاه سوی جفا رود.

محمود کریمی به مثابه یک آهنگساز

محمود کریمی

ریشه یابی علت توفیق اجتماعی محمود کریمی با نگاهی به ویژگی های هنری او

ادامه نوشته